کلمات کلیدی : تهران - توسعه پایدار شهری – شهرسازی – ضوابط و مقررات
اسماعیل صالحی / استادیار دانشکده محیط زیست دانشگاه گیلان – نشریه محیط شناسی / سال سی و دوم / شماره 40
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
http://journals.ut.ac.ir/issueuser/Uploads/Articles/Main_12PArt_10533051-062.pdf
چکیده:
مقاله حاضر به بررسی نقش شهر سازی مدرن در بروز تخلفات ترافیکی عابرین پیاده بافت قدیم شهر تبریز می پردازد . روش این مطالعه ‘ علاوه بر مطالعات کتابخانه ای در بر گیرنده مشاهدات محلی‘ تطبیق نقشه موجود بافت و تحلیل های عقلانی می باشد . بررسی ها حاکی از آن است که در این بافت ‘ تخلفات عابرین پیاده به گسستگی بافت فیزیکی‘ تراکم فعالیت های شهری ناشی از موقعیت مرکزی‘ تحدید قلمرو فضایی و مکانی واحد های زیستی ‘ پیوستگی ضعیف شبکه های پیاده و نظایر آن بستگی دارد . از آنجا که بروز تخلفات‘ پیش از آنکه ناشی از فرهنگ تخلف باشد عمدتا به طراحی غیر اصولی بافت و عدم انطباق شبکه های قدیم شهر برمی گردد . بنابراین وجود آنها نه تنها امری طبیعی بلکه غیر قابل اجتناب نیز می باشد . بر اساس نتایج این بررسی ‘ لازمه اصلاح یا کاهش فرهنگ تخلف در وهله اول انجام اصلاحات طراحی و در مراتب بعدی آموزش و فرهنگ سازی می باشد .
کلمات کلیدی : تخلفات ترافیکی – بافت قدیم تبریز – شهرسازی مدرن – عابران پیاده
رحمت محمد زاده – دکتر فیروز جمالی – دکتر محمدرضا پورمحمدی / نشریه هنرهای زیبا / شماره 21
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
کلمات کلیدی : ارزیابی - چند معیاری - فرآیند تحلیل سلسله مراتبی - كاربرد در شهرسازی - مكان یابی
دکتر اسفندیار زبردست / استادیار گروه آموزشی شهرسازی دانشکده هنرهای زیبا ، دانشگاه تهران / نشریه هنرهای زیبا / شماره 10
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
کلمات کلیدی : Healthy Cities ـ آرمانشهر ها ـ پروژه شهرهای سالم ـ شهرسازی – شهرهای سالم
نویسنده : دکتر سید حسین بحرینی
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
کلمات کلیدی : ارزیابی – برج – برج سازی – برنامه ریزی – تراکم – تهران – شهرسازی – فضایی – کالبدی – مسکونی
دکتر محمد مهدی عزیزی / استادیار گروه شهرسازی دانشکده هنرهای زیبا ، دانشگاه تهران / نشریه هنرهای زیبا / شماره 4 و 5
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
در بسیاری از کشورهای پیشرفته مثل بریتانیا ،ایالات متحده ،آلمان یا ژاپن عبارت برنامه ریزی شهری یا برنامه ریزی شهرک اکیدا یک مکرر گویی است.یعنی از آنجا که اکثریت عظیمی از جمعیت در آمارها به عنوان جمعیت شهری طبقه بندی می شوند و در مکان هایی زندگی می کنند که به معنی عنوان شهری تعریف می گردند. برنامه ریزی شهری به نظر می رسد که به سادگی به معنی هرنوع برنامه ریزی باشد .درواقع همانطورکه به خوبی مشهور است .برنامه ریزی شهری به شکل معمول و متعارف معنی محدودتر و دقیقتری دارد ،یعنی به برنامه ریزی با یک عنصر فضایی یا جغرفیایی اشاره دارد که در آن هدف کلی تمهید یک ساختار فضایی از فعالیتها یا کاربری اراضی است به نحوی از شکل موجود بدون برنامه ریزی بهتر است .این نوع برنامه ریزی همچنین به عنوان برنامه ریزی کالبدی مشهور است ،شاید برنامه ریزی فضایی اصطلاحی خنثی تر و دقیق تر باشد.
اگر این نوع برنامه ریزی به شکل مرکزی دارای یک عنصر فضایی است ،بنابراین آشکارا تنها در صورتی معنی دار است که در اوج خود به یک بیان فضایی منجر شود .چه این یک نقشه بسیار دقیق و با جزییات باشد ،یا کلی ترین نمودار، به معنی اول و دقیق تر اصطلاح مزبور تا اندازه ای یک طرح است .به عبارت دیگر به نظر می رسد که برنامه ریزی شهری (یا برنامه ریزی منطقه ای ) حالت خاصی از برنامه ریزی عمومی است که جدا شامل عنصر طرح سازی یا نمایشی است .
در صورتی كه بخواهیم تعریفی كلی از برنامهریزی داشته باشیم, میبایستی برنامهریزی را عبارت از كوششی در جهت انتخاب بهترین برنامهها در جهت رسیدن به هدفهای مشخص بدانیم كه ممكن است این كوششها و برنامهها, تا مرحلهی نهایی هدف نیز پیش نرود, بلكه گامهایی در جهت رسیدن به آن باشد
برنامهریزی به معنای اندیشیدن و تنظیم پیشاپیش امور, قبل از بروز وقایع و رویدادهاست تا در اموری همچون بهداشت, سلامت, رفاه, آسایش و خوشبختی افراد جامعه, نتایج مطلوبی بدست آید. بدیهی است, با برنامهریزی دقیق میتوانیم اشتباهات گذشته را جبران كنیم و نسبت به آینده هوشیارتر عمل كنیم.
برنامهریزی شهری را میتوان هنر شكل دادن و هدایت و "رشد طبیعی شهر" دانست, امری كه به موجب آن ساختمانها و محیطهای گوناگون ایجاد میشود تا به نیازهای مختلف اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی و گذران اوقات فراغت و . . . پاسخ دهد و شرایط سالمی را برای زندگی طبقه ثروتمند و فقیر از نظر كار, تفریح و استراحت فراهم آورد و از این طریق موجب بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی اكثریت افراد بشر شود. ارسطو, زمانی این نظر را ابراز داشت كه "شهر باید به منظور تامین امنیت و خوشبختی ساكنانش ساخته شود" این در حالی بود كه افلاطون نیز گفته وی را چنین بیان كرده است: "شهر جایی است كه انسانها برای نیل به عاقبتی شرافتمندانه, به طور مشترك در آن زندگی میكنند."
اصطلاح برنامهریزی شهری هم برای برنامهریزی شهرهای جدیدی- شهرهایی كه در زمینی بكر و دست نخورده ایجاد میشوند- و هم برای توسعه و بهبود شهرهای موجود در گسترش آنها بكار میرود.
به گفته چادویك برنامهریزی یك سیستم كلی ذهنی است. با ایجاد یك سیستم ذهنی مستقل اما منطبق بر سیستم دنیای واقعی, ابتدا پدیده تحول را شناخته, سپس آن را پیشبینی كرده و بالاخره آن را ارزیابی میكنیم, هدف بهینه كردن سیستم دنیای واقعی از طریق بهینه نمودن سیستم ذهنی میباشد."
همچنین برنامهریزی را میتوان به صورت دیگری تعریف كرد و آن عبارت است از: كوششهای اندیشمندانهی آدمی برای یافتن راههایی كه به اتخاذ بهترین تصمیمات برای تامین رفاه و ایجاد ترقی او منجر میشود. با این تعریف سه سوال مطرح میگردد:
منظور از اندیشمندانه چیست؟
راههای اتخاذ بهترین تصمیمات كدام است؟
مراد از تامین رفاه و ایجاد ترقی چیست؟
برای پاسخگویی به سوالت فوق, از برنامهریزی تعریف دیگری نیز میتوان كرد. بنابراین تعریف كه از اجزای متشكل آن منتج میگردد, برنامهریزی یعنی:
بررسی, برآورد و تخمین نیازها
بررسی, برآورد و تخمین امكانات
بررسی, برآورد و تخمین بهترین راه استفاده از امكانات برای برآوردن نیازها
طبیعی است كه در هر مرحله, این تخمینها بایستی واجد دقت, عدد و رقم باشد. در این تعریف از برنامهریزی, مسلم است كه نخستین قدم جمعآوری آمار و اطلاعات است كه البته بایستی با شیوهای نظام یافته صورت پذیرفته باشد و بر اساس گرایشهای گذشته, حال و آینده استوار باشد. دومین قدم, تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده است كه آن هم بایستی با شیوهای علمی و منظم صورت گیرد و در حقیقت از یك نوع غربال علمی بگذرد. سومین قدم, ارزشیابی یا به اصطلاح سبك و سنگین كردن آنها است كه نكات مثبت و منفی در جهت رسیدن به هدفها مشخص میگردد. گام چهارم, در جهت تعیین اولویتها است. یعنی برنامهریز بایستی, از عوامل مختلف كه در متغیرهای مختلف برای رسیدن به هدفهای برنامه وضع شده, به انتخاب بهترینها بپردازد. برنامهریز بایستی مشخص كند كه از نظر زمان و امكانات در جهت برآوردن نیازها و رسیدن به هدفها به بهترین صورت پرداختن به كدام عامل مقدم و مرجح است. مرحله آخر نیز, اجرای برنامه است كه با توجه به زمانبندی و برآورد امكانات و وسائل, اجرای برنامه صورت میگیرد.
تهران امروز، بدل به شهری بی دروازه و حصار، بی قانون و ناامن، پرآشوب و پرتنش شده است، و تعیین ضوابط فروش تراكم و افزایش جرایم رانندگی نه آنكه راهی برای حل مشكلات شهر تهران نیست، بلكه تنها دغدغه های نظام دیوان سالار و اقتدارگرای مدیریت شهری است. در آستانه قرن بیست و یكم و دغدغه های چالش جهانی شدن، تردیدی نیست كه بیش از این نمی توان بر كلان شهری ده میلیونی در دنیای مدرن، حصار و دروازه و بارو و نگهبان گذاشت، كه اینها از ویژگی های شهرهای قرون وسطا بود تا دیگران به شهر وارد نشوند. آیا هنوز می توان در كلان شهر تهران كسی را در زمره دیگران شمرد؟ تعیین محدوده شهر نیز سخن گزافه ای بیش نیست، چنان كه رشد حاشیه ای شهرهای ایرانی در فراسوی محدوده های تعیین شده طی چهار دهه رشد مهاجرت و شتاب شهرنشینی، طومار این خرافه اراده گرایانه را نیز درهم پیچیده است. شهر تهران در آستانه قرن بیست و یكم، دوره ای پرآشوب و پرتنش را طی می كند. شهری كه طی پنج سال، و كمی بیش از یك دوره پرتنش و ناكارآمد از روی كار آمدن اولین شورای شهر، پنج شهردار به خود دیده است كه نشان از ساختار سیاست زده مدیریت شهری دارد. شهری كه از زمان اعلام خودكفایی شهرداری ها از سوی دولت درسال ۱۳۶۵ تاكنون، فاقد یك نظام مالی كارآمد و ساخت یافته برای مدیریت منابع مالی در شهر بوده است. ۴۵ سال از تاریخ تهیه اولین طرح جامع شهر تهران می گذرد، و بیش از پانزده سال پیش عمر افق زمانی آن به سر آمد، در حالی كه چندان آثار متحقق شده ای را در پی نداشت.
