تبليغاتX
3شهرساز


3شهرساز

بهترین مقالات شهر و شهرسازی و برنامه ریزی و طراحی و مدیریت شهری و غیره
اندر فواید چاله چوله های خیابان ها !

یكیاز معضلاتیكهگریبانگیر ما شده(البتهمحسنات) و شهرونداناز آنناراضیهستند كهالبتهبهنظر بندهنهتنها نباید ناراضیباشند بلكهبهلحاظمنافعیكهدارد و عوامالناسنمیدانند و بندهبعدا عرضمیكنمباید خیلیهمخوشحالباشند، وجود چالهچولههایخیابانهاستكههر روز هماضافهمیشود.

مقداریاز اینچالهچولهها بر اثر آسفالتخوبو با كیفیتاست‌! كهبعد از مدتكوتاهیاز بینمیرود. نهاینكهدر مملكتما نفتو قیر و ماسهوجود ندارد؟! متخصصانما با هزار زحمتو فلاكتاینمواد را تهیهمیكنند و بعد همانند كشاورزیكهگندمدیممیكارد و گندمرا رویزمینمیپاشد، اینآسفالتبیزبانرا یا با فرغونیا با ماشینهایمدرنرویخیابانها میپاشند و بعد با غلتكرویآنراهمیروند، ببخشید «میغلتند» تا آنمواد كهنامشآسفالتاسترویزمینصافشود. مثلپلنگصورتیكهوقتیماشینچمنزنیاز رویشرد میشود آنبینوا همتختزمینمیشود.

بعد از مدتیاینآسفالتیا بهعلتآفتابخوردگییا بارانخوردگییا رفتو آمد ماشینها (اماناز دستاینماشینها یا دودشانموجبآلودگیمیشود و یا آسفالترا خرابمیكنند) از بینمیرود. اصلا اینعواملطبیعیمثلآفتابو بارانهستند كهآسفالترا از بینمیبرند یا وسایطنقلیههستند چوناگر ماشینها آمد و شد نكنند آسفالتدوامبیشتریپیدا میكند.

پسنتیجهمیگیریمكهمتخصصانسعیو تلاشوافر انجامدادهاند و تقصیر از ناحیهدیگریبودهاست‌.

حالبرایاینكهاز بحثاصلیدور نشویم، از فواید و منافعیكهچالهچولهها دارند سخنمیرانیم‌. یكیاز فواید مهمچالهچولهها ایجاد شغلبهصورتهایمختلفدر جامعهاستو باعثاز بینرفتنبیكاریمیشود. حالمیگویید چطور؟ خبكمیتاملكنید و دقتنظر داشتهباشید تا بهعرضبرسانم‌.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت7:45توسط 3شهرساز |
مسکن

در دوران قبل از انقلاب اسلامی، با پیدایش مشکل مسکن در تهران و شهرهای دیگر، توجه دولت به مسأله جلب و سیاستهای پیش‌بینی شده، در قالب برنامه‌های پنج ساله متجلی شد. در برنامه‌های اول و دوم عمرانی کشور، اصولاً فصل و اعتبار مشخصی برای فعالیت خانه سازی و تأمین مسکن در نظر گرفته نشده است و از برنامه های سوم عمرانی به بعد، طرحها و برنامه های مربوط به بخش مسکن در برنامه‌های پنج ساله دیده میشود.

در برنامه های سوم عمرانی قبل از انقلاب (1346-1342(، سیاستها و خط مشی‌های دولت در امر مسکن عبارت بودند از :

نظارت بر کلیه فعالیتهای مربوط به تهیه مسکن، تعیین و برآورد نیازها در این زمینه، تهیه برنامه‌های مالی به منظور اعطای وامهای دراز مدت و گسترش اقدامهای خودیاری در تهیه مسکن با کمک و راهنمایی دولت (سازمان برنامه و بودجه، گزارش برنامه عمرانی سوم)(1346-1342) . در این برنامه مشکلات متعددی مانع اجرای صحیح برنامه گردید.

سیاستها و خط مشی های بخش مسکن در برنامه چهارم عمرانی (1351-1347) در قالب ایجاد صندوقهای پس انداز، بررسی سبک معماری و نوع مصالح ساختمانی، نظارت بر صدور پروانه‌های ساختمانی، تأمین موجبات خانه سازی به وسیله صاحبان صنایع، نوسازی محله‌های قدیمی در قالب طرحهای جامع شهری، توجه به ایجاد ارتباط بین مسکن و شهرسازی، و در نهایت تشویق آپارتمان‌سازی و احداث مجتمع های مسکونی، دنبال شد.

در مجموع، علی رغم اجرای نسبی اهداف برنامه، عدم تناسبها و عدم هماهنگیها در اجرای برنامه‌، مانع حل قطعی مشکل مسکن گردید.

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت7:41توسط 3شهرساز |
فقدان برنامه در بخش مسکن

در دنیا شاخص های مختلفی در سنجش وضعیت مسکن در کشورهای مختلف وجود دارد و کشورها با توجه به این شاخص ها و نسبت استاندارد آن در دنیا و همچنین در خصوصیات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی جامعه خود، نسبت به برنامه ریزی در بخش مسکن اهتمام ورزیده و سیاست های خود را بر مبنای شاخص های مذکور تنظیم می کنند.

این شاخص ها به بخش های مختلف درونی ، بیرونی، اقتصادی، بر مبنای خانوار تقسیم بندی شده اند. شاخص هایی از قبیل تراکم نفر در واحد مسکونی، تولید زیربنای مسکونی، تراکم خانوار در واحد مسکونی، هزینه مسکن نسبت به درآمد سالانه خانوار و ... را می توان از این منظر ارزیابی کرد.

یکی از مهمترین شاخص هایی که جزو شاخص های اقتصادی مسکن قرار می گیرد و از اهمیت بالایی برخوردار است، شاخص «سهم هزینه مسکن در سبد هزینه خانوار» است. این شاخص جزو کلیدی ترین شاخص های بخش مسکن است که کشورهای مختلف با استناد به آن و مقایسه شاخص مذکور با استاندارد جهانی آن نسبت به سیاستگذاری مناسب در بخش مسکن اقدام می کنند.

متاسفانه در حالیکه «سهم هزینه مسکن در سبد هزینه خانوار» در کشورهای موفق در حل معضل مسکن به کمتر از ۱۵ درصد می رسد، در کشور ما این سهم در سبد هزینه خانوارهای شهری ۵/۳۲ درصد گزارش شده است که این رقم برای دهک های پایین درآمدی در کلان شهرها به بیش از ۷۰ درصد نیز رسیده است؛ این بدان معناست که درصد بالایی از درآمد خانوار باید صرف پرداخت اجاره بها و یا اقساط خرید خانه شود.

اهمیت این شاخص در تبعاتی است که در اقتصاد کشور بجای می گذارد. بطور مثال بالا بودن «سهم هزینه مسکن در سبد هزینه خانوار» باعث کاهش قدرت خرید خانوار منجمله اقلام ضروری، خوراکی و بهداشتی خانواده می شود.

بنابراین دولت با عطای یارانه های نقدی و غیرنقدی باید نسبت به تامین این اقلام ضروری اقدام نماید که بار مالی بالایی را به دولت تحمیل خواهد کرد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت7:39توسط 3شهرساز |
سناریوی مسکن

مسکن یکی از مسائل حاد در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران است. فقدان منابع کافی، ضعف مدیریت اقتصادی، نداشتن برنامه ریزی جامع مسکن و سایر نارسایی هایی که در زیر ساخت های اقتصادی کشورهای در حال توسعه وجود دارد از یک سو و افزایش شتابان جمعیت شهر نشینی از سوی دیگر، تأمین سرپناه در این کشورها را به مشکلی چند بعدی تبدیل کرده است.

یک باب منزل مسکونی مهمترین دارایی است که هر خانوار در طول حیات خود آن را مالک می شود و فقط پس از حصول اطمینان از تملک آن است که فرآیند توزیع مازاد پس انداز هر خانوار در سایر بازارها (اعم از بازار پول یا سرمایه) ماهیتی وجودی می یابند. دلایل رشد بهای مسکن تهران را مخصوصاً در ماه های اخیر می توان چنین برشمرد؛ افزایش قیمت آهن، سیمان، تراکم، خواب سرمایه، جو روانی و مهاجرتها و موالید.

در واقع مدیریت کلان مسکن تلفیق مناسبی با برنامه ریزی شهری نداشته و این امر باعث شده تا سیاست گذاری مسکن و توسعه شهری ارتباط سازمانی پیدا نکنند.

حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار آپارتمان خالی از سکنه در تهران وجود دارد که این مورد نیز در گرانی مسکن پایتخت تأثیر گذار بوده است. توقف ساخت وسازها نیز در چند سال اخیر قدرت خرید و اجاره مسکن برای حقوق بگیران را تا ۳۰ درصد کاهش داده است.

بر اساس گزارش سازمان مدیریت و برنامه ریزی ساخت و ساز مسکن در تهران در سال ۱۳۸۲ حدود ۴۷ درصد در مقایسه با سال قبل از آن کاهش یافته است. بنابراین کمبود همین ساخت و سازها در تهران که جمعیت آن هم به واسطه زاد و ولد و هم از طریق مهاجرتهای داخلی رو به فزونی می رود مشکلی بس بزرگ است.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت7:37توسط 3شهرساز |
روند سیاستگذاری مسکن در ایران

در دوران قبل از انقلاب اسلامی، با پیدایش مشکل مسکن در تهران و شهرهای دیگر، توجه دولت به مسأله جلب و سیاستهای پیش‌بینی شده، در قالب برنامه‌های پنج ساله متجلی شد. در برنامه‌های اول و دوم عمرانی کشور، اصولاً فصل و اعتبار مشخصی برای فعالیت خانه سازی و تأمین مسکن در نظر گرفته نشده است و از برنامه های سوم عمرانی به بعد، طرحها و برنامه های مربوط به بخش مسکن در برنامه‌های پنج ساله دیده میشود.

در برنامه های سوم عمرانی قبل از انقلاب (1346-1342)، سیاستها و خط مشی‌های دولت در امر مسکن عبارت بودند از :

نظارت بر کلیه فعالیتهای مربوط به تهیه مسکن، تعیین و برآورد نیازها در این زمینه، تهیه برنامه‌های مالی به منظور اعطای وامهای دراز مدت و گسترش اقدامهای خودیاری در تهیه مسکن با کمک و راهنمایی دولت (سازمان برنامه و بودجه، گزارش برنامه عمرانی سوم)(1346-1342) . در این برنامه مشکلات متعددی مانع اجرای صحیح برنامه گردید.

سیاستها و خط مشی های بخش مسکن در برنامه چهارم عمرانی (1351-1347) در قالب ایجاد صندوقهای پس انداز، بررسی سبک معماری و نوع مصالح ساختمانی، نظارت بر صدور پروانه‌های ساختمانی، تأمین موجبات خانه سازی به وسیله صاحبان صنایع، نوسازی محله‌های قدیمی در قالب طرحهای جامع شهری، توجه به ایجاد ارتباط بین مسکن و شهرسازی، و در نهایت تشویق آپارتمان‌سازی و احداث مجتمع های مسکونی، دنبال شد.

در مجموع، علی رغم اجرای نسبی اهداف برنامه، عدم تناسبها و عدم هماهنگیها در اجرای برنامه‌، مانع حل قطعی مشکل مسکن گردید.

در برنامه عمرانی پنجم قبل از انقلاب اسلامی (1356-1352)، سیاستهای دولت تحت عنوان سیاستهای اجرایی برنامه، مواردی چون سیاستهای اعتباری، سیاستهای مستقیم دولت مانند ایجاد تعادل در عرضه و تقاضای مسکن، سیاستهای تأمین زمین مانند تخصیص اراضی دولت به شهرداریها با قیمت مناسب و سیاستهای مربوط به روشهای ساختمانی مانند بررسی مصالح ساختمانی و با توجه به شرایط اقلیمی را شامل می شده است.

در این برنامه ، هم دولت و هم بخش خصوصی بیش از پیش فعال شدند. به ویژه اینکه به گروههای کم درآمد توجه خاصی مبذول شد و دولت در طی برنامه 28 هزار واحد مسکونی برای آنان احداث کرد.

در این برنامه تنها اهداف کمی برنامه محقق شد و اهداف کیفی آن همچنان لاینحل باقی ماند.

سالهای اولیه پس از انقلاب، با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی موجود، اصولاً تفکر برنامه‌ریزی به ویژه در زمینه مسکن دنبال نشد. در برنامه اول توسعه اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1372-1368)، توسعه و ترویج سازه‌های بتنی در شهرهای بزرگ و متوسط و ایجاد صنایع پیش ساخته در شهرهای بزرگ برای تشویق تولید انبوه مسکن و استفاده از مصالح ساختمانی، به خصوص صنایع پتروشیمی به منظور جایگزینی مصالح وارداتی در دستور کار قرار گرفت.

در برنامه دوم توسعه اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی کشور (1378-1374) سیاستها و خط مشی‌هایی از جمله استفاده بهینه از زمین، کمک به احداث مسکن برای متقاضیان کم درآمد، تقلیل متوسط سطح زیربنای مسکونی، آموزش فنون ساخت و ساز نوین، تقویت منابع مالی بانک مسکن و امثال آن به تصویب رسیده است.