تاكنون تلاش بسیاری انجام گرفته تا برای فرایند حل مسائل كه به برنامهریز در رسیدن به راهحل بهینه كمك میكند چهارچوبی متناسب فراهم آید. نوشتههای پتریك گدیس لزوم شناخت و تجزیه و تحلیل مسائل قبل از برنامهریزی را عنوان نموده, برنامهریزی كه خود حاصل فرایند شناخت میباشد. با تصویب قانون برنامهریزی شهر رو روستا 1947 منطق ارزیابی- تحلیل- برنامه در برنامهریزی مورد قبول واقع شد و رسمیت یافت, هرچند تكنیكهای مورد استفاده برای تحلیل غالباَ ابتدایی بودند. در طی پانزده تا بیست سال اخیر شیوه آنالیز سیستمها در زمینههای علمی, صنعتی و نظامی بوجود آمد تا بر اساس مطالعات سیستماتیك به تعیین سیاست بپردازد. در سالیان اخیر كوششهایی برای تعریف مجدد فرایند برنامهریزی بر اساس فرایند آنالیز سیستمها انجام گرفته است و در مورد عناصرری كه فرایند برنامهریزی سیستماتیك را بوجود میآورند توافقهایی شده است. (اصطلاح برنامهریزی سیستماتیك مبین این نكته است كه موضوعات پیچیده مورد نظر ما دارای ویژگیها و رفتاری سیستمی هستند و بدین ترتیب برنامهریزی سیستماتیكتر انجام خواهد گرفت.)
كاتانیزواستیز معتقدند كه این فرایند میتواند در هفت مرحله بصورت ذیل انجام پذیرد:
تعریف و توجیه مسائل جاری و آینده و روابط میان آنها.
پیشبینی وضعی آینده بر اساس مسائل شناخته شده.
شناخت عوامل, شرایط و محدودیتهایی كه وسعت راهحلهای ممكنه در رابطه با كل مسائل را تعیین میكند.
· تعیین اهداف درازمدت و كوتاهمدت در مراحل گوناگون.
· تعیین سیاستهای مختلف
· ارزیابی كمیت و كیفیت هزینهها و سودمندی و شبیهسازی راهحلهای ممكنه در محیط سیستم شهری, به منظور شناخت كارایی كلی و تاثیرات جنبی این راهحلها
· گزینش سیاستی خاص و اجرای آن
این مراحل شبیه فرا- فرایندی (Metaprocedure) است كه چادویك در سال 1969 خطوط كلی آن را مطرح نمود:
تعریف شهر جدید
شهر جدید ،اجتماعی برنامه ریزی شده ،ارادی با اهداف معین از پیش تعیین شده و برخوردار از تمام تسهیلات لازم برای یک محیط مستقل است .معمولا شهرهای جدید برای تمرکز زدایی کالبدی ،اقتصادی و اجتماعی در ناحیه شهری شهرهای بزرگ طراحی می شوند تا با وجود جاذبه های نزدیکی به شهرهای بزرگ جمعیت ،به خروج از مادر شهر تشویق شوند تا اسکان همراه اجرای برنامه های توسعه اقتصادی – اجتماعی فراهم آید .
پیشینه شهرهای جدید در جهان
شهر های جدید در بیشتر دوره های تاریخی ، بویژه از آغاز شهز نشینی در دورترین نقاط دنیا طراحی و ساخته شده اند .احداث این شهرها در مواردی به مثابه برنامه برای تحقق بخشی از سیاست حکومتها بوده است که در این زمینه می توان از شهرهای جدید بابلی و آشوری در بین النهرین ،موهنجودارو در ایندوس ،کاهن در مصر ،میلیتوس و پرنیس در یونان و تعدادی از مراکز شهرهای جدید در آفریقا نام برد.
انگلستان در مورد شهرهای جدید تجربه ای پنجاه ساله دارد که تاکنون برای دو میلیون نفر واحد مسکونی و برای یک میلیون نفر استغال ایجاد کرده است.درواقع ساخت شهرهای جدید در بریتانیا بعد از جنگ دوم جهانی در پیش گرفته شد.
همچنین پس از کشف آمریکا توسط کریستف کلمب در سال 1492 در ساحل جنوبی جزایر اسپانیولی شهر جدیدی ساخته شد.به هر حال باید پذیرفت که شهرهای جدید ،پیش نمونه هایی برای تجدید ساختار و نوسازی شهرهای بزرگ هستند و در این راستا پس از قرن بیستم نظریه های متعدد شهری و طرحها و الگوهای مختلفی برای ساماندهی فضایی شهرها به خصوص شهرهای بزرگ ارائه می شود .
اهداف عمده ایجاد شهرهای جدید
1) اجرای طرح کالبدی ملی و توزیع متناسب جمعیت و اشتغال در سطح کشور در ارتباط با هدفهای استراتژیک و محدودیت منابع آب و خاک و انرژی
2) ایجاد مناطق مسکونی برای کارکنان یک یا چند فعالیت جدید الاحداث اقتصادی و جمعیتی
3) کمک به اجرای کمی و کیفی برنامه های توسعه مسکن و ایجاد تعادل در بازار مسکن
دو مقوله ی شهر نشینی و رشد شهری با هم كاملا متفاوت است. چرا كه شهر نشینی به معنی رشد موزون و متناسب جمعیتی است كه در فضای شهری زندگی می كنند در حالیكه رشد شهری به معنی افزایش ناموزون تعداد جمعیت است كه اغلب تحت تاثیر مهاجرت رخ می دهد(رشد منفی)
در بررسى مسئله شهرنشینى و رشد شهرى مى بایستى میان این دو موضوع تفاوت قایل شد. شهرنشینى به معنى افزایش متناسب جمعیتى است كه در مكان هاى شهرى زندگى مى كنند و رشد شهرى یعنى افزایش تعداد جمعیت شهرى. هر كدام از این فرآیندها ممكن است در غیاب دیگرى رخ دهد. مثلاً اگر مراكز شهرى و مراكز روستایى، نرخ رشد یكسانى داشته باشند، در غیاب شهرنشینى، ما با رشد شهرى مواجه خواهیم بود و در یك داستان كاملاً متفاوت درخصوص جمعیتى با نرخ رشد منفى در مناطق شهرى و روستایى و البته رشد منفى تر مناطق شهرى _ در غیاب رشد شهرى _ مسئله شهرنشینى ظهور خواهد كرد. دلیل ارتباط نزدیك فیمابین رشد مراكز شهرى و نرخ رشد ملى جمعیت این است كه در هر دو مورد، افزایش طبیعى جمعیت، مهمترین عامل رشد محسوب مى شود.
در هر جمعیتى، دو منبع بالقوه رشد وجود دارد. اولى، افزایش طبیعى است مثلاً افزونى زاد و ولد بر مرگ ومیر و دومى، افزایش از طریق مهاجرت. در مورد اغلب جمعیت هاى جهان، تنها تغییرات ناشى از افزایش طبیعى، به حساب رشد جمعیت گذاشته مى شود. اما در برخى دیگر از مناطق، مهاجرت و طبقه بندى دوباره نواحى كشورى نیز منبع مهمى جهت دگرگونى ها در نظر گرفته مى شود. سهم بالاى افزایش طبیعى در قضیه رشد شهرى در مراحل مختلف توسعه، تا حدودى حاصل كاهش اندازه نسبى مناطق روستایى است. یعنى این كه مناطق روستایى جهت گسیل و فرستادن تعداد زیادى از مهاجران، هنوز به قدر كفایت بزرگ است و مهاجرت از روستا به شهر قادر است نقش عمده اى در رشد شهرى بازى كند. احتمالاً این نقش از آنچه كه در ابتدا به نظر مى رسد، بسیار مهمتر است.
تمركز مهاجران در گروه سنى جوانان، تاثیر بسزایى در نرخ بالاى افزایش طبیعى جمعیت هاى شهرى دارد بدین طریق كه بارورى بعدى مهاجران بر تعداد جمعیت خواهد افزود. ارتباط فیمابین رشد جمعیت و شهرنشینى به شفافیت ارتباط بین رشد جمعیت و رشد شهرى نیست. از آنجا كه سطح افزایش طبیعى، عموماً در مناطق شهرى و در مقایسه با مناطق روستایى، در طول قرن حاضر پایین تر بوده است، شهرنشینى عمدتاً پیامد مهاجرت روستائیان به شهرها بوده است. بیشترین تحلیل هایى كه درخصوص مهاجرت روستائیان به شهرها صورت گرفته، منبعث از این تلقى است كه نرخ بالاى رشد جمعیت، بر منابع روستایى فشار خاصى را وارد مى كند. این وضعیت، كارگران روستایى را، در جست وجوى كار، به مناطق شهرى و به ویژه شهرهاى بزرگ مى كشاند.
کمتر از دو هفته قبل وزیر کار و امور اجتماعی در جمع خبرنگاران ضمن اشاره به موارد مرتبط با حوزه فعالیت خود از پیگیری طرح انتقال پایتخت در شورای مسکن خبر داد و در وصف آثار طراحی و اجرای این طرح بر اقتصاد کشور، فضای کسب و کار و اوضاع مسکن نکته راند تا بار دیگر خاطره یکی از وعده های محوری محمود احمدی نژاد در فضای انتخابات نهم ریاست جمهوری که بر تمرکززدایی فعالیت ها و امکانات اقتصادی از پایتخت تاکید داشت، زنده شود. سابقه تلاش برای انتقال پایتخت اما به زمانی بسیار دورتر از آغاز فعالیت دولت نهم باز می گردد. سال ۱۳۶۴ مصادف با دویستمین سال پایتختی تهران همزمان با سیل مهاجرت و افزایش مسائل و معضلات شهری سودای انتقال پایتخت به عنوان ساده ترین گزینه پیش رو در اندیشه تصمیم سازان کلان کشور افتاد و مطالعات مقدماتی در دستور کار قرار گرفت. با پایان جنگ تحمیلی در سال ۱۳۶۸ این امر به طور جدی از سوی مراجع مسوول پیگیری شد اما در نهایت این عده «ساماندهی تهران» را عملی تر تشخیص داده و از اجرای آن منصرف شدند. در آن زمان براساس مطالعات انجام شده از سوی مهندسین مشاور کمترین زمان لازم برای انتقال، ۲۵ سال برآورد شده که این زمان با توجه به چهار گزینه مورد نظر متغیر می نمود. پروژه ساماندهی تهران با حضور غلامحسین کرباسچی در مسند شهردار پیگیری شد اما به رغم اجرای طرح های متعدد عمرانی ناشی از فروش تراکم و شعار اداره تهران بدون پول نفت، بسیاری از مسائل شهری همچنان حل نشده باقی مانده است.
دیگر بار در اواخر دهه ۷۰ بود که گروهی از مدیران با طرح مسائلی چون تمرکززدایی، حفاظت از ارکان حکومت و امنیت ملی در برابر آسیب های وسیع ناشی از زلزله و سایر خطرات احتمالی سخن راندند تا در غیاب کرباسچی به عنوان مخالف اصلی طرح که بیش از هفت سال از طرح آن در فضای تصمیم گیری های کلان کشور جلوگیری کرده بود، انتقال پایتخت را در جریان مباحثات و تحقیقات مجدد اندازند. این در حالی بود که در تمام این سال ها همزمان مطالعات دومین طرح جامع تهران ادامه داشت و در سال ۱۳۸۱ طرح مجموعه شهر تهران نیز مورد توجه قرار گرفت که هدف اصلی آن ساماندهی، امکان و استقرار جمعیت و فعالیت ها در قلمرو و منطقه کلانشهری تهران عنوان شد. پیگیری پراکنده و عدم هماهنگی در پیشبرد هر یک از طرح های مذکور اما هیچ گرهی از کار پایتخت نگشود و تهران همچنان به سنت مدیریت شهری در دوران فعالیت کرباسچی به حیات خود ادامه داد. زمستان سال ۱۳۸۲ ، ۹ روز پس از آنکه زلزله بم تبعات فاجعه بار خود را در نتیجه نبود نظارت در ساخت و ساز شهری روبه روی دیدگان مسوولان قرار داد، این اظهارات حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی بود که ضرورت انتقال پایتخت را با توجه به آسیب پذیری تهران در مواجهه با زلزله به طور جدی مرتبط با مسائل امنیتی دانست تا جایی که وی از پیگیری جدی طرح های میان مدت و بلندمدت خبر داد. همزمان مجلس نیز آمادگی خود را برای دریافت لایحه مربوط و تصویب سه فوریتی آن اعلام کرد.باری دیری نپایید که سخنگوی وقت دولت در مصاحبه با رسانه ها طرح بحث جدیدی درباره انتقال پایتخت را تکذیب و عنوان کرد متخصصان از سال ۶۸ تاکنون به نتیجه جدیدی در این رابطه نرسیده اند.
روزگاری بافت های تاریخی، قلب تپنده یک شهر بوده و زندگی در آنها جریان داشته است، مردم فرادست و فرودست به راحتی در کنار یکدیگر به سر می برده اند و این همه با گرفتاری های اقتصادی و اجتماعی و هزاران مشکل ریز و درشت دیگر دست و پنجه نرم نمی کرده اند. اما امروز چهره شهر دگرگون شده، امکاناتی نامتناسب با نه تنها بافت های تاریخی که نوع فرهنگ و جامعه ایرانی به شهرها و روستاهای ما راه یافته و خود را به زندگی ما تحمیل کرده است. در این شرایط چگونه می توان به حفاظت از بافت های تاریخی پرداخت و روح زندگی را در پیکره بی جانشان دمید، برای یافتن پاسخ این پرسش با علیرضا قلی نژاد مدیر کل حفاظت از بافت های تاریخی به گفت وگو می نشینیم. وی با اشاره به این که باید دو موضوع را در مورد بافت های تاریخی به طور جداگانه دنبال کرد می گوید؛ قانون و فرهنگ، دو موضوعی هستند که باید در مورد بافت های تاریخی پی گرفته شوند.
چه قانونی درباره بافت های تاریخی و رسیدگی به وضعیت آنها وجود دارد و به تصویب رسیده است؟
در ابتدا باید اشاره کنم آنچه را که بافت تاریخی می نامیم در حقیقت ترکیب نامشخصی از شهر تاریخی و محدوده تاریخی است که به هر حال عدم تعریف مشخص این کلمه در برداشت حدود و اندازه آن نیز بی تاثیر نیست. به هرحال پایه و اساس قوانین در زمینه بافت های تاریخی به قانون برنامه سوم توسعه شهر برمی گردد و این که سازمان، محدوده های تاریخی را اعلام و ساز وکار مدیریتی جدید و مستقلی را برای این محدوده ها تعریف کند که از جمله مصادیق اجرای این قوانین می توان به شهرداران بافت تاریخی اشاره کرد.
ظاهراً این طرح هنوز اجرایی نشده، برای مثال یزد با وجود بیش از ۷۰۰ هکتار بافت تاریخی از وجود شهردار ویژه برای این مناطق بی بهره است؟
طرح و الگوی این کار وجود دارد اما هنوز فراگیر نشده و ما در پی اجرایی کردن آن هستیم به این معنی که پس از تعیین و ابلاغ محدوده توسط سازمان باید فرآیند انتخاب فرد اصلح برای تصدی جایگاه مدیریت ویژه محدوده بافت تاریخی نیز مشخص شود.
یکی از پدیده هایی که شهر های امروز جهان و به ویژه شهرهای بزرگ با ان مواجه اند بلند مرتبه سازی است. ایده ی بلند مرتبه سازی نخست به منظور بهره برداری از زمین های مرکز شهر و در پی توجه به اقتصاد شهر مطرح گردید. زیرا از سویی گرایش به تراکم و تمرکز واحد های اقتصادی، تقاضا برای زمین در مرکز شهر را به شدت افزایش داده بود و از سوی دیگر عرضه زمین در این منطقه شهر محدود بود. در نتیجهافزایش تراکم ساختمانی به عنوان راه حلی برای افزایش سطح زیربنای مورد بهره برداری ارائه شد.استفاده فراگیر از این روش، به تدریج افزون بر کاربریهای اقتصادی مانند کاربری های صنعتی، اداری و تجاری دامنگیر کاربری های مسکونی نیز گشت و به مناطق پیرامونی شهر نیز گسترش یافت، لیکن بهمانند هر راه حل دیگری، این راه حل دارای تبعات و آثار منفی نیز بوده و مشکلات نوینی را برای شهروندان پدید آورد که از آن جمله می توان به افزایش ازدحام و تراکم، افزایش آلودگی های زیست محیطی، کاهش دسترسی شهروندان به هوای آزاد و نور خورشید و افزایش مزاحمت های شهری اشاره کرد.آخرین دهه های قرن نوزدهم با آغاز رشد عمومی ساختمانها (بلند مرتبه سازی) در غرب همراه بودهاست. پدیده ی بلند مرتبه سازی ئر طی حیات خود اگرچه همواره از سوی اندیشمندان گوناگون مسائلاجتماعی، اقتصادی و شهرسازی مورد انتقاد واقع شده و به کاربرد ان با شک وتردید نگریسته اند اماهمواره بنا به ضرورت ها، نتوانسته است حضور دائمی خویش را به اثبات رساند و برعرصه فعالیت خود بیافزاید.این پدیده از سویی می تواند به بسیاری از مسائل شهری مانند کمبود زمین، کمبود مسکن و... پاسخ دهد، اما از سویی دیگر خود پدید آورنده ی مشکلات و نارسایی های دیگری می باشد.در کشورهای غربی سعی شده برای بهره مندی از مزایای بلند مرتبه سازی و برای کنترل مسائل و مشکلات ناشی از آن توسط قوانین و مقررات کاربردی عمل کنند و پدیده را تحت کنترل بیاورند. در این تلاش شهر های ما در حال حاضر شاهد رشد و گسترش ساختمانهای بلند بر چهره خود می باشد و ایندر شرایطی صورت می پذیرد که شناخت صحیحی از اهمیت موضوع وجود ندارد و قانون و مقررات کنترل کننده نیز در دست نیست.مقولات اساسی مربوط به بلندمرتبه سازی ها
برنامهریزی از دیدگاه مسائل اجتماعی و اقتصادی, به منظور ارتقاء سطوح مختلف زندگی جامعه, میتوان به چند نوع تقسیم نمود:
الف- برنامهریزی كلی (كلان)
این برنامهریزی, بیشتر به منظور رسیدن به هدفهای كلی و عمومی اقتصادی و اجتماعی انجام میگیرد. مثلاً, برنامهریزی در زمینهی ارتقاء رشد اقتصادی یا صادرات و مبادلات بازرگانی یك كشور را, میتوان یك برنامهریزی كلی دانست.
ب- برنامهریزی بخشی
این نوع برنامهریزی, بیشتر در بخشهای مختلف تولیدی و اجتماعی صورت میگیرد. مانند: برنامهریزی در بهداشت, ساختمان, كشاورزی, مخابرات و مانند آن.
ج- برنامهریزی در سطح طرح (خرد)
این برنامهریزی در طرحها و پروژههای داخل بخش صورت میگیرد. مانند: برنامهریزی توسعهی كلینیك در داخل بخش بهداشت, برنامهریزی توسعهی مدارس ابتدایی در بخش آموزشی, یا ارتقاء سطح تولید گندم در بخش كشاورزی.
تقسیمبندیهای دیگری نیز برنامهریزی شده است كه از اهم آنها میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
الف- برنامهریزی ملی
در برنامهریزی ملی, برنامهها و سیاستهای توسعهی اقتصادی و اجتماعی یك كشور و نحوهی اجرای آن مشخص میگردد. برنامهریزی ملی یا كشوری, هر چند سال یكبار (معمولاً هر 5 سال) برای كل كشور انجام گرفته و شامل كلیهی سطوح برنامهریزی كلی, برنامهریزی بخشی و برنامهریزی طرحها میگردد.
ب- برنامهریزی منطقهای
در برنامهریزی منطقهای, سیاستهای توسعهی اقتصادی و اجتماعی یك منطقه (جزئی از كشور), یا چند منطقه و یا كل كشور در قالب چند منطقه, انجام میگیرد.
ج- برنامهریزی شهری
در این نوع برنامهریزی با توجه به اقتصاد و عملكرد عوامل شهر, نحوهی استفاده از اراضی شهر, محلهبندی مسكن, ترافیك, فضای سبز و غیره, در رابطه با جمعیت و فونكسیون شهر مورد بررسی قرار میگیرند.