ارزیابی برنامه‌های بعد از انقلاب نشان میدهد که اولاً سهم بخش دولتی در آنها ناچیز است و ثانیاً‌، سهم تأمین مسکن گروههای کم درآمد بسیار پایین است.

 

منبع : http://www.daneshnameh.roshd.ir

+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت7:27توسط 3شهرساز |
حاشیه نشینی ، تهدید یا فرصت ؟

چهاردیواری معروفی كه امروز بسیاری برای رسیدن به آن سرگردانند، همان سرپناهی كه قرار است محل امن و آسایش باشد و سرانجام همان كه امروز به گوهری كمیاب تبدیل شده، همچنان آرزوی دست نایافتنی به خصوص برای خیلی از جوانان باقی مانده است!

بر مبنای اصل ۴۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران كه داشتن مسكن حق هر ایرانی می باشد و اصل ۳۱ كه تأمین مسكن متناسب با نیاز هر فرد ایرانی وظیفه حاكمیت است، به نظر می رسد قوای سه گانه باید نسبت به اجرای اصل ۳۱ و ۴۳ قانون اساسی برای تأمین مسكن افراد نیازمند و كم درآمد بسیار حساس و مهم باشد معضلات و مشكلات تأمین مسكن مناسب همواره باید با اشتغال و اقتصاد بررسی شود زیرا این ۳ گزینه ارتباط منسجم و هدفمندی با هم دارند و نمی توان هر كدام را جدا از یكدیگر بررسی كرد و با اطمینان باید گفت كه معضل بیكاری برمی گردد به ركود بازار مسكن و یا سیاست های اقتصادی نادرست كه موجب ركود در بخش مسكن می شود و اجرای تبصره ۶ قانون بودجه سال ۸۶ می تواند به ساخت وساز انبوه، تقویت تعاونی ها، نحوه عرضه و توزیع مسكن بر نیازمندان مؤثر باشد و سؤال این است كه چرا مسكن به قیمت واقعی خود نمی رسد و در نتیجه نیازمندان صاحب مسكن نمی شوند، آیا عملكرد مجلس و دولت موجب این معضلات شده است كه شاهد این حجم بسیار زیاد اجاره خانه ها هستیم.

در قانون ۵ ساله چهارم در ماده ،۳۰ دولت موظف است كه در سال اول طرح جامع مسكن را تهیه و در اختیار مجلس قرار دهد و البته دولت در سال ۸۴ این طرح را به مجلس ارائه كرده و مجلس در حال بررسی است و به نظر می رسد، مشكل و معضل مسكن وجود خلأ قانونی و مصوبات مجلس نیست بلكه یكسری تصمیمات غیركارشناسانه مانند دادن وام بدون برنامه ریزی به بخش مسكن، نبود كنترل و نظارت بر قیمت مصالح ساختمانی، فروش تراكم و یا متوقف كردن فروش تراكم و... را می توان نام برد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت7:26توسط 3شهرساز |
7 شاخص کیفیت مسکن مناسب در محلات شهری

در واقع تعریف و مفهوم عام مسكن یك واحد مسكونی نیست، بلكه كل محیط مسكونی را شامل میشود. به عبارت دیگر مسكن چیزی بیش از یك سرپناه صرفا فیزیكی است و تمامیخدمات و تسهیلات عمومیلازم برای بهزیستن انسان را شامل میشود و باید حق تصرف نسبتا طولانی و مطمئن برای استفادهكننده آن فراهم باشد.دریافت رابطه توسعه پایدار و شهرسازی و اجزای متشكله آن منجمله مسكن و مقولات متعدد مربوط به آن، موضوعی اساسی است. در واقع شناسایی ویژگیهای شهر پایدار یا محیط پایدار در اقلیم و فرهنگ خاص، موضوعی است كه عدم پرداختن به آن، امكان توفیق در برنامه ریزی برای جزئیات آن را تقلیل میدهد. پرداختن به شاخصههای مسكن به عنوان كلیدیترین ابزار برنامهریزی و تشكیلدهنده، شالوده اصلی آن را میتوان از حساسترین مراحل برنامهریزی دانست. عرصه مسكن به منظور تامین رشد اجتماعی علاوه بر خود واحد مسكونی، محیط پیرامون آن را نیز در برمیگیرد. نیاز به مسكن دو بعد كمیو كیفی دارد، در بعد كمینیاز به مسكن، شناخت پدیدهها و اموری را شامل میشود كه به فقدان سرپناه و میزان دسترسی به آن مربوط میشود كه در واقع درجه پاسخگویی به نیاز، بدون در نظر گرفتن كیفیت آن موردنظر است. در بعد كیفی مسائل و پدیدههایی مطرح میشوند كه به بیمسكنی، بدمسكنی و تنگ مسكنی ارتباط دارند و آنچه مطرح است، نوع و شكل نیاز است.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت6:36توسط 3شهرساز |
مهاجران ؛ شهروند یا شهرنشین

نتایج تحقیقات جامعهشناسان شهری نشان داده كه میزان تعلق اجتماعی شهروندان ضعیف است و شهروندان نسبت به محیط زندگی خود احساس تعلق و یگانگی ندارند.

ساختار زندگی شهری شرایطی را ایجاد كرده كه منافع عمومی در مقابل منافع شخصی رنگ باخته است. فردی كه از روستا به شهر مهاجرت میكند، بعد از اقامت بهعنوان شهرنشین محسوب میشود، اما هنگامی كه با قوانین و مقررات و مناسبات محیط جدید آشنا میشود، آن را پذیرفته و قواعد آن را رعایت نماید شهروند خواهد شد.

گسترش شهرها در نتیجه افزایش جمعیت و مهاجرت از روستاها پدید آمده است، همچنین مهاجرت از روستا به شهر باعث تراكم جمعیت شهر میشود و این در حالیاست كه مهاجران وارد شده به شهر با اوضاع و احوال زندگی شهری خو نگرفتهاند.

روند سریع انتقال جمعیت از روستا به شهر در برخی شهرها با ایجاد منابع و امكانات كافی شهری مانند مسكن، آب، برق و... همراه نبوده است و كمبودهایی احساس شده است. از طرف دیگر افزایش جمعیت، گسترش فیزیكی شهر را در پی داشته و ارائه خدمات شهری را مشكل كرده است.
بدین ترتیب مشكل مسكن، كمبود فضای سبز كافی، آلودگی هوا ناشی از تردد اتومبیلها، حاشیهنشینی و بیكاری، از جمله عوامل نارضایتی شهری است.

از سوی دیگر آگاهی از نیازها و مسائل مردم و بررسی نگرش آنان در میزان نقشی كه میتوانند در رفع مشكلات شهری داشته باشند، زمینه مساعدی برای برقراری ارتباط منطقی و صحیح بین نهاد خدمترسان به شهروندان و خود شهروندان فراهم ساخته و اعتماد میان شهروندان و مدیریت شهری برقرار میشود.

مشـــاركت شهروندان در مدیریت شهری میتواند در تأمین منابع اقتصادی، كاهش هزینه خدمات، افزایش انسجام اجتماعی، كاهش آسیبها و تنشهای ناشی از زندگی شهری و رضایت شهروندان مؤثر باشد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت6:28توسط 3شهرساز |
شهرنشینی بی رویه و پیامدهای اجتماعی – فرهنگی آن

مقدمه

کره زمین رد حال تبدیل شدن به دنیائی از شهرها است. به طوری که قرن بیستم شاهد توسعه چشمگیر شهرها چه از لحاظ تعداد و چه از نظر وسعت بوده است (اسکورو، ۱۳۷۲). در ابتدای قرن نوزدهم حدود سه درصد از جمعیت دنیا در نواحی شهری زندگی میکردند. این تعداد در ابتدای قرن بیستم به حدود ۱۵ درصد و در اواخر قرن ۱۹ به حدود ۴۶ درصد رسید. در سال ۲۰۰۰ این مقدار به ۲/۴۸ درصد افزایش یافت. بررسی ها و مطالعات انجام شده نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵ به ۵/۶۲ درصد خواهد رسید. بر این اساس در این سال قریب به دوسوم جمعیت دنیا در شهرها زندگی خواهند کرد (Bradshaw, ۱۹۸۷).

نگاهی به روند رشد افزایش جمعیت کشورهای در حال توسعه بسیار نگران کننده تر از کل جهان می باشد. به عنوان مثال، در سال ۱۹۶۰ سهم اینگونه کشورها از ۱۹ کلان شهر در جهان ۹ منطقه شهری بوده است. در حالیکه این تعداد در سال ۲۰۰۰ به ۵۰ کلان شهر از مجموع ۶۶ مادر شهر رسیده است. (Lo, Fu-Chen ۲۰۰۱) این در حالی است که تفاوت های ماهوی بین عوامل به وجود آورنده شهرنشینی و پیامدهای آن در جهان سوم با کل جهان و به خصوص کشورهای توسعه یافته وجود دارد (Roberts, ۱۹۷۸) تفاوت های موجود در سطوح شهرنشینی و میزان رشد در این دو سیستم بیانگر تفاوتهای موجود در سیستم های اقتصادی - اجتماعی است که ریشه در فرآیندهای تاریخی، فرهنگی و ... دارد. در کشورهای غنی پردرآمد، ساختارهای شهری به روشنی تعریف شده اند. رشد جمعیت در حداقل است و روند مهاجرت بین شهری ناچیز می باشد. اما برای یک کشور در حال توسعه، این چشم انداز شهرها و این ارزیابی خوش بینانه گیج کننده است.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:46توسط 3شهرساز |
شهر لجام گسیخته

تأملی در ناپایداری اجتماعی ، فرهنگی ، زیست محیطی و كالبدی كلان شهر تهران

سابقه مفهوم پایدار به اواخر دهه هفتاد میلادی باز می گردد ، ولی این مفهوم در سال ۱۹۹۴ در اجلاس سكونت گاه های بشر در استانبول بیشتر از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفت . اجلاس استانبول منجر به پیدایش دو نگرش و جریان كلی در تعریف پایداری اجتماعی گردید . یك گروه از دانشمندان و صاحب نظران شركت كننده بر این باور بودند كه پایداری اجتماعی ، تحقق پیش شرط های اجتماعی خاص است كه بدون آنها ، توسعه پایدار ممكن نیست . از سوی دیگر گروهی معتقد بودند كه پایداری اجتماعی ناظر بر نیازهایی است كه از ضرورت حفظ برخی ساخت های اجتماعی و سنن و میراث های فرهنگی بر می خیزد . تفاوت این دو نگرش ، عمیق است زیر بر اساس برداشت نخست ، دگرگونی ساخت های اجتماعی و سنن و ارزش های فرهنگی را از الزامات ضروری می داند ولی برداشت دوم بر خلاف نظریه اول به حفظ سلامت و سنن فرهنگی اشاره می كند . در بررسی های بعدی معلوم شد كه امكان تركیب و رفع تناقض بین دو نظریه ممكن است . بدون تردید توسعه پایدار در شرایط ویژه جهان مبتنی بر ICT دگرگونی عمیق و گسترده جنبه های مختلف آن شامل ساختارهای اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و از همه مهمتر ساختارهای اساسی را می طلبد .

البته تغییرات شگرف و عظیم نمی تواند و نباید به نابودی همه چیز و تغییر تمامی بنیادها منجر شود زیرا تغییرات لجام گسیخته و فراگیر آن هم بدون توجه به بنیادها ، جامعه را دچار اغتشاش ، نابسامانی و بی هویتی می كند و به تعبیر امیل دوركیم ، شرایط آنومیك ایجاد می كند .
ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:45توسط 3شهرساز |
شهر فرهنگی , فرهنگ شهری

رشد شهر نشینی و صنعتی شدن جوامع شهری و فرهنگ جامعه را به سرعت از اعتقادها وآداب و سنن دور كرد و تمایل به زندگی امروزی و استفاده از رفاه و ارزشهای مادی به نوعی ارزش اجتماعی تبدیل شد به گونه ای كه رشد تجملات و تزئینات در سیمای شهر وخانه ها از همیشه نمایان تر شد و جامعه ها را از پایبندی به یكدیگر و مناسبات خانوادگی وخویشاوندی دور كرد .

در جوامع سنتی و روابط اجتماعی به هم پیوسته بود و باور های مشترك و مشخصی وجودداشت و افراد همدیگر را می شناختند و اعتماد میان افراد بیشتر بود و روابط اجتماعی براساس آشنایی های دراز مدت و دوستی و مناسبات فامیلی و خانوادگی استوار و پایدار بود .

ولی جوامع بزرگ شهری امروز به خاطر وجود شرایطی خاص ، فرصتی برای شناختن افراد نگذاشته است . افراد به جای خانه و محیط زندگی در محیط كار با افراد بسیاری روابط برقرار می كنند و اما به دلیل شغل های متفاوت و موقعیت اجتماعی افراد و روابط با روابط سنتی متفاوت است كه در این ارتباط بیشتر به جای وجود علایق و احساسات ، غلبه باموقعیت اجتماعی افراد است .