د- برنامهریزی روستایی
در این برنامهریزی به مسائل و مشكلات روستاها پرداخته شده و مسائلی از قبیل تولید و عرضهی محصولات كشاورزی و دسترسی روستاها به سرویسهای اجتماعی (كلینیك, مسجد, مدرسه, حمام و مسكن) مورد بررسی قرار میگیرند.
طراحی و ایجاد مبلمان شهری از عواملی است كه در ایجاد هویت، زیبایی و خوانایی (شناسه) شهر اهمیت فراوان دارد اما كارشناسان شهری معتقدند ضعف مدیریت شهری عاملی برای نابسامانی در این حوزه است.
به گفته كارشناسان شهری، مبلمان شهری به تجهیزاتی اطلاق میشود كه برای خدماترسانی به مردم شهر جانمایی شده و در شهر نصب میشوند.
بر اساس اصول شهرسازی مبلمان شهری باید با در نظر گرفتن رفتارهای اجتماعیوفرهنگی شهر موردنظر طراحی و نصب شوند. از دیدگاه یك نظریهپرداز غربی، اگر قرار است شعور شهری آن شناخته شود باید به مبلمان آن شهر توجه داشت. اگر این عناصر بتوانند «لبخند» را به لب مردم بیاورند و برای آنها پیامآور احساس آرامش و امنیت باشند، میتوان گفت عملكردی موفق داشتهاند.
دكتر «سید امیر منصوری» استاد دانشگاه تهران، صاحبنظر در حوزه شهرسازی و مسوول بخش معماری منظر دانشگاه تهران در این باره میگوید: «مبلمان شهری مثل هر عنصر دیگری در سیمای شهر تاثیرگذار است و باید در این حوزه با طراحی و برنامهریزیهای دقیق، متناسب با فرهنگ و آداب و رسوم مردم حركت كرد.
زمانی كه قرار است در نقطهای از شهر یك نیمكت نصب شود، باید با توجه به محیط و هویت منطقه این كار صورت گیرد. برای مثال اگر یك صندلی بتنی بدون تناسبی با فضا نصب شود، این ناهماهنگی در ادراك شهروند تاثیرگذارشده و رفتارهای اجتماعی، كنشها و واكنشهای او را متاثر میكند.»
رئیس پژوهشكده مركز تحقیقات هنر، معماری و شهرسازی كه طراحی مبلمان شهری را فاقد حداقل استانداردهای علمی و تخصصی میداند در بخش دیگری از سخنان خود در مورد بعد عملكردی مبلمان شهری در شهر میگوید:«در سه محور میتوان ابعاد تاثیرگذار مبلمان شهر را بررسی كرد.
بعد عملكردی این عناصر، مهمترین وجهی است كه برای آنها در نظر گرفته میشود. برای مثال تابلو، پل عابر پیاده، سطل، كیوسك تلفن و مطبوعات و حتی نردهها، هر كدام با سرویسدهی و خدمات خاص خود در جهت رضایت عمومی طراحی میشوند.»
«منصوری»، با در نظر گرفتن ابعاد دیگر موضوع به وجوه هویتی و خوانایی میپردازد. خوانایی مفهومی است كه از سوی طراحان شهری همچون كوین لینچ، صاحبنظر آمریكایی مطرح شد. بر پایه این مفهوم اگر تمهیدات كالبدی و طراحی یك شهر برنامهریزی شده و اصولی صورت گیرد شهروندان قادر خواهند بود نقشه ذهنی واقعیتری از شهر ترسیم كنند. در شهر خوانا حتی شهروندان ناآشنا به فضاهای شهر میتوانند بدون سرگشتگی شهر را شناسایی كرده و با استفاده از نشانههای ساده مسیریابی كنند.
به اعتقاد لینچ خوانایی در یك شهر با استفاده از چهار عنصر اصلی لبه، نماد، نشانه و گره محقق میشود.
اهمیت «منظر شهری» به واسطه نقش آن در زیباسازی، هویت بخشی و روانسازی جریان زندگی در محیط شهری است.
دیر زمانی نیست كه «چشمانداز و منظر» به عنوان یك وجه پراهمیت از محیط زیست انسان مورد توجه قرار گرفته است. محققان از ویژگیهای تاریخی، فرهنگی و زیباشناختی به عنوان جنبههای اصلی و قابل توجه منظر یاد كردهاند. توجه به وجوه یاد شده در شهر، جلوهای از محیط زیست انسان را در بر میگیرد كه «منظر شهری» نامیده شده است.
امروزه، گسترش فضاهای مصنوع و بهبود كیفیت آنها و همچنین میل به زندگی وابسته به طبیعت و تاریخ، جنبههای متنوعی از «چشمانداز و منظره» را آفریدهاند كه هر یك موضوع و بستر حرفهای خاص قرار گرفتهاند. تحقیقات و انتشارات موجود نظریههای گوناگونی را به عنوان پشتوانههای اقدامات اجرایی در زمینه «چشمانداز»تبیین كردهاند. رشد فعالیتهای مربوط به «منظر» شاخههای فرعی آن از جمله «منظر شهری» را به عنوان زمینههای مختلف این كار معرفی كرده است
اهمیت «منظر شهری» به واسطه نقش آن در زیباسازی، هویت بخشی و روانسازی جریان زندگی در محیط شهری است.
شهرهای امروزی، به دلایل گوناگون و اغلب اقتصادی از یافتن هویت بصری و تاریخی مطلوب بیبهره میمانند. در عین حال لازم است تا با توجه به زمینههای نظری و بنیادین مباحث «منظر شهری» از تبدیل شدن این مقوله به نوعی فعالیت تخیلی و بیمبنا جلوگیری به عمل آید چرا كه سیمای شهر، همه چیزی است كه از شهر «حس» میشود و به «دیده» میآید. تعاریف امروزی منظر، دایره شمول، آن را از محدوده «نظر» به همه آن چیزی كه از محیط دریافت میشود توسعه میدهد كه ویژگیهای صوتی، بو و بافت از جمله این موارد است.
منظر، جلوهای از واقعیت فضای زیست انسان است كه توسط استفاده كننده درك میشود و باید اذعان داشت به رغم در انزوا ماندن آن، مهمترین وجه محیطزیست است كه با انسان در ارتباطی روحانی به سر میبرد. آنچه یك «محیط» را خوب، دلباز، دلچسب، مطبوع، با صفا، زنده و با نشاط میسازد، همان است كه در بحثهای «منظر و چشمانداز» مورد توجه قرار گرفته است.
نمودهای هویت شهر
یك شهر چگونه صاحب هویت شناخته میشود؟ دانستیم كه هویت در مقوله شهر، معماری و هنر امری تشكیلی و دارای شدت و ضعف است. آنچه آن را به اصطلاح با هویت میخوانند، دارای مراتبی از اتصال به تاریخ و تحولات گذشته خود است كه عرف آن حد را با هویت میشناسد. در واقع، همیشه میتوان نشانههایی هر چند جزئی در ارتباط میان امر واقع با گذشته او پیدا كرد. اگر چه تبیین كمی این حد، فرآیندی پیچیده و كمسابقه است، لكن میتوان با حدی از تسامح و با تكیه بر عرف، مقولات با هویت و بیهویت (و در واقع با هویت قوی و ضعیف) را از یكدیگر تمیز داد.
ایجاد هویت به منزله تداعی خاطرات شهر سنتی ایران در منظر شهر جدید، اقدامی است كه منحصر به دخالت در سیمای محیط نمیشود. بلكه جنبههای ساختاری و برنامهریزی شهر را نیز دستخوش دگرگونی میكند كه تاثیرات آنها در مرحله بعد در منظر شهر به دیده میآیند، لكن همیشه میتوان در شهری كه ساخته شده، اقداماتی موضعی (و البته بر مبنای برنامهای حساب شده و پیش اندیشیده) به عمل آورد.
بر اساس آنچه گفته شد، شهر ا برای گریز از چهره ناشناخته و گم گشته امروزی در نخستین قدم نیازمند مطالعات فنی در زمینه منظر، جنبههای نظری هویت و نمودهای تاریخی آن است. قدم دیگر تجزیه و تحلیل سنت پربار گذشتگانمان در ساخت و پرداخت شهرهایشان است. باید ضابطههای منظرین شهر ایرانی را بشناسیم. زیباشناسی آن را درك كنیم. آنگاه با درك اهمیت خاصی كه مقوله سیمای شهر در هویتبخشی، مطبوعسازی و روانبخشی فضا دارد نسبت به طراحی نواحی خاص از شهر همت گماریم. تنوع زیاد موضوعات مربوط به مقوله منظر شهری و همچنین كثرت مسایل و نیازهای بهسازی شهر امروز ایجاب میكند تا بر اساس روشی نظامدار نسبت به انتخاب زمینههای كار و اولویتبندی آنها اقدام كرد.
منبع : سایت همکلاسی
جمع آوری اطلاعات اولیه و تجزیه تحلیل مناظر و فضاهای محدوده ی مورد نظر و شناخت چهره شهری:
بدست آوردن و توجه به مشخصه های برجسته در محل مورد نظر ، جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن ،اساس و پایه ی برنامه ریزی شهری را تشکیل می دهد .خصوصیات طبیعی و هویت یک مکان و ارزش و قدمت تاریخی آن و نقش و مفهومی که در آینده خواهد داشت ،در آغاز کار ،بستگی به اطلاعات ،تجزیه و تحلیل و ارزیابی مشخصه های طراحی مناظر طبیعی و چهره ی شهری آن دارد.
در شروع کار ،باید مشخصهات خاص یک مکان به طور دقیق مشخص شود ،این مشخصات ممکن است زیبا یا معمولی یا زشت باشند ، گذشته از این می توانند هویت مخصوص به خود را داشته باشند که باعث ایجاد هماهنگی و یا تضاد و یا تناقض در طراحی شهری می شود.
چهره ی شهر ،روستا و مناظر طبیعی ،مثال هایی بسیار متفاوت از مشخصه های طراحی شهری به شمار می روند.