در شهر های بزرگ تحرك اجتماعی و تغییر پایگاه طبقاتی به راحتی صورت می گیرد و ضمن آنكه نامتجانس بودن فرهنگ شهری بیشتر مواقع ، سازمان شكنی اجتماعی و تغییر ساختارسنتی را به همراه دارد . این موضوع بیشتر ناشی از تراكم بالای جمعیت و وجود فرهنگ های گوناگون و رنگ باختن برخی از آنها و اختلاط با هویت شهری و گسترش منطقه های حاشیه نشین و در نتیجه ایجاد فاصله میان قشرهای مختلف در این جوامع است . امروزه شهرها بیگانگی را در انسان ها تقویت می كنند و احساس تنهایی و جدایی و تمایل به تنهایی را درمیان طبقات مختلف جامعه رشد می دهند .

وجود معضل های بزرگ شهری مانند ترافیك های سنگین و گسترده و بیكاری و كمبود و یا گرانی مسكن و گسترش جرم و جنایت و آلودگی های زیست محیطی و فرهنگی علاوه برگسترش زمینه های بی اعتمادی میان انسانها این احساس را در شهرنشینان ایجاد می كند كه شاید مسئولان شهری قادر به اداره شهر نیستند و این امر در پاره ای مواقع میل به قانون گریزی را در جامعه دامن می زند و جلوگیری از این كار نیازمند برنامه ریزی های فرهنگی و ایجاد بستر فعالیت های سالم و سازگار از سوی مدیران و مسئولان است .

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:44توسط 3شهرساز |
جهانی شدن و مشکلات کلان شهرها

هزاران سال است كه شهرها كانون فرهنگ و اندیشه، تعامل اجتماعی انسانها و جایگاه بالندگی شهرنشینی هستند. گرچه از هنگام پیدایش انسان در كره زمین اكثریت افراد در محلهها، دهكدهها و شهركها و بافتهای جمعی میزیستهاند اما با فرا رسیدن سال ۲۰۰۰ و بویژه دو دهه پایانی قرن بیستم میلادی زمان وقوع دو رخداد جهانی و مهم در سالنامه حیات بشری است.

یكی از این دو رخداد شهری شدن جهان و دیگر ظهور شهرهای جهانی است. امروز نیمی از جمعیت شش میلیاردی جهان ساكن شهرهایند. اكثریت جهان و زمین رفته رفته به شهر تبدیل میشود.

در سال ۱۸۰۰ تنها سه درصد جمعیت جهان در شهرها میزیستند، در سال ۱۹۵۰ این میزان به ۲۹درصد رسید و در سال ۲۰۰۰ این میزان به پنجاه درصد رسیده است، این در حالی است كه سازمان ملل متحد هشتاد درصد رشد جمعیت دهه آینده را مربوط به شهرها میداند نه روستاها. مسلماً آنچه درخصوص توسعه و گسترش شهر و شهرنشینی اتفاق افتاده در طول تاریخ بشر بیسابقه بوده است.

در حال حاضر ۲۳ شهر جهان ۱۵ میلیون نفری هستند. از این تعداد ۱۸ شهر در كشورهای رو به توسعه قرار دارند و جمعیت این گونه شهرها از حدود ۱۰۰ كشور كنونی عضو سازمان ملل بیشتر است. برپایه «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» در سال ۱۹۶۰ تنها ۹ شهر با جمعیت بیش از ۴ میلیون نفر در كشورهای رو به توسعه وجود داشته كه در سال ۱۹۸۰ به ۳۵ شهر رسید و در سال ۲۰۰۰ به ۵۰ شهر و در سال ۲۰۲۵ به ۱۱۴ شهر خواهد رسید.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:44توسط 3شهرساز |
سیمای بدقواره شهر ما

بدقوارگی و آشفتگی چنان بر شهرهای ما سایه افکنده که رها شدن از آن تلاش بسیار می خواهد و زمان طولانی. کافی است پا به خیابان بگذاری تا با انبوهی از رنگ ها، سنگ ها، شیشه ها، آجرنماها و بتن هایی روبرو شوی که نام بنا برخود دارند. بلندوکوتاه با خطوط افقی و عمودی نامتناسب و رنگ های ناهمگون. پنجره های نازیبا، ورودی ها و مصالح متنوع و... .این گوناگونی و ناهمگونی در سبک و شکل به اغتشاش انجامیده و شهرهایی بی هویت، غیرانسانی، ناهماهنگ و نابسامان را به شهروندان هدیه کرده است.

معماری شهرما دیگر هیچ نوع مشخصه ای را تداعی نمی کند و در واقع سازمان فضایی و محیط کالبدی شهر ، احجامی مکعب،تک عملکردی ،بدون دید و منظر و بدون سایه روشن های مناسب ، بدون نشانه و از این دست است.

بناها پیوستگی خود را نسبت به زمین ،آسمان و همجواری از دست داده اند و فضاها از میان آن سربرآورده اند. بافت شهری متشکل از احجام پراکنده ای است تهی از ارزش های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که بحران هویت شهری و معماری را نمایان تر می سازد این در حالی است که مردم نیازمند تغییرات در شهرها هستند. روحیه افسرده آنها نیاز به تنوع رنگ، فضا و محیط دارد و در صورت بی توجهی به آن ،فضاهای شهری ما روز به روز خموده تر و غمگین تر می شود و نتیجه ،بی تفاوتی مردم نسبت به محیط پیرامونشان است.

بخشی از این مشکل به سیاست های ساخت و ساز وزارت مسکن و شهرداری ها برمی گردد و بخشی دیگر به ساختار مالکیت زمین در شهر و ساختار سرمایه در گردش.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:43توسط 3شهرساز |
عبرت ها و پندهای تاریخی تهران

به نظر میرسد كه دیگر نمیتوان در تهران به راحتی نفس كشید. ترافیك و زمان طولانی رفت و آمد همه ساكنان شهر را به ستوه آورده است.

این در حالی است كه هزینههای زندگی به ویژه هزینه تأمین مسكن در شهر تهران طی یك دهه اخیر رشد سرسامآور داشته، بهای اجاره مسكن سالانه ۳۰ درصد و بیشتر افزایش یافته و قیمت یك واحد مسكونی به طور میانگین ۴ تا ۵ برابر شده است.

بحران مسكن در تهران درست همزمان با اوج رونق ساخت و ساز در شهر بروز كرده است، در زمینه فروش تراكم، تخریب و نوسازی ساختمانها در مناطق مركزی و جنوبی شهر شدت گرفته و سوداگری مسكن در مناطق شمالی پررونق است. هر سال برای ساخت بیش از صدهزار واحد مسكونی در تهران مجوز صادر شده است و این امر نشانه تمام و كمال رونق ساخت و ساز است زیرا صدور مجوز در ده سال قبل از این ۳۰ درصد این میزان بوده است.

ظرفیت سكونت در شهر تهران طی ده سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته است. این با احتساب تخریب واحدهای مسكونی در مناطق قدیمی شهر و ساختمانهایی است كه برای استفاده اداری و خدماتی تغییر كاربری یافتهاند. آیا شهر متناسب با اضافه شدن ظرفیت مسكونی آن، امكان افزایش سطوح خدماتی، معابر و فضاهای عمومی را داشته و نظام حمل و نقل، تجهیزات و ظرفیتهای مدیریت شهری آن متناسب با این اضافه جمعیت رشد كرده است؟

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:42توسط 3شهرساز |
زدگی حاشیه ای در متن تهران

زمانی که عبدالغفار نجم الملک اولین سرشماری شهر تهران را در سال ۱۲۴۶ شمسی انجام داد و نوشت که یک دهم سکنه شهر یعنی رقمی حدود ۱۷ هزار نفر، حاشیه نشین هستند و در خارج از حصارهای شهر زندگی می کنند، نمی دانست که ۱۴۰ سال پس از آن می گویند که در خود شهر تهران ۵۴ لکه حاشیه نشین وجود دارد. ۵۴ لکه فراموش شده. کسانی که در میان دیوارهای ۲۲ منطقه شهر زندگی می کنند و امکانات شهری ندارند. پیدا کردنشان هم زیاد سخت نیست، کافی است از کنار پل مدیریت که رد می شوید، چشم بچرخانید تا بیغوله هایشان را ببینید یا اگر در یکی از خانه های محله میرداماد زندگی می کنید، دو کوچه بالاتر بروید. حاشیه نشینی برای خیلی از مردم تنها مفهوم آن زاغه نشین هایی را دارد که در خارج از حصارهای شهر و دور از چشم ها، منظره حریم شهر را خراب می کنند. پاکدشتی ها و رباط کریمی ها. کسانی که نامشان تنها زمانی مطرح می شود که حادثه ای در آنجا رخ دهد مثل زمانی که بیجه در پاکدشت آدم می کشد.

آن وقت مسوولان برآشفته می شوند و ناراحت که چرا به حاشیه نشینان توجه نمی شود. در روزنامه ها خبر منتشر می کنند و می گویند که برای رفع معضل حاشیه نشینی فکری خواهند کرد. اما حاشیه نشینان درون تهران به نظر می رسد فراموش شدگان هستند. کسانی که جایی همین نزدیکی ها زندگی می کنند و دور از ما. حتی اسمشان در روزنامه ها هم نمی آید.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:39توسط 3شهرساز |
تهران گرفتار در حلقه مشکلات

تهران با وجود بیش از ۱۰ میلیون جمعیت، دچار مشكلات بسیاری شده است. از سال های قدیم كنترل نشدن و یا حتی چاره اندیشی نامناسب، تهران را به مرحله انفجار جمعیت رسانده است. حل مشكلات تهران به منزله حل مشكلات یك چهارم جمعیت كشور و شاید بیش از آن باشد به همین دلیل توجه علمی و دقیق به مشكلات این شهر حیاتی و ضروری بوده وتوجه دقیق به مسائل و مشكلات آن به مسأله ای ملی تبدیل شده است.

از جمله مسائلی كه تبدیل به معضل شده اند عبارتند از: مهاجرت و حاشیه نشینی دركلانشهرها )از جمله تهران(، حمل و نقل و ترافیك شهری، آلودگی هوا و محیط زیست، ساخت و ساز های غیر مجاز و چه بسا غیر استاندارد، امنیت عمومی و امكانات تفریحی.

 مهاجرت و حاشیه نشینی

تهران یكی از كلانشهر های بزرگ كشور است بنابراین مسئولان وظیفه دارند برای مهار و رفع مشكلات این كلانشهر بزرگ طرح های خاص و ویژه ای را ارائه كنند ودر این باره توجه به برخی نكات ضروری است.

 در سیاست های كلان باید به برنامه های توسعه و موضوع مهاجرت توجه شود تا روستائیان به شهرها مهاجرت نكنند .

 ساخت و سازها در حاشیه شهرها بویژه تهران با نظارت و كنترل بیشتر انجام شود ومهاجران در مجتمع ها و مجموعه های از پیش تعیین شده اسكان یابند.

 كارخانه ها ومراكز تولید به هیچ وجه تا ۱۰۰ كیلو متری تهران و كلانشهرها اجازه تأسیس نداشته باشند و برای كارگران تحت پوشش خود نیز مراكز و اماكن مشخص برای سكونت تعیین كنند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:39توسط 3شهرساز |
تهران تنها پایتخت فاقد سیستم فاضلاب

برخیاوقات، بدیهیترینامور جاریدر کلانشهرهایدنیا در تهراندیدهنمیشود. مثلا با گسترشروزافزونتهرانهنوز اینشهر فاقد سیستمدفعفاضلاباست‌.

هماکنوندفعو تصفیهفاضلابدر تهرانو حتیبسیاریاز شهرهایدیگر ایرانتبدیلبهچالشروز جامعهشدهاست‌.

ایندر حالیاستکهرییسشورایشهر تهرانبا انتقاد از تخصیص اعتباراتناکافیبهشرکتفاضلاباستانتهرانبرایاجرایطرحفاضلابمیگوید: از سالگذشتهتاکنونهر سالهفقطیکمیلیارد توماناعتبار بهبرنامههایآبو فاضلاباستانتهرانتخصیص دادهشدهکهبا اینوضعیتروند اجرایطرحفاضلابتهرانبا کندیصورتگرفتهو همینکندی، آثار زیانبار و تخریبیرا بههمراهخواهد داشت‌.

مهدیچمرانهشدار میدهد کهبا تداومروند کنونی، اجرایاینطرح۵۰ سالطولمیکشد.

با رشد روزافزونجمعیتتهرانو گسترشحاشیهنشینی، متاسفانهاینمعضلهر روز پررنگتر میشود و مسوولانذیربطاز گذشتهتاکنونتنها بهوعدهاکتفا کردهاند. از سویدیگر سیستمدفعو تصفیهفاضلابدر تهرانتنها بهگسترشجمعیتمحدود نمیشود. چند سالیاستکهدفعو تصفیهزبالههایبیمارستانینیز سلامتیمردمتهرانرا بهخطر انداختهاست‌. اختلافبینشهرداریو سازمانحفاظتمحیطزیستنیز باعثشد کههنوز تکلیفتصفیهزبالههایبیمارستانیمشخص نباشد. بتازگیسازمانمحیطزیستبرایکلیهبیمارستانها ضربالاجلتعیینکردهاست‌. سازمانمحیطزیستهشدار دادهاست‌: در صورتیکهبیمارستانها در تمامیاستانها نسبتبهایجاد سیستمتصفیهفاضلاببیتوجهیکنند، در ابتدا بهآناناخطار دادهخواهد شد و در صورتبیتوجهی، واحدهایمتخلفبهقوهقضاییهمعرفیمیشوند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:36توسط 3شهرساز |
تهران تا کجا گسترش می یابد

در میان پایتخت های امروزی جهان همواره از شهرهای کانبرا، اتاوا، برازیلیا و اسلام آباد که همه آنها در قرن بیستم و به عنوان یک شهر جدید بنا نهاده شدند، نام برده می شود. این مورد در حالی است که شهر واشنگتن هم که بنای آن به قرن هفدهم میلادی می رسد، خود به مثابه یک شهر جدید به وجود آمد.