پیشنهادات کلی در جهت طراحی شهری:
یک شهر درست مثل یک تابلوی ناشی است ،با این تفاوت که به اندازی نصف یک اثر هنری به طراحی آن پرداخته می شود ،و برای نصف دیگر آن می بایست این اثر را مانند یگ گیاه دانست که نسبت به شرایط محیط زیست خود نیاز به قواعد رشد و قوانین دارد.(فریتس شوماخر)
این بدان معناست که طراحی می باید با وضعیت موجود و داده های محل خود را هماهنگ کرده و عملکرد صحیح اجزا و بهترین طرح را در مورد مکان مورد نظر ارائه نماید.طراحی شهری باید دقیق و واضح جوابگوی طرح های مورد نظر و ارائه شده باشد.طراحی با علم شناخت از کلیه مسائل و بدون تحت تاثیر قرار گرفتن و یا وابستگی باید عمل نماید.طراحی فقط یک سوال تکنیکی و یا هندسی نیست ،بلکه موضوعی است احساسی تفکری که با صبر توام می باشد.
مجله پیام مهندس ،سال پنجم ، شماره بیستم تیر83 – محمد صالحی فرد
مشخصات اصلی گرافیک محیطی
گرافیک محیطی از کلیه علائم، تابلوهای و چراغها، از شکل و رنگ و طرح و خط ونوشتار بهره میگیرد و اگر بامعیارهای درست استوار باشد میتواند :
ـ ارتباط های اجتماعی مردم را تسهیل کند .
ـ به فعالیت اقتصادی سرعت بخشد .
ـ ایمنی و جریان ترافیک را بهبود بخشد .
ـ مردم را از امکاناتی که شهر در اختیارشان میگذارد آگاه کند .
ـ جرائم حاصل از تشنجات عصبی مردم را کاهش دهد .
ـ به رفع نیازهای اجتماعی مردم با ایجاد ارتباط با محیط اطراف بوسیله مشخص کردن، راهنمایی
و اطلاع رسانیکمک کند .
ـ با ایجاد مناظر زیبای بصری در محیط، به سلامت ذهنی مردم یاری رساند .
عوامل اصلی بیان در گرافیک محیطی عبارتند از :
- پوستر
- علائم
- تابلوهای بزرگراهها
- تابلوهای راهنمایی و رانندگی
- علائم نورانی( نئونها )
- تبلیغات روی وسائل نقلیه
- طراحی محیطی پارک ها
- طراحی روبناها و رنگهای حاصل از آنها
- طراحی محلهای خدماتی عمومی، ایستگاههای اتوبوس، باجه های تلفن، نیمکت ها و...
- طراحی محیطی مراکز فرهنگی و تفریحی
- طراحی حجم های تزئینی در میدان ها و پارک ها
- تابلوهای سردر فروشگا هها، مغازهها، سینماها و کلیه سازمانها و موسسات دولتی و خصوصی
- انواع تابلوهای تبلیغاتی مانند: بیلبورد، چهاروجهی، سهوجهی، سهبعدی، دیجیتالی .
از آنجا که همه این عوامل در محیط داخل شهر انجام میگیرد. بنابراین باید بین آنها و شهر، هماهنگی ایجاد گردد و طراحان گرافیک محیطی با مهندسین شهرساز از نزدیک، تشریک مساعی داشته باشند.
در طراحی محیط، علاوه بر دانش، توانایی و الهام درونی، عواملی نیز از بیرون بر ذهن طراح و هنرمند اثر می گذارند.
در ایران، فرهنگ، تاریخ و عملکرد محیط از مهم ترین عوامل مؤثر بر اندیشه طراح و معمار در طراحی مناظر و چشم اندازهاست.
محیط زندگی علاوه براینکه محلی برای تخلیه هیجانات روحی مردم به شمار می رود، نشان دهنده گذشته وحال مردم یک جامعه است. در برخی منابع نیمه قرن چهارم، ازایرانیان به عنوان بنیانگذاران طراحی محیط و منظر یاد شده است که نشان می دهد از همان ابتدا، برای ساخت و زینت بخشی پردیس،ازاصولی استفاده می شد.
عواملی که امروزه بر ذهن و فکر طراح تأثیر می گذارند و موجب خلق طرحی زیبا و بدیع و ترکیبی منظم و تأثیرگذار می شوند ریشه در فرهنگ، تاریخ و نحوه استفاده از محیط دارند.
در بررسی دقیق طرح های اجرا شده در کشور، مشخص شده این عوامل در بیشتر طرح ها جایگاهی ندارد و اکثر طراحان تنها به جنبه های زیباسازی طرح توجه می کنند، درحالی که در حرکت به سمت توسعه پایدار و در طراحی اکوسیستم ها درنظر گرفتن این عوامل ضروری است.
از آنجا که نمای ساختمان ها و شکل چشم اندازها، از نشانه های فرهنگی هر جامعه و طرزتفکر مردم به شمار می آیند، نگاه یک تازه وارد به اطراف خود، در وهله اول با فرهنگ مردم آن جامعه گره می خورد. بنابراین ، عوامل فرهنگی اصلی ترین نقش را در طراحی محیط ایفا می کنند.
تشابه بین ۲ محیط از ۲ جامعه جدا از هم، گویای نزدیکی فرهنگ ۲ملت و درنهایت، نشان دهنده پیوستگی و نحوه نگرش و اندیشه آنهاست. خلاف این مطلب نیز صادق است. در جوامع مختلف، به دلیل تفاوت های فرهنگی، استفاده از اجزا و نحوه چیدمان و ساخت یک پردیس متفاوت است. برای مثال، شکل فانوس هایی که یک طراح ژاپنی در طرح خود به کار می برد، نمای کوچکی از معماری ساختمان های آن جامعه است. در ایران تأثیر سایر فرهنگ ها بر طرح پردیس در استفاده از سبک های مختلف شرقی و غربی دوره قاجاریه و ارتباط با سایر مملکت ها، بیشتر دیده می شود. برای مثال می توان ازباغ «دوشان تپه» در تهران نام برد که در زمان ناصرالدین شاه احداث شده است. در دوره پهلوی به دلیل ارتباط بیشتر، تغییرات بیشتری در طراحی محیط دیده می شود. این تأثیرات در ویلاسازی های آن زمان کاملاً مشخص است. هرچند در همین طرح ها هم فرهنگ ایرانی همچنان رنگ و لعاب خود را حفظ کرده است. محصور کردن وسایل مختلف برای محفوظ ماندن از دید دیگران، یکی از نشانه های چنین فرهنگی است.
بسیاری از ساختارهای یک جامعه از تاریخ، نشأت گرفته اند. شکل موجود جوامع، تاحدی تحت تأثیر تاریخ، اسطوره ها و نمادهای گذشته قرار گرفته است.
عوامل و سازه های فیزیکی محیط رانباید خشک و بی روح تصور کرد، چراکه این سازه ها ریشه در حالت ها و اندیشه های گذشتگان آن جامعه دارند. درحقیقت تاریخ، سیر تکامل فکری یک جامعه است که بر شکل سازه ها تأثیر می گذارد.
این سیر در ایران از باغ های تیموری تا باغ های صفویه و قاجاریه و حتی در طراحی طراحان امروزی دیده می شود. در این روند، هردوره از دوره قبل خود تأثیر گرفته و آن را تکمیل کرده است. طراحی و نحوه چیدمان اجزا نیز باید به گونه ای باشد تا افرادی که از آن محیط استفاده می کنند، به راحتی به همه امکانات، دسترسی داشته باشند.
اگر در معماری چشم اندازها اصولی به کار گرفته شده باشد، در نگاهی دقیق، به راحتی می توان از طرز قرارگرفتن اجزا به شغل، سن و وضعیت جسمی استفاده کنندگان آن پی برد، چراکه به احتیاجات روحی، روانی و جسمی کاربران در آن طرح توجه شده است.توجه به این نکات، نیازمند بررسی جامعه شناسانه، وضعیت جسمی و شغل استفاده کنندگان هر محیط دارد و به تدوین اهداف احداث فضای سبز کمک می کند.
به موازات گذشت زمان و تغییر افکار عمومی، عوامل مؤثر بر فرهنگ، بر سازه های هر جامعه تأثیر می گذارد. طرح چند قرن قبل با طرح امروزی به لحاظ روش اجرا و نحوه چیدمان اجزا متفاوت است و این تفاوت ها ناشی از فرهنگ حاکم بر آن زمان و تاریخ آن جامعه است. طراحان برای خلق طرحی ماندگار و بدیع باید به شناسایی جامعه و ابعاد فرهنگی هر جامعه بپردازند، چراکه طرحی موفق است که درآن به زمینه های فرهنگی و جامعه شناسی بطن جامعه توجه شده باشد.
دکتر جعفر محمدی – روزنامه کیهان – به نقل از نشریه «شهرداریها» ، شماره 82
خلاف مطالعات و تجربه های فراوان در زمینه «فرم شهر» و سازمان بصری شهری امروزی، میتوان گفت كه هنوز مبانی و روشهای مطلوب، علمی و مورد قبول عام برای آن تدوین نشده است. در واقع به دلیل ابعاد وسیله كالبدی _ فضایی شهرهای جدید و دخالت نیروهای متعدد و متضاد در شكلگیری و توسعه آنها، نمیتوان به سادگی كیفیت بصری و سیمای كالبدی شهرها را تحت بررسی، انتظام و نظارت قرار داد.
با افزایش ابعاد و وسعت كلانشهرها، تركیب انواع شهركها و حومه ها، توسعه بزرگراهها، تركیب انواع حركت سواره و پیاده، افزایش سرعت در فضای شهری، توسعه ساختمانهای بلندمرتبه، توسعه و تنوع وسایل حمل و نقل، تعدد و تنوع اثاثه شهری و مانند اینها، شرایط نوینی پدید آمده است كه تحقق اهداف و موازین زیباشناختی را در سیمای شهرها بسیار دشوار و دست نیافتنی كرده است.
علاوه بر اینها، دخالت نیرومند نیروهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در حیات شهرهای بزرگ، از جمله عواملی است كه با اهداف برنامه ریزیهای شهری در تضاد قرار میگیرد.
از طرف دیگر، به دلیل طبیعت پیچیده و چند بعدی شهرهای كنونی، دانش شهرسازی نیز در معرض كشاكش رشتههای مختلف مثل اقتصاد، مهندسی سازه، مهندسی ترافیك، جامعه شناسی، برنامهریزی، مدیریت، معماری، محیط شناسی، جغرافیای شهری و غیره قرار گرفته است. در نتیجه نمیتواند به آسانی به اهداف مشترك و روشهای مشترك دست پیدا كند.
بدیهی است كه در شرایط نوین، دانش و هنر معماری، بر خلاف گذشته دیگر قادر نیست كه به هستی شهرها، هم از نظر عملكردی و هم از نظر زیباشناختی، شكل دهد. اینك هماهنگی میان هنر و فن در شهرسازی، اسیر كشاكش نیروهایی شده است كه نه تنها همسویی ندارند بلكه گاه در تعارض با یكدیگر عمل میكنند. اینك مسئولیت تاریخی و خطیر شهرسازی این است كه میان ضرورتهای ناسازگار مثل توسعه صنعتی، توسعه كالبدی، توسعه رفاه اجتماعی، توسعه حمل و نقل، حفظ محیط زیست و تامین نیازهای زیباشناختی، هماهنگی و سازگاری ایجاد كند. كار بزرگی كه تمام شهرسازی جهان را به خود مشغول داشته است.