ولی کمتر شنیده می شود یا کمتر منبعی به ذکر این نکته می پردازد که شهر تهران نیز در سال ۱۲۱۰ قمری هنگامی که به پایتختی انتخاب شد، به مثابه یک شهر جدید شکل گرفت. بنابراین به نوبه خود تهران نیز یکی از پایتخت هایی است که به عنوان یک شهر جدید و پایتخت کشور به وجود آمد.

در سال ۱۲۱۰ قمری تهران یک روستای کوچک بود که به مثابه یکی از روستاهای شهرری محسوب می شد. «تهران» که معنی آن از دو واژه «ته» و «ران» تشکیل می شود و «شمران» که از دو واژه «شم» و «ران» به وجود آمده با توجه به معنی «ته» یعنی «گرم» و «شم» یعنی «سرد» و «ران» که پسوند مکانی را می رساند، برای شهرری دو نقطه گرمسیری و سردسیری محسوب می شد زیرا شمیران یک نقطه ییلاقی در کنار البرز بود و تهران از جانب جنوب شرقی تحت تاثیر کویر مرکزی ایران بود.

بنای شهر تهران با دیگر پایتخت های امروزی جهان یک تفاوت اساسی دیگر نیز دارد. این تفاوت نیز در آن است که دیگر پایتخت های جهان با سبک و سیاق خطی یا براساس سبک های شهرسازی جدید (مانند کانبرا و برازیلیا و واشنگتن) شکل گرفتند، در حالی که سبک شهرسازی تهران منبعث از سبک شهرسازی دوران اسلامی ایران بود که شاید در نوع خود یکی از آخرین سبک های شهرسازی سنتی دوران اسلامی ایران محسوب شود.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:34توسط 3شهرساز |
تهدیدی جدی یا فرصتی تازه

بعد از جنگ جهانی دوم، یكی از مسائل عمده كشورهای در حال توسعه، رشد و توسعه شتابان و ناهمگون شهرنشینی بوده است. در اكثر كشورهای در حال توسعه، آهنگ رشد سالانه جمعیت شهری بین ۵ تا ۸ درصد در نوسان بوده است. در كشور ما نیز دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ۴ دهه اخیر موجب رونق بی سابقه شهرگرایی و شهرنشینی شد. شهر و شهرنشینی در ایران بخصوص در روابط جدید سرمایه داری جهانی در طول سال های متمادی دچار دگرگونی و تغییر بنیادی شد.

رشد مهاجرت روستاییان به طرف شهرهایی بود كه بنیان های آن به درجه ای از كمال نرسیده بود تا قدرت جذب انبوه مهاجران را داشته باشد. این جمعیت نیز نیاز به سرپناه و مسكنی داشتند كه با توجه به وضعیت درآمدی خود قادر به تأمین آن باشند. آنها كه نمی توانستند در بازار رسمی زمین و مسكن، نیاز خود را برآورده سازند، در بازار غیررسمی زمین و مسكن گونه های متفاوتی از سرپناه را تقاضا كردند و به ویژه در سال های دهه پنجاه، آلونك نشینی، زاغه نشینی و حاشیه نشینی را شكل داده و به تدریج گسترش دادند تا حدی كه امروزه این پدیده به یكی از بزرگترین مشكلات برنامه ریزان تبدیل شده است كه موجب رشد بخش عمده ای از شهرنشینی بر پایه اقتصاد غیررسمی همراه با گسترش سكونتگاه های غیررسمی است. این گویش را «غیررسمی شدن شهرنشینی» می نامند.

امروزه در اكثر شهرهای بزرگ ایران كه رشد جمعیتی بالایی دارند، پدیده حاشیه نشینی متداول است و فرآیند آن سر باز ایستادن ندارد. هر چند ابعاد اجتماعات غیررسمی در ایران با آن چیزی كه در سایر كشورهای همسایه رخ داده است قابل مقایسه نیست، اما پیش بینی می شود چنانچه شرایط به شكل كنونی ادامه یابد، در آینده ای نزدیك شمار این ساكنان از چند میلیون نفر فراتر رفته و چهره شهرها را دگرگون كند. این امر در كنار روستایی شدن حاشیه شهرها، مسائل جدی و گوناگونی را فراروی مدیریت شهری كشور قرار خواهد داد كه از ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و كالبدی گوناگونی برخوردار است.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:33توسط 3شهرساز |
بافت های فرسوده هراسان از حال و آینده

شاید ما منتظر یك زلزله دیگر هستیم تا بافت های فرسوده را جدی بگیریم. البته اگر بعد از زلزله، بافت فرسوده ای باقی مانده باشد!

بعد از زلزله بم بود كه هركس از ترس جان خود، نگاهی به سقف بالای سرش انداخت و دست اندركاران و كارشناسان نگاهی موقت و گذرا به زیرساخت هایی انداختند كه عمق و ریشه چندانی نداشت و البته این از خصوصیات ماست كه در یك لحظه جوگیر می شویم و یك مسأله را مطرح می كنیم. چند نظریه می دهیم، بودجه می گیریم و بعد یادمان می رود كه بودجه ای گرفته ایم.

چندی پیش شهرداری تهران اعلام كرد كه ۷۰ درصد ساختمان هایی كه در حال ساخت است، بافت فرسوده محسوب می شود!

حال این سؤال مطرح است كه چرا به این ساختمان ها مجوز داده می شود و چه كسی بر آنها نظارت می كند؟

ابزارهای لازم را نداریم

برای ساخت ساختمان های مقاوم باید ابزارهای لازم را در حد استانداردهای بین المللی در اختیار داشته باشیم.

دكتر «حمزه شكیب» رئیس كمیسیون عمران و توسعه شورای شهر تهران با بیان این مطلب می گوید: «ابزارهای لازم شامل داشتن مصالح استاندارد، استفاده از كارگران ماهر و به كار گیری تكنولوژی روز دنیاست كه ما این استانداردها را در حد بین المللی نداریم. مصالح ساختمانی ما استاندارد نیست. كارگران آموزش های لازم را ندیده اند و مدارك لازم را ندارند و از طرفی تكنولوژی سنتی و قدیمی جوابگوی ساختمان های بالای ۵ طبقه نیست.»

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:31توسط 3شهرساز |
آن هایی که به حاشیه رفتند

تازه ترین آمار رسمی حاشیه نشینی در استان تهران از سوی استانداری به تفكیك شهرستان ها ۵۶۷ هزار نفر اعلام شد. این در حالی است كه پیش از این آمارهای منتشر شده از سوی مسئولان استان تهران، ارقام متفاوتی ـ بیش از یك میلیون نفر ـ را اعلام كرده بود. معاون سیاسی امنیتی استان تهران پس از واكنش ها به آمار منتشر شده گفت: تعریف استانداری در مورد حاشیه نشینی، مشخصاً، سكونت غیررسمی در حاشیه شهرهاست.

آمارهای متفاوت درباره حاشیه نشینان استان، به دلیل تعریف های گوناگون از این گروه هاست. علی جنتی، سفیر ایران در كویت و معاون اسبق سیاسی وزارت كشور چند ماه پیش درباره كلان شهر ها و مشكلات حاشیه نشینان شهر ها گفته بود: در ۱۱ شهر بزرگ كشور مشكل حاشیه نشینی داریم كه در صورت عدم كنترل و ساماندهی به معضل و بحران اجتماعی تبدیل خواهد شد.آمارهای غیرواقعی درباره حاشیه نشینان شهر ها در حالی منتشر می شود كه براساس آخرین آمار ارائه شده از سوی مركز آمار ایران، جمعیت ایران بالغ بر ۷۵ میلیون و ۷۸۲ هزار نفر است كه از این تعداد بیش از ۵۲ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در مناطق شهری زندگی می كنند. بنا بر این آمار تنها شهر تهران بیش از ۱۷ میلیون نفر جمعیت دارد و بر همین اساس بسیاری آمار حاشیه نشینان این شهر را بیش از چند میلیون نفر عنوان می كنند. آمارهای متناقض درباره جمعیت حاشیه نشینان شهرهای بزرگ در حالی از سوی مراكز و سازمان های مختلف اعلام می شود كه همچنان تعریف درستی از حاشیه نشینی درمیان دستگاه های دولتی، سازمان ها و ارگان های عمومی وجود ندارد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:30توسط 3شهرساز |
الگوهای مناسب شهرنشینی

مهاجرت روستاییان به شهرها، پدیدهای اجتماعی است كه در همه شهرهای جهان اتفاق افتاده و باعث رویدادهای محوری در تاریخ بشر شده است.

در سال ۱۹۰۰، بیشتر جمعیت جهان در روستاها زندگی میكردند و تنها ۱۰درصد جمعیت در شهرها بودند. سال آینده، یعنی سال ۲۰۰۷، بنابر پیشبینی تقسیمات منطقهای سازمان ملل، برای اولین بار در تاریخ بشر، شهرنشینی بیش از روستانشینی خواهدشد و جمعیتی حدود ۱۰میلیون نفر، در ابرشهرها زندگی خواهند كرد.

رشد بیسابقه ابرشهرها كه در حال حاضر شمارشان به ۲۰ رسیده است، مشكلات اجتماعی و محیطی زیادی با خود همراه داشته است. تنها دو درصد سطح زمین را شهرها اشغال كردهاند، اما مصرفكننده سه چهارم منابع طبیعی سالانه هستند و در سال، میلیونها تن زباله و گازهای گلخانهای نیمه تجزیه شده تولید میكنند و مواد سمی فراوانی را وارد رودخانهها میكنند.

شهرنشینها، برای تولید غذا، چوب و كاغذ مورد نیازشان، آسیبهای جبرانناپذیری به ذخایر آب، خاك و جنگلها وارد میكنند. برای مثال، در لندن، برای تامین منابع مصرفی مردم، فضایی برابر با ۱۲۵ میلیون برابر ساكنان شهر لازم است. اگر به ابرشهرهای اروپایی به اندازه ابرشهرهای آمریكایی اجازه توسعه و ترقی داده شود، آسیبهای ناشی از آن فاجعهآمیز خواهدبود.

زندگی در شهرهای جدید

دانشمندان محاسبه كردهاند كه در تقسیمات اكولوژیكی، سهم هر نفر از منابع زمین حدود ۸/۱ هكتار خواهدبود. امروز سهم مناطق روستایی در این تقسیمات اكولوژیكی، ۶/۱ هكتار، در شانگهای هفت هكتار و در نواحی آمریكا حدود ۷/۹ هكتار است.

بازگرداندن جمعیت جهان به مناطق روستایی اختیاری نیست. استانداردهای زندگی مدرن، به این معنی است كه میان روستانشینان و شهرنشینان تفاوت آنچنانی وجود ندارد. تقسیم سیاره به قطعه زمینهای كوچك كه مردم بتوانند در آنها خودكفا زندگی كنند، فجایع فراوانی به بار خواهدآورد.
ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:29توسط 3شهرساز |
از طهران تا تهران

روند شكل گیری نماهای فعلی بافت مركزی اكثر شهرهای ایران، همزمان با تحولات صورت گرفته در تهران، به ویژه دوره پهلوی اول است كه در این دوره ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی كشور متحول می شود.

تهران در آغاز سلطنت پهلوی به همان صورت اواخر عهد قاجار مانده بود، زیرا پس از مرگ ناصرالدین شاه، تا این زمان تغییرات محسوسی در وضعیت تهران به لحاظ توسعه شهری انجام نشد. با شروع دوره پهلوی تحولات گسترده ای در تهران ایجاد شد و ساختار موجود حاكم بر جامعه تحت تأثیر این دگرگونی ها، قرار گرفت.

پیدایش و گسترش نهادهای جدید شهری و تشكیلات اداری، نیازمند ایجاد ساختمان هایی در سطح كشور، به ویژه پایتخت بود. ورود اتومبیل، هر چند قبل از این دوره باعث تغییرات اندكی در شهر ناصری شد، اما در این دوره تغییرات اساسی در شكل توسعه شهر گذاشت. شهر از هر سو شروع به گسترش كرد ولی دامنه آن، محدود به حصار ناصری باقی ماند و در پی ساخت و سازهای فراوان، تخریب حصار ناصری از سال ۱۳۱۱ شمسی آغاز شد و تا سال ۱۳۱۶ ادامه یافت. خندق های پیرامون شهر ناصری شكل گرفت. در این میان برخی از محله های قدیمی نیز تخریب و ساختمان های مورد نیاز دولتی درون محدوده قدیمی آنها احداث شد. این دگرگونی ها با نظارت یك تشكیلات اداری به نام بلدیه كه در سال ۱۲۹۸ شمسی تأسیس شده بود، انجام می شد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:26توسط 3شهرساز |
انواع تراکم

تراکم ها در طیف گسترده ای دسته بندی می شوند که به قرار ذیل می باشند. تراکم جمعیتی؛ به معنای جمعیت در واحد سطح و به صورت نفر در هکتار است. تراکم کلی مسکونی؛ حاصل تقسیم کل جمعیت شهر بر سطح ساخته شده آن است. در این تعریف، سطح مورد محاسبه شامل کلیه اراضی با کاربری های مختلف می باشد. لیکن در محاسبات مزبور سطوح اراضی ساخته نشده و کشاورزی لحاظ نمی گردد. تراکم ناخالص مسکونی؛ حاصل تقسیم جمعیت مکان مورد نظر بر میزان سطح آن مکان است. یعنی کلیه اراضی اشغال شده توسط واحدهای مسکونی، پارک محله ای، راهها، مغازه ها، مدارس و... و بیشتر فضاهای باز منظور می گردد. تراکم خالص مسکونی؛ حاصل تقسیم جمعیت ( و یا تعداد واحد مسکونی) بر سطح مورد اشغال مسکونی می باشد. تراکم ساختمانی؛ نسبت بین سطح زیربنای ساختمان به مساحت قطعه زمین را تراکم ساختمانی می گویند. ضریب اشغال؛ مساحت طبقه همکف به مساحت قطعه زمین یا شدت استفاده از زمین را گویند.

تدوین ضوابط تراکم شهری را معمولاً به منظور سامان دادن به پیکره، سیما و چهره شهر اعمال می نمایند. تراکم شهری در ارتباط مستقیم با اندازه شهر قابل تبیین و تخمین است. یعنی می توان از طریق اندازه شهر به تعریف تراکم پرداخت و برعکس به وسیله تراکم، اندازه شهر را تعریف کرد. ساماندهی عملکردهای شهری رابطه ای تنگاتنگ با موضوع تراکم شهری دارد. از طریق تراکم است که می توان به هسته های شهری دست یافت که در مقیاس خود کارا بوده و در تسلسل با دیگر هسته های شهری نمایان می باشند. اهداف کنترل تراکم را به طور کلی می توان برقراری موازنه منطقی بین میزان فعالیت تولید شده توسط ساختمان ها و فضاهای خارجی اطراف آنها و نیز ایجاد محیط زیست با کیفیت بهتر است. تراکم به طور عامیانه به معنای فشردگی، انباشته شدن، تلنبار، جمع شدن و ... است. این مقوله بعد از ازدیاد جمعیت در شهرها بویژه شهرهای بزرگ که با کمبود زمین روبرو شدند آشکار گردید. در این میان، مسأله تراکم جمعیتی از اساسی ترین موضوعات شهرسازی است. منظور از تراکم جمعیتی به طور عام نسبت جمعیت به واحد سطح است، که خود انواعی را دربر می گیرد. به طورکلی برای برنامه ریزی و طراحی هر سکونتگاهی، سقف جمعیتی مشخصی را پیشنهاد می دهند که این امر براساس وسعت آن مکان، تراکم جمعیتی معینی را به دست می دهد، که آن را می توان تراکم جمعیتی نامید. کنترل سقف جمعیتی و به دنبال آن تراکم جمعیتی، به شکل ضوابط و دستورالعمل های شهرسازی در کنار سایر ضوابط شهری از جمله کاربری زمین، شبکه معابر و جزء آن که برای اجرا به تصویب مراجع ذی صلاح می رسد صورت می گیرد. موضوع تراکم جمعیتی در طرح های شهرسازی و نیل به تراکم های جمعیتی پیشنهادی، اساساً دارای بعدی برنامه ریزانه است و به منظور تأمین امکانات عمومی شهری و خدمات مورد نیاز شهروندان تدوین می گردد. از میان روشها نیز روش کنترل واحد مسکونی مجاز، به صورتی مستقیم تر می تواند تعداد خانوار ساکن و در نهایت جمعیت ساکن را کنترل کند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:24توسط 3شهرساز |
حفظ کاربری اراضی

حفظ کاربری اراضی عبارت است از جلوگیری از تغییر نحوه استفاده از زمین های خاص توسط مالکان یا متصرفین آن، در صورتی که تغییر کاربری آنها آثار منفی طبیعی، اقتصادی، سیاسی، علمی یا فرهنگی به دنبال داشته باشد.

در بعضی از کشور ها نظیر استرالیا، از اراضی مقدس بومیان و در نقاط دیگر مثل چین، از اراضی که احتمالاً دارای آثار باستانی و فسیل هستند محافظت می‌‌شود. با اینحال در اکثر کشور های دنیا، معمولاً زمین های. کشاورزی، جنگلها، مراتع، اراضی باتلاقی و سایر اراضی طبیعی مورد محافظت قرار می‌‌گیرند. با توجه به نوع مالکیت در کشورهای خاورمیانه، حفظ کاربری اراضی در این کشور ها بیشتر در رابطه با اراضی کشاورزی به کار برده می‌‌شود.

اراضی کشاورزی املاکی هستند که عملیات کشاورزی، باغداری یا تاک‌داری[1] به صورت تقریباً مداوم روی آنها انجام گیرد و یا به دلیل شرایط ویژه، استعداد بالایی برای کشاورزی داشته باشند. قوانین متعددی برای جلوگیری از تغییر کاربری اراضی کشاورزی تدوین شده و شیوه‌های تشویقی و بازدارنده نیز استفاده می‌‌شوند.

حفاظت از کاربری زمین های کشاورزی در ایران به تازگی آغاز شده و به دلایل متعدد از جمله قانون های مبهم و ناقص، عدم انجام طرح های آمایش سرزمین، کمبود نیروی انسانی متخصص و قیمت بسیار بالای اراضی با کاربری مسکونی یا صنعتی، کارایی لازم را نداشته است. قانون گسترش قطب های کشاورزی مصوب ۵ خرداد ۱۳۵۴ اولین قانونی است که صریحاً روی حفاظت از زمین های کشاورزی تاکید دارد. با این حال این قانون صرفاً به زمین های کشاورزی واقع در قطب های کشاورزی محدود می‌‌شود. قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی مصوب ۳۱ خرداد ۱۳۷۴ نیز جهت جلوگیری از تغییر کاربری کلیه زمین های کشاورزی تصویب شد. با اینحال به دلیل موارد ابهام و نقص های بسیار زیاد در این قانون از جمله موارد استثنای متعدد (کمیسیون تبصره یک ماده یک قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها، اراضی مالکین کم در آمد و تغییرات کاربری نیاز بخش کشاورزی) و محدودیت حوزه عمل آن به اراضی کشاورزی خارج از محدوده قانونی شهر ها و شهرک ها، تأثیر ناچیزی در حفظ زمین های کشاورزی داشته است.

به عنوان مثال، عدم دریافت عوارض نیاز بخش کشاورزی، به منظور ایجاد تغییرات کاربری موردنیاز مزرعه، باغ یا تاکستان (نظیر تأسیسات آبیاری آن مزرعه) در نظر گرفته شده است. با اینحال به دلیل ابهام موجود، در عمل کلیه موارد تغییر کاربری که به هر نحوی به کشاورزی ارتباط پیدا می‌‌نمایند (از جمله احداث مرغداری یا گاوداری که نیاز بخش کشاورزی نمی‌باشند) نیاز بخش کشاورزی محسوب شده و از عوارض معاف می‌‌شوند.

 

منبع: ویكی پدیا

+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:23توسط 3شهرساز |
معرفی انواع طرحهای شهرسازی

طرح كالبدی ملی

 با هدف مكانیابی برای گسترش آینده شهرهای موجود و ایجاد شهرها و شهرك‌های جدید،‌پیشنهاد شبكه شهری آینده كشور یعنی اندازه شهرها، چگونگی استقرار آنها در پهنه كشور و سلسله مراتب میان شهرها به منظور تسهیل و مدیریت سرزمین و امر خدمت رسانی به مردم و پیشنهاد چارچوب مقررات ساخت و ساز در كاربری‌های مجاز زمین‌های سراسر كشور

طرح جامع سرزمین

طرح جامع سرزمین، طرحی است كه شامل استفاده از سرزمین در قالب هدفها و خط مشیهای ملی و اقتصادی از طریق بررسی امكانات و منابع و مراكز جمعیت شهری و روستایی كشور و حدود و توسعه و گسترش شهرها و شهركهای فعلی و آینده و قطبهای صنعتی و كشاورزی و مراكز جهانگردی و خدماتی بوده و در اجرای برنامه های عمرانی بخشهای عمومی و خصوصی ایجاد نظم و هماهنگی نماید.

طرح كالبدی منطقه‌ای

با هدف مكانیابی برای گسترش آینده شهرهای موجود و ایجاد شهرها و شهرك‌های جدید،‌پیشنهاد شبكه شهری آینده كشور یعنی اندازه شهرها، چگونگی استقرار آنها در پهنه كشور و سلسله مراتب میان شهرها به منظور تسهیل و مدیریت سرزمین و امر خدمت رسانی به مردم و پیشنهاد چارچوب مقررات ساخت و ساز در كاربری‌های مجاز زمین‌های سراسر كشور

طرح توسعه و عمران (جامع) ناحیه‌ای

این طرح در اجرای وظایف محول شده در قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسكن به وزارت مسكن و شهرسازی و تعیین وظایف آن - مصوی 1353- و تصویبنامه شماره 70971/ت407 ه مورخ 5/11/1373 هیات وزیران، به منظور تدوین سیاست‌ها و ارائه راهبردها در زمینه هدایت و كنترل توسعه و استقرار مطلوب مراكز فعالیت، مناطق حفاظتی و همچنین توزیع متناسب خدمات برای ساكنان شهرها و روستاها در یك یا چند شهرستان كه از نظر ویژگی‌های طبیعی و جغرافیایی همگن بوده و از نظر اقتصادی، اجتماعی و كالبدی دارای ارتباطات فعال متقابل باشند، تهیه می‌شود.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:22توسط 3شهرساز |
مفهوم شهر و برنامه‌ریزی شهری

شهر, مكان زندگی و معیشت شهری و جایی است كه در آن پدیده‌های ساخته دست انسان بر محیط طبیعی غلبه دارد.

بر اساس سرشماری‌های هندوستان, جایی شهر محسوب می‌شود كه بیش از پنج هزار نفر جمعیت داشته باشد و بیش از 75 درصد از جمعیت آن به فعالیت‌های غیركشاورزی اشتغال داشته باشند و تراكم آن نیز بیش از هزار نفر در هر كیلومتر مربع باشد. البته در این مورد استثناهایی نیز وجود دارد.

برنامه‌ریزی شهری را می‌توان هنر شكل دادن و هدایت و "رشد طبیعی شهر" دانست, امری كه به موجب آن ساختمان‌ها و محیط‌های گوناگون ایجاد می‌شود تا به نیازهای مختلف اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی و گذران اوقات فراغت و . . . پاسخ دهد و شرایط سالمی را برای زندگی طبقه ثروتمند و فقیر از نظر كار, تفریح و استراحت فراهم آورد و از این طریق موجب بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی اكثریت افراد بشر شود. ارسطو, زمانی این نظر را ابراز داشت كه "شهر باید به منظور تامین امنیت و خوشبختی ساكنانش ساخته شود" این در حالی بود كه افلاطون نیز گفته وی را چنین بیان كرده است: "شهر جایی است كه انسان‌ها برای نیل به عاقبتی شرافتمندانه, به طور مشترك در آن زندگی می‌كنند."

اصطلاح برنامه‌ریزی شهری هم برای برنامه‌ریزی شهرهای جدیدی- شهرهایی كه در زمینی بكر و دست نخورده ایجاد می‌شوند- و هم برای توسعه و بهبود شهرهای موجود در گسترش آنها بكار می‌رود.