در حال حاضر، انواع نیروها و گروهها، و انواع دانشها و فنون، به طور آگاهانه و ناآگاهانه در شكل گیری شهرها دخالت دارند. حاصل كار این است كه شكل و سیمای كالبدی اغلب شهرهای موجود، پدیدهای تصادفی و اتفاقی است كه عنصر آگاهی و انتخاب نقش ناچیزی در آن دارد. بدیهی است كه با این وضع، نمیتوان، به آسانی به اهداف هویت، زیبایی و جذابیت در سیمای شهرها دست پیدا كرد.
اینك اصطلاح «شهرسازی» مفهومی مبهم و چند پهلو پیدا كرده است، كه عرصه عمل و مسئولیت آن روشن نیست و در كشاكش میان حوزههای علوم مهندسی، علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنرها معلق مانده است.
طراحی شهری فرآیندی است كه به شكلدهی فیزیكی بافتهای مختلف شهری و روستایی منجر میشود. طراحی شهری با رویكرد ساختارگرایی به ایجاد اماكن متعدد میپردازد. این فرآیند طراحی ساختمانها، فضاها و چشماندازها را در برمیگیرد و نهایتا جریانی را به راه میاندازد كه به عمران و آبادی شهری كمك میكند.
تعریف طراحی شهری
طراحی بخشی از هنر سازمان دادن فضای کالبدی است که با رشته های مختلف علمی و هنری مانند برنامه ریزی شهری ,معماری و منظر سازی ,مهندسی فنی ,مهندسی ترافیک و حمل و نقل روانشناسی ,جامعه شناسی واقتصاد سر و کار دارد و در عین حال با سیاست و فرهنگ نیز ارتباط پیدا می کند.پس می بینیم که دامنه ی فعالیتش بسیار گسترده است.
اگر گفته ی مانوئل کستل را بپذیریم که برنامه ریزی عین سیاست است شاید بهتر بتوان حوزه ی فعالیت شهری را مشخص کرد .به نظر جف لوید طراحی شهری حلقه ی پیوند دهنده ی معماری , معماری منظر, مهندسی به صورت گسترده و برنامه ریزی وبلاخص برنامه ریزی شهری است.این نظریه ای که امروز هم از اعتبار خود برخوردار است.
در تعاریف بالا ما به دنبال جوهر و مفهوم طراحی شهری هستیم چیزی که در شرایط جامعه ی ما نیز مفید واقع می شود . طراحی شهری فعالیت جدیدی نیست . بحثهای فراوانی از قدیم وجود داشته مبنی بر اینکه با شکل گرفتن فضای خصوصی زندگی بشر فضای عمومی نیز شکل گرفته , زیرا انسانها می خواسته اند با هم رابطه داشته باشند و به محض آنکه انسان پا ازفضای خصوصی بیرون می گذارد و در فضای عمومی قرار می گیرد حضور طراحی شهری در تاریخ کالبدی او آغاز می شود.
گستردگی فعالیت طراحی شهری نشان می دهد که این فعالیت مانند یک طرح معماری یا طراحی یک پارک نیست که با طرح مشخصی شروع شود یا پایان پذیرد. یک کار معماری معمولا در جایی شروع می شود و خاتمه می یابد , ملی یک میدان به عنوان عنصری از سازمان فضایی شهر در طول تاریخ تکون می یابد , دگرگون میشود ,تغییر می کند و یا مدام عوض می شود . چنین فضایی می توانداز عهد باستان شروع شود , وسطی را پشت سر گذارد , رنسانس را ببیند و امروز هم بتواند در آن فعالیت و زندگی کند.
دشواری پیش بینی آینده ایجاب می کند که طراحی شهری انعطاف پذیر باشد , بتواند خود را با حرکات ونوسانات و تصمیم گیری ها تطبیق دهد ,اصلاح شود و به قولی مدارا کند.
اگر از منظر تاریخ انسانی به مجموعه یافته های بشر بنگریم در می یابیم كه شهرنشینی و مدنیت، یكی از مراحل بسیار حیاتی در زندگی بشر به حساب می آید و طی كردن آن اوج فعالیت گروه های انسانی در رسیدن به یك سیستم مترقی برای زندگی بهتر می باشد.
«شهر» ها و حضورشان به عنوان گستره ای از معانی آشنا با روح انسانی، تجلی گاه اراده معطوف به زیست مسالمت آمیزند كه در آن انسان ها در كنار هم نیازمند حداقل هایی از نظرآداب اجتماعی، بهداشت فردی و عمومی و رفاه هستند. ما در شهرها «زندگی» می كنیم، به طور دقیق تر ما از زندگی در شهرها در معنای عام «لذت» می بریم چرا كه همواره لفظ «زندگی» در كنار مفهوم «لذت» است كه معنای خود را باز می یابد و باید پذیرفت كه لذت بردن از حضور در شهرها نه به معنای ارضای حوائج، بلكه نوعی بهره مندی بصری و متافیزیكی است كه باید سبب ارتقای حس شهروندی شود. به همین منظور توجه انسان را در تولید دانش «طراحی شهری» باید ستود؛ دانشی پویا كه به طور قطع پایه های خود را بر روی ذهنیت و یافته های ما از شهرهای اولیه بنا نهاده و روز به روز با گسترش عادت شهرنشینی چهره ای تازه تر به خود می گیرد.
در واقع آنچه با ساخت ساختمان، شهر و... در ارتباط است در مفهوم بزرگی به نام طراحی شهری جا گرفته است؛ معماری یك پدیده پیشا- شهرنشینی است و قطعاً در نظر صاحب نظران این مفهوم از اجتماع تك ساختمان های ساخته شده به دست اولین معماران، شهرها به وجود آمده اند، اما همین كنش فردگرایانه و خودمحور معمار در تولید یك جز(ساختمان) در مقابل یك كل (شهر) است كه معماری را در پله ای پایین تر از طراحی شهری قرار می دهد. معمار، در طراحی ساختمان می كوشد كاری دیگرگون و چشمگیرتر از ساختمان های دیگر بیافریند. در این فرایند، تنها بنای ساخته شده است كه در كانون دید جای دارد و بس. درست مانند كسی كه در میان دیگران زندگی می كند، اما تنها به خود و خواسته های خود می اندیشد، بی آنكه به پیامدهای خواسته های خود از دید دیگران بیندیشد.
شهر خاطره را می سازد و خاطره به شهر شکل می بخشد، خاطره ابزار جستجوی گذشته نیست، صحنه ای است برای به حال آمدن گذشته،صحنه ای است برای پیوند مجدد با محیط. خاطره تا عمیق ترین لایه ها را می کاود برای آنکه بتواند مکانی جدید در خاطره شهری را کشف کند، پاره های مجزا را کنار هم می چیند تا کارکردی مجدد بدانها بخشد، فراموش شده را نجات دهد و امیدها و آرزوهای سرکوب شده را از نو برهاند.
تنها در زمان حال است که خاطره خلاق و آفریننده حادث می شود،بر موضوع تاثیر می گذارد،آن را دگرگون می سازد و با این دگرگونی خود نیز دگرگون می شود. اکنون ما در شهرهایی قرار گرفته ایم که به چیزها اجازه نمی دهیم به ما نزدیک شوند و به زندگی ما قدم بگذارند. و این به معنای زوال قصه گویی است که با دگرگونی و مرگ خاطره اتفاق می افتد.
تجربه شهری، یعنی گم شدن و گم کردن خود در شهر به منظور رسیدن به ادراک هوشیارانه و موشکافانه از محیط شهری.تجربه شهری یعنی سرگردانی و پریشانی در فضاهای نا آشنا به منظور رسیدن به آشنایی و ادراک تصوری شهر که در شروع منطبق با تصاویر برداشت شده از فضاهای ناآشنا می باشد و در ادامه، این تصاویر را به صور خیالی تبدیل می کند.صوری که در اینجا مکان خود را می یابد و در آنجا و یا در جایی دیگر سبب آشنایی با فضاهای ناآشنا می گردد و ذهن را از پریشانی می رهاند. در این حالت شهر و خاطره، هزارتویی خواهند شد که در آن حرکت دایره ایی و نه خطی حاکم است، تصورات فراموش نمی شوند، بلکه مکان رجوع دائمی ذهن برای آشنا شدن با ناآشنا می گردند و لذت دارا بودن خاطره را ممکن می سازند.
دیگر اینکه، تجربه شهری جز با پرسه زدن در شهر ممکن نمی شود، پرسه زن در شهر می گردد، از هزار توی آن عبور می کند،شهر و فضاهای شهری را لمس کرده، آنها را بازبینی و وارسی می کند،نانوشته های شهر را از خلال تصاویر و تصورات آن بازخوانی می کند. پرسه زن شهر را با تمامی حواس خود در می یابد،زبری و نرمی،گرمی و سردی آن را لمس می کند،بوی شهر و فضاهای آن را استشمام می کند.همهمه و سکوت آنها را می شنود، مناظر شهری و پس زمینه های آنها را می بیند و بالاخره مزه شهر و فضاهای شهری را می چشد و آنها را مزمزه می کند، و شهری این چنین احساس شده را در خیال خود می نشاند و تصوری دیگرگونه از تصویر آن را در ذهن جای می دهد. فصل مشترک تصور پرسه زنان در شهر، خاطره جمعی را می سازد. شهر مملو از واقع و موهوم و خیال و واقعیت می گردد. و در لحظه ای که شهر چنین شود، می توان از وقوع زندگی شهری و حادثه های منبعث از این واقعه سخن گفت.
طراحی شهری دانش نسبتاً جدیدی است. تا پیش از انقلاب صنعتی، مفهوم شهر و ویژگیهای آن در چهارچوبهای معینی قابل تعریف و تبیین است. با انقلاب صنعتی (اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم)، و ظهور مفاهیم مربوط به تولید صنعتی و جایگرفتن کارگاهها و کارخانهها در شهرها چهرة شهرها دگرگون شد. افزایش جمعیت، آلودگی هوا، پیشرفت تکنولوژی و گسترش بیرویه شهرها باعث پایین آمدن کیفیت زندگی شهری و عوض شدن مفهوم شهر بود. به دنبال این تحولات، اولین تفکرات شهرسازی شکل گرفت. با این حال تنها پس از جنگ جهانی دوم و به دلیل گستردگی خرابیهای ناشی از آن بود که طراحی شهری به عنوان یکی از علوم مربوط به شهر جایگاه ویژهای در حل مسائل شهر پیدا کرد. پس از فروپاشی نظام سنتی شهرها، مسائل مربوط به شهر تا حد زیادی در قلمرو مهندسین و در اوایل قرن بیستم در حیطه کاری معماران بود. اما به مرور زمان و با شکلگیری مباحث و پارادایمهای جدید، طراحی شهری،به عنوان یک دانش فرارشتهای و یک رشته مستقل دانشگاهی، اما در ارتباط مستحکم با معماری و برنامهریزی وارد عرصة نظر و عمل شد.
در فرایند تصمیمگیری و اجرای تصمیمات برای شهر از دید مدیران شهری، طراحی شهری حدفاصل برنامهریزی شهری و معماری محسوب میشود. طبق این نظر، مقیاس برنامهریزی شهری، مقیاس کلان و براساس دادههای آماری و پلانهای دو بعدی است. اما طراحی شهری مقیاس محدودتری دارد و ایدة سه بعدی برنامههای تعین شده است.
این در حالی است که طراحی شهری به روابط بین عناصر شهری و شکل سه بعدی این روابط میپردازد. و علاوه بر توجه به استانداردها و کمیتها، کیفیتها را نیز مورد توجه قرار میدهد. بحث های زیباییشناسی و کیفیت محیط و ارتباط مناسب توده و فضا، جزء لاینفک طراحی شهری هستند. با وجود عمر نسبتاً کوتاه طراحی شهری، نظریههای بسیار متفاوت و جریانهای فکری متعددی در رابطه با آن وجود دارند که تابع شرایط زمانی و مکانی بودهاند. اما بیشترین تلاشها در راستای مطلوبیت محیطهای انسانی و حفظ و ایجاد فضاهای انسان محور به شکلهای مختلف بوده است. با توجه به گنجینه ارزشمند تمدنهای شهری از نظام سنتی شهرها و طراحی شهری که در بطن تمام شهرهای پیش از انقلاب صنعتی (در اروپا، خاورمیانه، آسیا و ...) وجود داشته و پیچیدگی مسائل شهری در دنیای امروز، جستجوی شهر ایدهآل و راهکارهای رسیدن به آن، نیازمند همکاری تمام رشتههای مربوط به شهر، از جمله طراحی شهری است.
شهر مقوله پیچیدهای است كه حل مشكلات آن همكاری و همفكری تمامی رشتهها و تخصصهای مربوط بهآن را میطلبد. نه میتوان صرفاً مسایل فنی آن را مدنظر قرار داد و نه میتوان فقط به مسایل زیباشناختی آن توجه كرد.
هر رشته و تخصصی فقط میتواند گوشهای از واقعیت موجود را آشكار كند و راه حل مورد نیاز را پیشنهاد دهد. عدم شناسایی، تمامی جوانب و ابعاد یك شهر و عدم هماهنگی میان پیشنهادهای بخشی تخصصیهای مختلف، نه فقط جامعیت طرح را زیر سوال میبرد، بلكه میتواند برای آینده شهر نیز فاجعهآمیز باشد.
دانش طرحی شهری نیز از جمله تخصصهایی است كه از دیدگاه خودبه شهر و مسایل آن میپردازد. این رشته بایستی به عنوان یك تخصص مكمل فعالیتهای دیگر برنامهریزی شود و توسط بخشهای تخصصی دیگر تكمیل گردد.
لذا دانش طراحی شهری امروز، فعالیت تخصصی خود را در فرآیندی فرارشتهای تعقیب و تثبیت میكند.
داعیه نقش هماهنگ كننده و رهبر اركستر برای طراحی شهری به همان اندازه انحرافی است كه كتمان و انكار نقش موثری كه این رشته در ارتقا كیفیت محیط شهری دارد. نه وجود طرحهایی بنام «طراحی شهر» شاهدی برای داعیه اول است و نه نبرد فصلی مستقل در طرحهای جامع امروزی اروپا و آمریكا دلیل بربیاهمیت بودن مسایل كیفی است.
یكی از مهمترین پرسشها در بررسیهای تحقیقی این است كه مباحث كیفی و دانش طراحی شهری چگونه خود را در طرحهای شهری متبلور كردهاند؟ آیا همیشه به عنوان بخش مستقلی مطرح شدهاند یا خیر؟
- در بررسی محتوای طرحهای در دسترس، دو گروه مشاهده میشوند.
۱) گروهی كه فصل مجزایی به نام طراحی شهری را در كنار بقیه بخشها دارند (مونیخ و سانفرانسیسكو)
۲) گروهی كه دارای فصل مستقلی به نام طراحی شهری نبودند، بلكه مباحث كیفی مطروحه در طراحی شهری را علاوه بربخش اهداف و چشمانداز، در لابهلای بخشهای دیگر مطرح كردهاند. مانند سیاتل، بریستول، گلاسكو و...
تهران در آغاز سلطنت پهلوی به همان صورت اواخر عهد قاجار باقی مانده بود، زیرا پس از مرگ ناصرالدین شاه، تا این زمان تغییرات محسوسی در وضعیت تهران به لحاظ توسعه شهری انجام نشد. با شروع دوره پهلوی تحولات گسترده ای در تهران به وجود آمد و ساختارهای موجود حاکم بر جامعه تحت تاثیر این دگرگونی ها، قرار گرفت. پیدایش و گسترش نهادهای جدید شهری و تشکیلات اداری، نیازمند ایجاد ساختمان هایی در سطح کشور، به ویژه پایتخت بود. ورود اتومبیل، هر چند قبل از این دوره باعث تغییرات اندکی در شهر ناصری شد، اما در این دوره تاثیر اساسی در شکل توسعه شهر گذاشت. شهر از هر سو شروع به گسترش کرد ولی دامنه آن، محدود به حصار ناصری باقی ماند و در پی ساخت و سازهای روزافزون، تخریب حصار ناصری از سال ۱۳۱۱ شمسی آغاز شد و تا سال ۱۳۱۶ ادامه یافت. خندق های پیرامون شهر ناصری شکل گرفت.
در این میان برخی از محله های قدیمی نیز تخریب و ساختمان های مورد نیاز دولتی درون محدوده قدیمی آنها احداث شد. این دگرگونی ها با نظارت یک تشکیلات اداری به نام بلدیه که در سال ۱۲۹۸ شمس تاسیس شده بود، انجام می شد.
در این دوره اغلب ساخت و سازها به سمت شمال شهر تهران کشانیده شد و در امتداد خیابان های سعدی، لاله زار، فردوسی و... ادامه پیدا کرد. این اتفاق را باید از مهم ترین فعالیت های شهرسازی دوره پهلوی دانست که با احداث خیابان های جدید تعریض و گسترش خیابان های فرعی و اصلی شهر دوره قاجار و احداث بناهای فرهنگی، دولتی و میدان های جدید، همراه بود.
در این دوره ضمن ادامه شیوه معماری اواخر قاجار و شیوه نئوکلاسیک غربی سبک های دیگری که تحت تاثیر جنبش هنر نو غرب بودند، توسط مهندسان خارجی مقیم کشور و دانشجویان ایرانی فارغ التحصیل از دانشگاه های اروپا، پدیدار شدند. ساختمان های این مقطع زمانی نیز هم اکنون در میان بافت مرکزی شهر تهران واقع شده اند و با این که هماهنگی با معماری ایرانی ندارند اما از ترکیبی بسیار استوار و زیبا برخوردارند و نمونه هایی با ارزش از ظهور معماری مدرن در ایران محسوب می شوند.
مدیر اداره مبلمان شهری سازمان زیباسازی گفت: مبلمان شهری در تهران نیازمند ساماندهی و زیباسازی است و با توجه بیشتر به مبلمان شهری می توان بسیاری از مشکلات اجتماعی،فرهنگی و حتی ترافیکی را حل کرد.
مهندس سید رضا لاهیجی خاطرنشان کرد: در طول سالهای گذشته مناطق شهرداری بر اساس سطح توانایی خود و نیازهای شهری اقدام به تهیه انواع مبلمان شهری می نموده اند و کمتر در این مورد مطالعه و تحقیقی صورت می گرفته است که این امر، وضعیت نابسامان امروزی را بوجود آورده است.
وی افزود: سازمان زیباسازی علیرغم کمبودها و محدودیت های گسترده در زمینه های نیروی انسانی، امکانات و ... در تلاش است با هماهنگی با برخی از معاونت های شهرداری ، فعالیت های مناطق را در این زمینه هماهنگ، هدفمند و باپشتوانه علمی همراه سازد تا در آینده وضعیت فعلی مبلمان شهری ساماندهی گردد.
مدیراداره مبلمان شهری سازمان زیباسازی شهرداری تهران یادآور شد: این سازمان بررسی ها و مطالعات زیادی را در این خصوص انجام داده است و بسیاری از نابسامانی های این حوزه را شناسایی کرده است ، بطور مثال در خیابان ولی عصر که حتی جزء بزرگترین خیابان های دنیا است ۱۷ نوع ایستگاه اتوبوس وجود دارد که به خوبی بیانگر وضعیت فعلی است.
وی افزود:ایستگاه های مخصوصی متناسب با خصوصیات این خیابان طراحی و ساخته شده است که از جنس شیشه و استیل است و می تواند در کنار پیاده راه سازی ۲۰ کیلومتری ،چهره مناسبی را به این خیابان مهم پایتخت بدهد.
مهندس لاهیجی تصریح کرد:مبلمان شهری موضوع بسیار گسترده ای است که با حدود ۱۰۰ عنوان ، بیش از هزاران نوع محصول دارد که نمونه های آن را می توان در زمین های بازی،نشیمن های شهری ،چراغها و سایر سازه های شهری مشاهده کرد.
وی با اشاره به اینکه توجه به مقوله مبلمان شهری در برنامه های سایر کلانشهرهای بزرگ دنیا نیز امری متداول و بدیهی است اضافه کرد: در شهر برلین، مسئولین شهری توانسته اند با زیباسازی مبلمان شهری خود ضمن زیبا کردن چهره شهر، میزان بروز خشونت ها،اعتیاد و سایر ناهنجاری های اجتماعی راکاهش دهند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: چهره نازیبای شهری، ذهن وروحیات شهروندان را نیز زشت و خشن می کند و بر روحیه آنان تأثیر مستقیم می گذارد چراکه بیشتر وقت روزانه شهروندان در محیط های شهری می گذرد.