 

منبع : سایت همکلاسی

+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:22توسط 3شهرساز |
آشنایی با برخی مفاهیم اساسی در طرح های شهری
محدوده شهر:
برای انجام خدمات و فعالیت های شهری و اقدام در جهت تأمین ساختمان ها، فضاهای شهری و برنامه های عمران شهری حدودی لازم است که بتوان در آن حدود به انجام خدمات شهری و برنامه ریزی در زمینه این خدمات پرداخت. لذا، حدودی را برای این خدمات تعیین می کنند و معمولاً این حدود از طرف مسئولین امور شهری و شهرداری ها مشخص می شود تا بتوان در یک برنامه زمانی مشخص به نوسازی و گسترش شهر پرداخت و خدمات شهری مورد نیاز آن را اعم از برق، آب، تلفن، مسکن، فضای سبز و ... تأمین کرد. این حدود را معمولاً محدوده شهر می گویند. اما در صورتی که شهر در تمام این محدوده گسترده نشده و تنها در قسمت هایی از آن توسعه یافته باشد، مقدار اراضی ساخته شده را در داخل این محدوده شهری، محدوده ساخته شده شهر گویند.
در واقع محدوده ساخته شده شهر عبارت از مساحت محدوده شهر منهای اراضی ساخته نشده در داخل این محدوده. همچنین در جهت توسعه های بعدی شهر در مراحل زمانی آینده در اطراف محدوده شهرها حدودی دیگر تعیین می شود که به حریم شهر معروف است. در حقیقت این اراضی جهت گسترش های آتی شهر در نظر گرفته می شوند. حریم شهر را می توان همان خط کمربندی شهر نیز در نظر گرفت.
منطقه بندی:
چگونگی تقسیم و تخصیص اراضی شهر به فعالیت ها و کاربری های مختلف و مهمترین ابزار برای سامان دادن به نظام کاربری زمین محسوب می گردد. ضوابط منطقه بندی نقش اساسی در توزیع و تقسیم کاربری های مختلف و نسبت آنها به یکدیگر دارد و در نتیجه ارتباط تنگاتنگی با موضوع سرانه های کاربری زمین پیدا می کند. یا می توان گفت منطقه بندی عبارت از تقسیم کالبد یک جامعه شهری به منطقه ها برحسب نحوه استفاده از آن در اراضی حال و آینده به منظور نظارت و هدایت عمران اراضی. اصل اساسی در منطقه بندی آن است که شهر به بخش یا منطقه های مختلف تقسیم شود و هر منطقه در جهت اهداف صحیح و درست در موقعیت مکانی مناسب مورد استفاده قرار گیرد.
کاربری زمین:
استفاده از زمین برای کاربردهای مختلف و تعیین مکان استقرار فعالیت ها است. البته تنها تقسیم زمین و تدوین مقررات استفاده از آن مدنظر نیست، بلکه تمام عوامل موثر در کاربری زمین (اقتصادی، اجتماعی، منافع عمومی، محیط زیست، ایمنی، مدیریت و... ) مورد مطالعه قرار می گیرد.
یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی کاربری زمین است. موضوع اصلی در برنامه ریزی کاربری زمین، نحوه تخصیص زمین به کاربری های مختلف و هماهنگ کردن آنها با یکدیگر است.
سرانه های شهری:
یکی از ابزارهایی است که در فرایند برنامه ریزی کاربری زمین، برای محاسبه و برآورد اراضی و توزیع آن میان فعالیت ها یا کاربری های مختلف به کار می رود. در واقع سرانه کاربری زمین به عنوان نوعی معیار و شاخص کمی برای سنجش و مقایسه تغییرات کاربری در جریان زمان مورد استفاده قرار می گیرد.
سرانه کاربری زمین تبلور و بیان کمی مجموعه سیاست ها، روش ها و الگوهایی است که برای تعیین انواع کاربری ها، تقسیم اراضی، توزیع فضایی فعالیت ها، ضوابط منطقه بندی، تدوین استانداردهای کاربری و غیره به کار گرفته می شود. امروزه بسیاری از مفاهیم فوق نظیر برنامه ریزی شهری، شهرسازی، مدیریت شهری، طراحی شهری، طراحی منظر و... به عنوان رشته های تحصیلی در دانشگاه های معتبر وجود داشته و متخصصان مختلفی از این علوم در سازمان های ذیربط نظیر وزارت کشور، مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت، استانداری ها، شهرداری ها، مهندسین مشاور شهرسازی و معماری مشغول فعالیت بوده و در روند توسعه شهرها تأثیر گذار هستند.
سیما و منظر شهر:
سیمای شهری تمام عواملی از شهر را که به دیده می آید و چشم قادر به تماشای آن است؛ یعنی تمام این عواملی که به صورت انفرادی و خاصه در حالتی که به صورت پیوسته و دسته جمعی عمل می کند. از جمله نکاتی که درباره سیمای شهر می توان گفت این است که به دیده آید، به ذهن سپرده شود و سبب شادی و نشاط گردد. منظر شهری نیز هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمان ها، خیابان ها و مکان هایی است که محیط شهری را می سازند. منظر شهری چیزی بیش از مجموعه ساختمان ها و فضاهای غیر ساخته شده است. دو مفهوم سیما و منظر شهری اکثراً به یک معنا و مفهوم و با هم به کار برده شوند.

+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:21توسط 3شهرساز |
آشنایی با برخی طرح های شهری

طرح جامع شهری:

به منظور تدوین برنامه و تعیین جهات توسعه شهر و تأمین نیازمندی های آن بر مبنای پیش بینی ها و اهداف توسعه شهری تهیه می شود. طرح جامع شهر، عبارت از طرح بلند مدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه بندی مربوط به حوزه های مسکونی، صنعتی، خدماتی، اداری و... ، تأسیسات و تجهیزات شهری و نیازمندی های عمومی شهری، خطوط کلی اتباطی و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات، تجهیزات و تعیین محدوده های نوسازی، بهسازی و... تعیین می شود. بیشتر در مورد شهرهای بزرگ و شهرهایی که بیش از ۲۵۰۰۰ نفر جمعیت دارند تهیه می گردد.

در واقع به شکل برنامه راهنما عمل می کند یا به شکل سیستمی است که خط مشی اصولی و کلی سیاست های شهری را تعیین می کند. طرح جامع را می توان منطقی جهت انتخاب الگوی صحیح استفاده از اراضی شهری دانست. روش انجام طرح جامع عبارت از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویت ها، انجام پیش بینی های لازم، ارایه طرح ها و برنامه های توسعه شهری و اجرای آنها می باشد. در واقع طرح های جامع در دو مرحله تهیه می شوند. مرحله اول شامل انجام بررسی ها، شناخت وضع موجود شهر مانند مطالعات جغرافیایی، اقلیمی، تاریخی و بررسی ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهر و در بخش آخر این مطالعات جمع بندی و تجزیه و تحلیل می باشد. در مرحله دوم، طرح کالبدی شهر و گزارش های مربوطه ارایه می شود.

پس از انقلاب نام طرح های جامع به طرح های توسعه و عمران و حوزه نفوذ شهرها تغییر یافت. به دلایلی نیز مراحل کار نیز از دو مرحله به چهار مرحله افزایش یافت. ویژگی های عمده این طرح ها در معطوف نمودن توجهات به مباحث توسعه و عمران شهری به جای توجه صرف به بحث های کالبدی و نیز توجه به حوزه نفوذ شهرها می باشد.

طرح هادی شهری:

طرح هادی طرحی است برای گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و ارایه راه حل های کوتاه مدت و مناسب برای شهرهایی که دارای طرح جامع نیستند. در واقع اصول کلی توسعه شهرها و هدایت این توسعه را مورد توجه قرار می دهد. آنچه در طرح های جامع شهری بایستی مورد مطالعه ریز قرار گیرد، در طرح هادی به صورت کلی تری مطرح می گردد. از طرح های هادی می توان به عنوان راهنمای توسعه شهر نام برد.
این طرح ها از سال ۱۳۳۴ به صورت طرح های گذربندی و شبکه بندی برای شهرها در کشور شروع گردیدند. معمولاً برای دوره زمانی ده ساله و برای شهرهای کوچک و یا شهرهای که کمتر از ۲۵۰۰۰ نفرجمعیت دارند، تهیه می شود. بیشتر برای شهرهایی تهیه می گردند که فاقد طرح جامع بوده و یا امکان اجرای طرح جامع در آنها فراهم نشده است. طرح هادی دارای سابقه طولانی تری نسبت به طرح های جامع بوده و توسط وزارت کشور تهیه شده که با تشکیل دفاتر فنی استانداری ها، وظیفه تهیه طرح های هادی در هر استان به عهده این دفاتر واگذار گردیده است.

طرح تفصیلی:

طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع، نحوه استفاده از زمین های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می شود. به دنبال طرح جامع و به منظور انجام برنامه های اجرایی تصویب شده این طرح تهیه می گردد. طرح تفصیلی در حقیقت تنظیم برنامه ای مفصل و انجام اقدامات جزء به جزء در مناطق و محلات شهری و طراحی آنها است. شامل چهار مرحله است:

مرحله بازشناسی

مرحله تثبیت برنامه ها و طرح های اجرایی

مرحله تشخیص و تعیین اولویت ها

مرحله انجام و اجرای محتوای طرح و کاربرد اراضی

سابقه تهیه طرح های جامع و تفصیلی به حدود سال های ۴۷-۴۶ برمی گردد. سازمان مسئول تهیه طرح های جامع و تفصیلی وزارت مسکن و شهرسازی است. این طرح ها در ابتدا برای شهرهایی که طرح جامع آنها به تصویب رسیده بود انجام پذیرفت. پایه و اساس فکر تهیه طرح های تفصیلی در دهه ۵۰ از آن زمان آغاز شد که شهرداری ها در مواجهه با طرح های جامع، به لحاظ کلی بودن مطالعات، امکان پیاده نمودن و اجرای دقیق آن را فراهم نمی دیدند.

+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:2توسط 3شهرساز |
آشنایی با برخی مفاهیم شهری

شهر:

تعاریف و برداشت های مختلفی از شهر وجود دارد که دارای تشابهات و تفاوت هایی است. طبق ماده ۴ قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ایران، شهر، محلی (مکانی) است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های خاص خود است، به طوری که اکثریت ساکنان دایمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردارند.

شهر کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت است. یا مکان تجمع عده کثیری از مردم با سلایق، افکار، رفتار و... متفاوت می باشد.
از نظر کالبدی، شهر جایی است که دارای ساختمان های بلند، خیابان ها، پارک ها، ادارات، زیرساخت ها و تاسیسات شهری و... می باشد. در بعد اقتصادی نیز شهر جایی است دارای وجه غالب اشتغال صنعتی، خدماتی و سبک مصرف و زندگی یا شیوه تولید متفاوت از روستا است. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف عددی آن است. به نحوی که در ایران تا سال۶۵ شهر را مکانی می گفتند که جمعیت آن بیش از ۵ هزار نفر باشد و از آن تاریخ به بعد، شهر به جایی گفته می شد که دارای شهرداری باشد.

شهرسازی:

به مجموعه روشها و تدابیری گفته می شود که متخصصان امور شهری به وسیله آن شهرها را بهتر می سازند. یا به عبارتی شهرسازی یعنی مطالعه طرح ریزی و توسعه شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با توجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری. شهرسازی یک کار گروهی و یک کوشش دسته جمعی با شرکت متخصصین علومی است که به نحوی در زمینه مسایل شهری می توانند به مطالعه بپردازند و در جهت بهبود، توسعه و به طور کلی وضع آینده آنها به تعیین برنامه مبادرت کنند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:0توسط 3شهرساز |
مقدمه ای بر شهر ، شهرنشینی و معضلات زندگی شهری

انسان موجود یا به عبارت دیگر پدیده ای است چند بعدی Multidimentional Phenomen و یکی از مهمترین وجوه ،او بعد اجتماعی بودن اوست . حضور در اجتماعات مختلف و رفع نیازهای مشترک جسمانی و روانی از طریق زندگی جمعی ، خصلت اجتماعی منجر به تکامل انسان است . آ نچه انسان را از سایر جانوران جمع زی جدامی سازد ، قوه ی تفکر او و کنش هدفمند ِانسانی است . آنچه نتیجه ی تفکر در راه بهسازی زندگی اجتماعی و عمل هدفمند اوست و باعث تکامل زندگی جمعی او شده است .بررسی سیر تکاملی زندگی اجتماعی انسان ،مسیری از کوچ نشینی تا حضور در شهر را نشان می دهد . اولین اجتماعات انسانی ، اجتماعات کوچ نشین و همیشه در حال حرکت بوده است این اجتماعات با اکتشاف کشاورزی یا به عبارت بهتر با به وجود آمدن زمینه های معیشت متکی بر کشاورزی و استفاده از دامهای اهلی به طور توام منجر به یکجا نشینی و ایجاد روستا به عنوان اولین اجتماعات و کانونها ی پیشرفته بشری شد . گسترش زندگی اجتماعی و گسترش و تغییر نیازهای بشری همراه با انباشت سرمایه و روی آوردن انسان به زندگی تجملاتی همچنین رشد فرهنگ و تمدن ،منجر به گسترش هر چه بیشتر روستاها و سرانجام پدید آمدن شهرها شد . دو عامل تجارت و امنیت سرآغاز ایجاد شهرها بود . بازار و دژ هسته های اولیه ی پدید آورنده ی شهرهای بزرگ گردید و سرانجام با به وقوع پیوستن انقلاب صنعتی در غرب و تمرکز عامل صنعت در شهرها ( یا گردآمدن جماعات به دور کانونهای صنعتی ) گسترش شهرها و تغییر در سیمای شهرها پدیدار گشت .اکنون عامل اصلی تعریف شهر یعنی معیشت منحصر به صنعت و خدمات آن را از روستا مجزا می ساخت .

با گسترش شهرها ، معضلات و مشکلات شهری نیز گسترش یافت و به موازات کارکردهای مثبت شهرنشینی صور منفی زندگی جمعی و اجتماعات بزرگ و شهرنشینی چهره نشان داد و عامل پدیدآمدن نهادهای نو و یا تکامل نهادهای قبلی در کنترل وحل معضلات شهری شد .

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت6:58توسط 3شهرساز |
تحولات شهرسازی

توسعه شهرها، تامین نیازمندیهای آنان، چاره جویی برای توسعه های آینده شهر، اتخاذ تصمیماتی که بتواند مشکلات شهری را به حداقل برساند وبالاخره آنکه چگونه رابطه منطقی بین انسان با محیط طبیعی اش حفظ شود، به تحولاتی درامر شهرسازی منجر شده است.

صاحبنظران ومتخصصین امور، ازاواخر قرن نوزدهم ، راه حلها ونظریات مختلفی را درجهت توسعه شهر، نقشه، شکل وبافت آن ارائه داده اند. بحث درزمینه مطالعات شهری، ازدیدگاههای مختلف مورد مطالعه عمیق قرارگرفته وحتی گوشه مشخصی ازعلوم به تحقیق وتفحص دراین زمینه اختصاص یافته  است.

جغرافیدانان ، شاخه خاصی ازموضوع مورد مطالعه خود را به جغرافیای شهری اختصاص داده اند وجامعه شناسان به مطالعاتی درزمینه جامعه شناسی شهری پرداخته اند. همچنانکه، معماران نیزبه نوبه خود درزمینه طرح ریزیهای شهری، سیمای شهری ونوع مساکن به مطالعات بیشتری پرداخته اند.درزمینه شهر ، وامور مربوطه به آن ، توسط بسیاری ازهمین متخصصین ودرباره انواع مختلف مسائل شهری وراه حل های آن، کتب ومقالات بسیاری به رشته تحریر درآمده است.

با این همه ، بنا به تحقیقاتی که به عمل آمده است ، نخستین شهرسازویا نخستین کسی که به بیان اصولی درزمینه شهرسازی پرداخت، شخصی بنام (( هیپوداموس)) بود که درحدود سال 480 قبل ازمیلاد می زیست این شخص اصولی را برای شهرسازی زمان خود بیان نمود که منطقی وعلمی بود .اصول پیشنهادی این شخص، شهرسازی را بیشتر ازلحاظ تأمین آسایش ساکنین آن وازنظر تهیه احتیاجات روزمره به نحوی ساده مورد توجه قرارداده است . او معتقد است که شهر، بایستی ازمحله هایی تشکیل شود وساکنین هرمحله بتوانند مایحتاج خود راازبازارهای نزدیک خود فراهم سازند.

بااین همه دامنه پیدایش تحولات امروزی دانش شهرسازی ، به قرن نوزدهم میلادی می رسد. دراثر رونق وتوسعه صنعت ومشکلات ناشی ازآن وبدنبال تأسیس مراکز تخصصی وعلمی ودانشگاهی درزمینه مسائل شهرسازی ،گامهای اساسی درحل مسائل شهری  برداشته شد ونظریات مختلفی دراین زمینه عنوان گردید .

 

نویسنده : محسن سورگی

منبع : سایت همکلاسی

+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت6:56توسط 3شهرساز |
تاریخچه شهرنشینی و شهرسازی

1- كوچ نشینی بر مبنای صید و شكار

2- كوچ نشینی بر مبنای زندگی شبانی

3- كوچ نشینی بر مبنای ییلاق و قشلاق

4- كوچ نشینی بر مبنای كشاورزی ابتدائی

5- یكجانشینی بر مبنای كشاورزی و به گزینی مواد كشاورزی

شهر چیست ؟

شهر مجموعه‌ای از تركیب عوامل طبیعی، اجتماعی و محیط های ساخته شده توسط انسان است كه در آن جمعیت ساكن متمركز شده است. جمعیت در این مجموعه به طور منظمی درآمده و آداب و رسومی را برای خود ابداع كرده است.

تعاریف مختلف شهری :1- تعریف عددی2- تعریف تاریخی3- تعریف حقوقی

1- تعریف عددی :

مركزی از اجتماع نفوس كه در نقطه‌ای گرد آمده و تراكم و انبوهی جمعیت در آن از حد معینی پایین تر نباشد. بر این اساس در بیشتر ممالك حد جمعیت شهر 2500 نفر است.

2- تعریف تاریخی :

برخی از علما معتقدند ، كه مراكزی كه از قدیم نام شهر به آن اطلاق شده است، به عنوان شهر شناخته می شوند.

3- تعریف حقوق :

در دوره‌های گذشته، شهرها دارای امتیازاتی بودند، كه در روستاها نبود. مانند حق داشتن بازار و خدمات نظامی .

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت6:56توسط 3شهرساز |
شهر چیست؟ انواع شهرها و ویژگی های آن کدامند؟

در تعریف شهر اتفاق نظری وجود ندارد و در تعاریف بیان شده بر مواردی نظیر تعداد جمعیت، نوع فعالیت های اقتصادی، حوزه اداری و موارد دیگری اشاره شده است لیکن در بعد جهانی برای شناخت شهر از روستا بیشتر بر تعداد جمعیت تاکید شده است..

با توجه به کم وکاستیهای مربوط به تعاریف شهر، تاکید بر نقش شهر (نوع کارکرد) بهتر ما را در شناخت شهر و تمایز قائل شدن بین آن و روستا هدایت می کند. بدین معنی که در شهر ها نقشهایی وجود دارد که روستاها فاقد آن هستند. بنابراین در شناخت شهر به دو کارکرد بیشتر توجه می شود؛ یکی اینکه شهرها کارکرد غیر کشاورزی دارند و دوم اینکه اغلب شهر ها به تولید کالا و بیش از آن به مبادله کالا می پردازند؛ یعنی اینکه فعالیت های غیر کشاورزی بر اقتصاد شهر غلبه دارد..

با توجه به موارد ذکر شده، در برخی کشورها در شناخت شهر از روستا کارکردهای اقتصادی به همراه میزان جمعیت اساس کار قرار می گیرد. بنابراین تاکید بر یک عامل در شناخت شهر کفایت نمیکند..

در طول تاریخ شناخت شهر از طریق کارکرد آن از اعتبار سیاسی و حکومتی برخوردار بوده است بویژه که از ابتدای پیدایش شهرها، شهر با نقشهای اداری-سیاسی و مذهبی شناخته می شد بنابراین اولین شهرها دارای نقش اداری-سیاسی بوده اند. لیکن امروز، شهرها دارای کارکردهای متنوعی بویژه کارکردهای اقتصادی-صنعتی و خدماتی-خدمات رسانی می باشند..

با توجه به توضیحات بالا، آیا می توان گفت که خوب شهرها می توانند در اندازه های گوناگون شکل بگیرند؛ کوچک، متوسط، بزرگ و بسیار بزرگ؟ بله این درست است لیکن بطور علمی ما چه انواعی از شهرها را داریم؟ شهر، شهرک، متروپلیس یا مادر شهر، مگالاپلیس یا کلان شهرها کدامند و دارای چه ویژگیهایی هستند؟

از دو جنبه می توان به انواع شهر ها پرداخت. یکی از بعد کارکردی(فعالیت و نقش) و دیگر از بعد اندازه ( کوچک و بزرگ بودن(، از نظر اول با توجه به نوع فعالیت شهرها، به دسته بندی کلی شهر ها می پردازیم و از نظر دوم تقسیم بندی معمولا با توجه به جمعیت شهر انجام می شود. البته جمعیت شهر خود تا حدودی بیانگر تنوع و تعداد فعالیت های حاکم بر شهر و همچنین حیطه نفوذ و وسعت شهر خواهد بود.

الف( کارکرد و نقش؛

تقسیم بندی شهرها با توجه به محیط بوجود آمده بر اساس فعالیتی که سایر فعالیت های شهر را تحت شعاع خود قرار داده و شهر بر اساس آن نوع فعالیت خاص شناخته می شود: مانند شهرهای فستیوال و کنگره ای، شهرهای فرهنگی، شهرهای مذهبی و زیارتگاهی، شهرهای درمانی و آسایشگاهی، برف شهرها، شهرهای بازنشستگان، شهرهای صنعتی، شهرهای تجاری، شهرهای اداری-سیاسی، شهرهای صنعتی-خدماتی و...

بنابراین در این دیدگاه شهر ها بر نوع فعالیت غالب طبقه بندی می شوند که هر شهر با توجه به فعالیت و کشش جمعیتی خود، اندازه و وسعت خاص خود را خواهد داشت.

ب( اندازه و وسعت:

در این دیدگاه عامل جمعیت در تقسیم بندی شهر ها نقش مهمی را بازی می کند چرا که در این دیدگاه شهر ها از کوچکترین به بزرگترین تقسیم بندی می شوند و شهر کوچک یا بزرگ در وهله اول بیانگر جمعیت کم یا زیاد خود می باشد. که البته این جمعیت خود بیانگر سطح فعالیتها، حیطه نفوذ شهر و ... می باشد. البته در تعریف سطح جمعیتی و مرز تعریف شده بین انواع شهرها توافق کلی وجود ندارد. بطور مثال حداقل جمعیت برای شهر محسوب شدن در ژاپن ۳۰۰۰۰ نفر، در نروژ، ایسلند، و سوئد ۲۰۰۰ نفر، در نیجریه ۲۰۰۰۰ نفر و در ایران در حال حاضر ۱۰۰۰۰ نفر می باشد.

خوب در اینجا با توجه به شرایط کشورمان انواع شهر ها را با توجه با اندازه آن بیان می کنیم.

بازار شهر ؛) ۱۰-۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: دهستانی

روستا-شهر ؛) ۲۵-۱۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: بخش

شهر کوچک ؛) ۵۰-۲۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان

شهر متوسط کوچک؛) ۱۰۰-۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان

شهر متوسط ؛ (۲۵۰-۱۰۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: ناحیه ای

شهر بزرگ میانی ؛) ۵۰۰-۲۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: استانی

شهر بزرگ ؛) ۱۰۰۰-۵۰۰ ؛ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: منطقه ای

کلان شهر(متروپل) ؛) ۵/۲-۱ میلیون نفر جمعیت. ( عملکرد: کلان منطقه ای

کلان شهر) متروپل ملی) ؛) ۵/۲ میلیون نفر جمعیت و بیشتر.( عملکرد: ملی

+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت6:55توسط 3شهرساز |
شهرنشینی و شهرسازی

«شهرنشینی»، تغییر شیوه زندگی، براساس انتخاب و آگاهی است. انتخابی كه مسئولیتی به همراه دارد تا در قبال آن زندگی خود را تعالی بخشیم. در نیم قرن اخیر، اثر آشكاری از این انتخاب و مسئولیت پذیری در جریان «شهرنشینی» در ایران به چشم نمی خورد. «شهرنشینی» هم جابه جایی روستاییان است به شهر و هم جابه جایی ساكنان شهرهای كوچك تر به شهرهای بزرگ تر. در فرآیند «شهرنشینی» در نیم قرن اخیر بسیاری از روستاهای كشور تخلیه و شهرهای بزرگ، بزرگ تر شده اند؛ آن قدر بزرگ و كلان كه تمامی پیرامون خود را تا شعاع های دوردست تحت تاثیر قرار داده اند. اولین تفاوتی كه در تصور «ما» از شهرنشینی در ایران وجود دارد، عدم توافق بر سر حجم، مقیاس و ویژگی های شهرنشینی است.

اگر «ما» در نیم قرن گذشته ابعاد شهرنشینی در حال تحقق در كشورمان را به درستی تشخیص می دادیم، حداقل به همان میزان و در همان ابعاد به هدایت، تصحیح و ترمیم آنها همت می گماشتیم، اما میزان كارهایی كه «ما» برای این هدایت، تصحیح و ترمیم انجام داده ایم در مقابل ابعاد گسترده و همه جانبه آن بسیار ناچیز است و ما در شأن و حجم این «شهرنشینی» فكری شایسته و اقدامی در خور، تدارك ندیده ایم .

حال باید دید كه ما باید با كدام ذهن، كدام تجهیز ذهنی و كدام فناوری می خواهیم با این پدیده عظیم و همه جانبه مواجه شویم. در شهرنشینی نیم قرن اخیر، ما با وضعیتی روبه رو هستیم كه می توان آن را «پدیده قصور» نامید. اگر از زاویه فوق بر موقعیت تهران بنگریم باید بدانیم كه این چنین شهری شدن، یك علت ندارد، علت العلل ندارد، مجموعه ای از عوامل اصلی و فرعی گرد هم آمده اند و ما را با این وضعیت روبه رو ساخته اند. در فاصله ای بسیار كوتاه، كمتر از نیم قرن، سیل شهرنشینی سطح و جمعیت آن را به میزان غیر قابل تصوری افزایش داد و سه عارضه عظیم برجا گذاشت: كمبود عظیم زیرساخت ها و تجهیزات شهری به تناسب رشد، ضعف آگاهی و وجدان شهری، فقدان سازمان عقلایی فضا و بنا، شهرنشینی نیم قرن اخیر در ایران تعادل هزاران ساله را بین سكونت، فعالیت و محیط زیست بر هم زده است.

«شهرسازی» مداخله در شهر از طریق تفكر، برنامه ریزی، طراحی و ساخت و ساز معبر، بنا و تنظیم فضا و فعالیت به منظور بهبود كیفیت زندگی ساكنان آن است.

آنچه كه به طور معمول در شهرسازی صورت می گیرد، طراحی، تقویت و تنظیم فضا به منظور ایجاد توسعه ای موزون است. شهرسازی از طریق ابزار و روش های خود می كوشد تا با طراحی و تفكر به شبكه معابر، كاربری اراضی، تراكم (نفر در واحد سطح)، محدوده ها و حریم ها نظم بخشد. مسئله این است كه چرا «شهرسازی» در ایران تاكنون نتوانسته است نقش خود را به عنوان محور توسعه ای موزون ایفا كند. برای یافتن جواب این مسئله می توانیم آنچه را به نام «شهرسازی» اتفاق افتاده با تعریف زیر از «شهرسازی» مقایسه كنیم.

« شهرسازی» می بایست شهر را به عنوان بازترین و پیچیده ترین نظام های اجتماعی به همراه تمام تضادهای درونی اش بپذیرد و پویایی نظامات شهری را در طرح هایش درونی كند. بدین ترتیب «شهرسازی» می بایست همزمان روابط بین اجزا و نظامات شهری و چگونگی كاركرد و فرآیند آنها را در كنار یكدیگر شامل شود.

برای این منظور شهرسازی می بایست خود را به تمامی نهادهای ذی مدخل در شهر معرفی كند و از این طریق به نهادی دائمی تبدیل شود. بر این اساس «شهرسازی» ضمانت تحقق خود را در یكپارچه كردن برنامه ریزی و اجرا به دست خواهد آورد و همانند كاركرد نظام های پیچیده رده بالا به ترمیم و تولید خود دست خواهد یافت. شهر، فی الذاته پدیده ای چند بخشی و «شهرسازی»، سنتزی از دانش های میان رشته ای و اهرم های میان بخشی است نه مخلوطی از آنها و یا موزائیك هایی جدا از هر یك. «شهرسازی» می بایست در تمامی زوایا و چشم اندازهایش، تعالی رفتار انسانی را در مركز توجهاتش قرار دهد.

 

محمدرضا حائری – روزنامه شرق

+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت6:53توسط 3شهرساز |
شهرسازی

برای توسعه های آینده شهر، اتخاذ تصمیماتی که بتواند مشکلات شهری را به حداقل برساند وبالاخره آنکه چگونه رابطه منطقی بین انسان با محیط طبیعی اش حفظ شود، به تحولاتی درامر شهرسازی منجر شده است.

صاحبنظران ومتخصصین امور، ازاواخر قرن نوزدهم ، راه حلها ونظریات مختلفی را درجهت توسعه شهر، نقشه، شکل وبافت آن ارائه داده اند. بحث درزمینه مطالعات شهری، ازدیدگاههای مختلف مورد مطالعه عمیق قرارگرفته وحتی گوشه مشخصی ازعلوم به تحقیق وتفحص دراین زمینه اختصاص یافته است.

جغرافیدانان ، شاخه خاصی ازموضوع مورد مطالعه خود را به جغرافیای شهری اختصاص داده اند وجامعه شناسان به مطالعاتی درزمینه جامعه شناسی شهری پرداخته اند.

همچنانکه، معماران نیزبه نوبه خود درزمینه طرح ریزیهای شهری، سیمای شهری ونوع مساکن به مطالعات بیشتری پرداخته اند.درزمینه شهر ، وامور مربوطه به آن ، توسط بسیاری ازهمین متخصصین ودرباره انواع مختلف مسائل شهری وراه حل های آن، کتب ومقالات بسیاری به رشته تحریر درآمده است.

با این همه ، بنا به تحقیقاتی که به عمل آمده است ، نخستین شهرسازویا نخستین کسی که به بیان اصولی درزمینه شهرسازی پرداخت، شخصی بنام (( هیپوداموس)) بود که درحدود سال ۴۸۰ قبل ازمیلاد می زیست این شخص اصولی را برای شهرسازی زمان خود بیان نمود که منطقی وعلمی بود .اصول پیشنهادی این شخص، شهرسازی را بیشتر ازلحاظ تأمین آسایش ساکنین آن وازنظر تهیه احتیاجات روزمره به نحوی ساده مورد توجه قرارداده است .

او معتقد است که شهر، بایستی ازمحله هایی تشکیل شود وساکنین هرمحله بتوانند مایحتاج خود راازبازارهای نزدیک خود فراهم سازند.

بااین همه دامنه پیدایش تحولات امروزی دانش شهرسازی ، به قرن نوزدهم میلادی می رسد. دراثر رونق وتوسعه صنعت ومشکلات ناشی ازآن وبدنبال تأسیس مراکز تخصصی وعلمی ودانشگاهی درزمینه مسائل شهرسازی ،گامهای اساسی درحل مسائل شهری برداشته شد ونظریات مختلفی دراین زمینه عنوان گردید.

دراواخر قرن نوزدهم ودر حدود سال ۱۸۷۰ ،شهرهای بزرگ پیوسته روبه رشد نهادند؛ دراین مورد تئوریهای مختلف وطرحهای گوناگونی جهت رشد وتوسعه شهرها ارائه شده است که در پست بعدی به این مطلب میپردازیم.

هرچند که دراواخر قرن نوزدهم شهرسازان طرحهای مختلفی برای شهرهای بزرگ داده بودند وازآن جمله اوژن هاسمان فرانسوی ( ۹۱-۱۸۰۹) طرحی برای دگرگونی نقشه پاریس داد که چهره شهر را دگرگون ساخت . این طرحها در اروپا مورد تقلید قرار گرفت و یک نوع زشتی وتقلید همه جایی ازکارهای هاسمان به زودی هویدا شد. درسال ۱۸۸۹ کامیلوزیته شهرساز اطریشی ، درکتاب خود به نام (( شهرسازی)) چاره کار رادربازگشت به شیوه های هنری قرون وسطی پیشنهاد نمود .

رشد طبیعی شهرهای قرون وسطی توجه زیته را بخود جلب کرده بود؛ ووی آن را وسیله ای برای رهایی شهرهای معاصر ازمعایب موجود می دانست . کامیلوزیته مطالعه ای دقیق ازشهرهای شمالی وجنوبی اروپا دردوره های تجلی روم، گوتیک، رنسانس، وبا روک به عمل آورد واستادی شهرسازان گذشته را درترکیب وتنظیم عوامل مختلف شهر پسندیده بود.

به نظر وی نحوه ای که درشهر قرون وسطایی خیابان به میدان می پیوست ، رابطه ای بین بازار ، کلیسا ویا ابنیه اصلی دیگر به وجود می آورد ، وهمه ازتوازن طبیعی برخوردار بودند که درسیمای شهر آشکار بود.

برای زیته، قوانین شهرسازی دریک جمله خلاصه می شد وآن اینکه ((شهر باید حافظ منافع وضامن خوشبختی ساکنین خود باشد)) امروزنیز، شهرسازان بازیته هم عقیده اند که مسائل هنری بهمان اندازه مهم است که مسائل فنی آن.

کامیلوزیته می خواست زشتی معمولی شهر اواخر قرن نوزدهم را ازمیان بردارد. وشهر را به غنای هنر، زندگی وتحرک آراسته گرداند. وی نقایص شهر را به خوبی دریافت ، ولی پیشنهاداتش برای اصلاح شهر فقط جنبه تسکین درد راداشت .

گشودن مرکز میادین شهرها یا انتقال مجسمه ها وبرجهای یادگار به یک گوشه میدان، ایجاد باغچه درحیاط آپارتمان های مسکونی به جای مراکز شلوغ شهر ، برپا داشتن دیوارهای بلند دراطراف پارکهای عمومی برای حفاظت آنها درمقابل سروصدای خیابان، همه رفرم های سطحی بودند که کامیلوزیته پیشنهاد می کرد.

این مطلب نشان میدهد که شهرسازی تا چه اندازه ارتباط خودرا با عصر خویش از دست داده بود. او تصور می کرد میتوان با وسائل قرون وسطایی مسائل عصر صنعت را حل کرد.

 

منبع : سایت آفتاب

+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت6:53توسط 3شهرساز |
شهرنشینی در تهران به عنوان یک شیوه زندگی

شهرنشینی، شکلی از زندگی اجتماعی است. تأثیراتی که زندگی در کلانشهر بر زندگی اجتماعی ساکنان آن می گذارد بسیار زیاد است. تهران برای اکثر افراد ساکن در آن هم سکونتگاه، هم کارگاه، هم مرکز پویش و فعالیت مستمر روزمره، هم محل هویت جویی، هم معبر ارتباط گیری با دیگران و هم مدار زیست اقتصادی، سیاسی وفرهنگی آنان است.

میلیون ها تهرانی در فضای مجاور هم زندگی می کنند، بی آنکه یکدیگر را بشناسند و این تفات بنیادی این کلانشهر با بیشتر شهرهای کوچک و روستاهای این کشور است.

بیشتر تماس ها بین تهران نشینان، زودگذر، جزیی و در راستای هدف های غیرشخصی است و لذا این ارتباطات روزمره به خودی خود کمتر رضایتبخش هستند. برخوردها و گفت وگوهای روزمره با کسبه، کارمندان ادارات، بلیت فروش ها، رانندگان و …، تماس هایی است گذرا که خود به خود هدف نیستند، بلکه وسیله ای هستند برای هدف های دیگر.

تحرک زیاد و تماس های زودگذر، باعث ضعیف شدن حلقه های پیوند بین مردم شهر می شود و تا اندازه زیادی رقابت را جایگزین همکاری کرده است.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت7:42توسط 3شهرساز |
فرهنگی به نام تهران

تهران یکصد سال پیش صاحب بلدیه یا شهرداری شد، البته این شهر یکصد و اندی سال پیش از اینکه صاحب بلدیه شود، پایتخت شده بود و چند بار از مرزها و برج و باروهایی که اطرافش کشیده بودند، بیرون زده بود. تاسیس بلدیه هم نتوانست رشد این شهر را مهار کند. تهران قلب ایران شده بود، هنوز هم هست، تکلیف سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر، ورزش و ... در تهران روشن می شود. «تهرانی» یک فرهنگ شده، یک روش زندگی، یک رویا و حتی یک نفرین.

این شهر رویاهای بسیاری از مهاجرین را برآورده کرده است و حالا آنها پس از چندین نسل «تهرانی» شده اند.

رابطه مردم ایران با تهران یک رابطه عشق و نفرت است. شهری است که در طول چند قرن اخیر مثل بچه عزیزدردانه با آن رفتار شده که هرچه خواسته برایش فراهم بوده و چندان هم به کیفیت پیشرفت آن توجه نشده است. برخی می گویند هزینه این عزیزدردانگی را بسیاری دیگر از شهرها پرداخته اند.

تهران در عین حال نوعی حس بی اعتمادی را نیز با خود دارد. نگرانی از اینکه در این «اقیانوس بی ساحل» چه ممکن است بر سر تازه واردان بیاید، حتی دل آنهایی که برای گردش کردن به این شهر سفر می کنند را ممکن است به لرزه درآورد چه برسد به آنهایی که دل به دریا می زنند و به این شهر مهاجرت می کنند.

آنهایی که می آیند البته زود تردیدها را فراموش می کنند و در این اقیانوس، جزیره ای می یابند که با آنها یک جوری قرابت دارد؛ یا هم زبانند یا همشهری و هم ولایتی. از هرجا که آمده باشی و هر علاقه ای که داشته باشی در تهران کسی را خواهی یافت که هم صحبت ات شود. تهران شهری است که در سراشیبی دامنه کوه های البرز واقع شده و همین سراشیبی و اینکه تا کجای آن بالا رفته باشید و کجای آن مامن گزیده باشید، تا حد زیادی تعیین می کند که در چه رده اجتماعی قرار دارید.

تا چند سال پیش، یعنی تا وقتی که هنوز قلب تجارت تهران در بازار این شهر می تپید و هنوز مراکز خرید در گوشه و کنار شهر ساخته نشده بود، یکی از اعیان ترین شیوه های زندگی این بود که صبح ها از شمال شهر به سمت جنوب بروید (برای رفتن به محل کار، احتمالاً حجره ای در بازار) و عصرها از جنوب به سمت شمال؛ یعنی در شمال شهر زندگی کنید و در جنوب شهر )بازار( تجارتخانه داشته باشید.

بگذریم که بیشتر مردم برعکس این مسیر را طی می کردند؛ یعنی صبح ها از جنوب راهی شمال می شدند تا به محل های کاری خود برسند و عصرها برعکس تا به خانه خود بروند.حالا هم که دیگر این قاعده عوض شده و شرکت های پولساز در همه جای شهر پخش شده اند، به ویژه در شمال شهر. سراشیبی شمال به جنوب، تهران را به دو قسمت بالای شهر و پایین شهر تقسیم کرده، سراشیبی ای که وقتی به سمت بالا می روی نفسگیر است اما وقتی به سمت پایین می روی، دیگر رفته ای، آنقدر می روی تا به تهش برسی و هیچ ترمزی هم نگهدارت نخواهد بود.

جایی برای زندگی

شهر فقط محلی برای زندگی اجتماعی نیست. فراتر از این است. یک شهر یک هویت است، شخصیت دارد، زندگی می کند، به دنیا می آید، بزرگ می شود و بر محیط اطراف خود تاثیر می گذارد و از آن تاثیر می پذیرد. ساکنانش عاشقش می شوند و نسل پشت نسل در آن زندگی می کنند و به ریشه داشتن در آن می بالند یا از آن متنفر می شوند و ترکش می کنند.

شهر وارد زندگی آدم ها می شود و بخشی از هویت آنها. مردم معمولاً در اولین برخورد، از روی شهر زادگاهشان قضاوت می شوند. «همشهری» یعنی قابل اعتماد، یعنی دوست، یعنی آشنا .

 

منبع : بی بی سی (BBC