مدیر اداره مبلمان شهری سازمان زیباسازی تأکید کرد: طراحی مناسب مبلمان شهری در تهران می تواند بر کاهش ترافیک شهر نیز تأثیر بگذارد بطوریکه وقتی فضای شهری مطلوب باشد مردم تنها به صرف اوقات خود در منازل توجه ندارند و پس از گذران امور جاری به قصد رسیدن به منازل حرکت نمی کنند که به این ترتیب ترافیک شهر در ساعات مختلف توزیع می گردد.
وی افزود:مردم در این زمینه باید توقع خود را از سازمانهای متولی بالا برده و زیبایی چهره شهر خود را از مدیران شهری طلب کنند و مدیران شهری نیز باید با ایجاد هماهنگی توجه بیشتری را به این موضوع بنمایند .
منبع : سايت آفتاب
1) طرح های هندسی منظم یا نامنظم مشخصه های طراحی:
- طرح منظم و هندسی در جایی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد که موقعیت جغرافیایی آن فضا شرایط بخصوصی را اجبار نکرده باشد.(مثلا –فضای مسطح و بدون هیچ گونه ساخت و ساز ،جنگل و... می توان این گونه عمل کرد)
- طراحی نامنظم و آزاد زمانی قابل اجرا می باشد که داده هایی مشخص (پستی ،فضای سبز ،رودخانه ها ،ساخت و ساز نامنظم ) به عنوان عمل جدا کننده در مکان وجود داشته باشند).
2) طراحی قالب و یا متاثر از عوامل دیگر:
3) طراحی طبق قرارداد به عنوان یک پدیدع ارگانیک یا مصنوعی (هنر معماری)
منبع : سایت همکلاسی
انواع بافت
بافت كهنه، فرسوده و نابسامان شهری كه درهسته مركزی یا لایه های میانی شهرها واقعند ونیازمند دخالت وساماندهی هستند به لحاظ ویژگیهای فضایی، كالبدی وارزشی، همسان نبوده و تعاریف زیر آنها را ازهم متمایز می كند:
¨ بافت تاریخی
¨ بافت قدیم
¨ بافت فرسوده
¨ بافت پیرامونی یا بافتهای با اسكان غیر رسمی
1- بافتهای تاریخی
ابنیه و فضایی كه قبل از1300 هجری شمسی شكل گرفته و به ثبت آثارملی رسیده یا قابلیت ثبت شدن را دارا می باشند (مانند مجموعه میدان نقش جهان و پیرامون آن) تماماً واجد ارزش فرهنگی تاریخی هستند.
درمورد اینگونه بافتها، ضوابط و مقررات سازمان میراث فرهنگی وگردشگری ملاك عمل خواهد بود.
2- بافت قدیم
آن بخش از بافتهای شهری را شامل می شود كه قبل از1300 شكل گرفته ولكین به دلیل فرسودگی كالبدی و فقدان استانداردهای ایمنی، استحكام وخدمات و زیرساختهای شهری علیرغم برخورداری از ارزشهای هویتی از منزلت مكانی و سكونتی پایین برخوردارند. مداخله دراینگونه بافتها یا سایر بافتهای شهری متفاوت بوده و اقدامات از نوع بهسازی، روانبخشی و نوسازی خواهد بود كه در قالب طرحهای ویژه به اجرا درخواهند آمد.
(تعاریف مندرج در موارد 6و7 اساسنامه شركت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری- مصوب هیأت وزیران)
بافت هر شهر، خاک، شن، ماسه، سیمان و بتن نیست، بلکه محلی برای زندگی و تجسم رویاهای انسان دیروز و بشر امروز است.
صاحبنظران معتقدند، شهر موجودی زنده است که در محیطی طبیعی به حیات پیچیدهاش ادامه میدهد، رشد میکند، بیمار میشود و میمیرد.
با تأمل در اجزای درونی بدون این موجود زنده، مجموعهها و عناصری قابل مشاهده است که یکی از آنها عناصر مربوط به مبلمان شهری است. این عناصر به منظور آسایش و راحتی، ارائه اطلاعات، کنترل حرکت، حفاظت و بهرهگیری شهروندان مستقر شدهاند. این اشیاء نه فقط نیازهای مادی، بلکه نیازهای روحی و روانی استفادهکنندگان را نیز باید پاسخگو باشند.
هرگونه نارسایی در طرح و اجرای عناصر، نه تنها نقض غرض در عملکرد آن است، بلکه جانمایی غلط و ترکیب نامناسب عناصر با یکدیگر و با محیط نیز میتواند ناهنجاریهای زیادی را به بار آورد. لذا لازم است اصول زیباییشناسی در طراحی و جانمایی رعایت شود.
در حالی که به زحمت میتوان زیبایی را تعریف کرد ولی قطعاً ترکیب هنرمندانه عناصر طراحی چون خط، فرم، بافت و رنگ برای ایجاد یک زیبایی در منظره نقش غیرقابل انکاری دارد.
تناسب رابطه نسبی و قیاس بین اجزاء برای ایجاد ارتباط و هماهنگی در کل فضا و عنصری مشترک و فعال است. هر شیئی دارای تناسبات خاص است. این تناسب موزون با ترکیب و ارتباط با اشیاء مجاور، زیبایی را به وجود میآورد، بنابراین در طراحی شهری برای ایجاد زیبایی، عناصر به کار گرفته شده باید با فضای پیرامون متناسب باشد.
رویکردی دوگانه
تناسب بر دو نوع است؛ شهودی و هندسی.
تناسب شهودی تناسبی است که در آثار هنرمندان طراحی شهری برای ایجاد آرامش در انسان است که با ایجاد تعمیق و قدرت در دید بصری انسان میسر میشود.
یک اثر هنری در این مقوله با توجه به شرایط محیطی و قوام آن با شرایط فنی و تکنیکی خلق میشود و نخستین شرط طراحی، تناسبات انسانی در ابعاد مختلف است و اما در تناسب هندسی کیفیت نسبتها مورد نظر است، به طوری که هر جزیی از یک عنصر با خود و مجموعهای که در آن قرار گرفته باید تناسب داشته باشد. در اینجا نسبت طلایی را میتوان مطرح کرد.
با تلفیق تناسب هندسی و شهودی، بهترین آثار هنری خلق شدهاند، بنابراین با سنجش تناسب اجزا با خود و محیط اطراف و عناصر مجاورشان و ملحوظ کردن تناسب و کاربرد انسانی، اصول زیبایی شناسی شکل میگیرد.
چکیده:
نشانه شناسی از دانش های نوینی است كه اخیراً به حیطه پژوهش ها وارد گردیده است. در شهرسازی نیز استفاده از این دانش، كم و بیش باب گردیده است؛ زیرا نشانه شناسی می تواند به عنوان ابزاری كارآمد جهت تولید داده های كیفی از شهرها بپردازد. در این نوشتار ابتدا با مروری اولیه بر مفاهیم پایه نشانه شناسی و با استناد به مبانی نظری نشانه شناسی سوسور، شاخص های سوسور در نشانه شناسی دسته بندی می گردند. سپس به انواع نشانه شناسی از دیدگاه امبرتواكو پرداخته می شود، در انتهای این مرحله با توجه به پیشرفت های اخیر در زمینه پژوهش های معاصر و گستردگی آنها تقسیم بندی ششگانه ای معرفی می شود. در انتها ، برای هر یك از انواع نشانه شناسی تبیین شده به تعریف ، تحلیل مفاهیم سوسوری و در انتها به تفسیر شهرسازی آن، یا كاربرد هر نوع نشانه شناسی در شهرسازی پرداخته می شود.
کلمات کلیدی : شهرسازی – شهرشناسی – فردینان دوسوسور – نشانه شناسی
بیتا جمالپور / نشریه هنرهای زیبا / شماره 24
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
تاریخچه شهر كاشان
نام شهر كاشان در مآخذ اسلامی، ”قاشان“ یا ”قاسان“ ضبط شده و از شهرهای بسیار قدیمی ایران است. به استناد تحقیقات باستان شناسان در تپه های سیلك واقع در 4 كیلومتری غرب كاشان، این ناحیه یكی از نخستین مراكز تمدن و محل سكونت بشر ماقبل تاریخ شناخته شده است. كاشان در زمان ساسانیان منطقه ای آباد بوده است. این شهر در دوره اسلامی نیز یكی از شهرهای مهم و معروف عراق و عجم بود. به استناد جغرافی دانان اسلامی، نام قدیم كاشان ”چهل حصاران“ نیز بوده است. در سال 442 هـ . ق طغرل اول سلجوقی برشهرهای بزرگ جبال عجم استیلا یافت. در سال 532 هـ .ق ملك سلجوق بن محمد بن ملكشاه با سپاهیان خود به كاشان حمله برد و خرابی های زیادی به بار آورد. درسال 594 هـ .ق یكی دیگر از سرداران سلطان تكش خوارزمشاه به نام میاجق كه حاكم ری بود اینتاج را كشت و برای دست اندازی به فرمانروایی او به كاشان حمله برد وشهر را محاصره كرد، بعد ازمدتی كه نتیجه ای حاصل نشد با مردم كاشان صلح كرد ولی سپاهیانش به روستاهای اطراف كاشان خسارت زیاد وارد كردند. بعد از درگذشت تكش، به فرمان سلطان محمد خوارزمشاه (596 – 618 هـ .ق) فرزندش ركن الدین به حكومت ری، قم، و كاشان منصوب گردید. درسال 621 هـ .ق در هنگام تاخت و تاز سپاهیان هلاكوخان درحدود كاشان، خواجه نصیرالدین طوسی كه از ملتزمین ركاب خان مغول بود، به احترام وجود بابا افضل الدین مرقی كاشانی سپاهیان را از كشت و كشتار مردم كاشان بازداشت و درسال (663- 680 هـ .ق ) خواجه بهاء الدین محمد به حكومت اصفهان و كاشان منصوب شد. در سال 674 هـ .ق هندوشاه نخجوانی حاكم كاشان بود و درسال 757 و 768 این شهر جزو قلمرو آل مظفر بوده است. كاشان به كرات بر اثر زلزله ویران شده است. ازجمله در سال 1192 هـ .ق در دوره سلطنت كریم خان زند بر اثر زلزله خسارت بسیار دید. آخرین بار درسال 1260 هـ .ق زلزله سختی كاشان را لرزاند و باعث ویرانی روستاها و قصبات اطراف آن شد. شهر كاشان معماری ویژه بومی جالب توجهی دارد و آثار بناهای تاریخی ومذهبی فراوانی در آن به جا مانده است.
تاریخچه پیدایش جلفا
پس از آنکه در سال 1603 میلادی گروهی از ارامنه ساکن در خاک عثمانی به دستور شاه عباس به ایران مهاجرت کردند برخی از شخصیتهای برجسته ارامنه به دربار شاه درآمدند و با دلجویی او روبرو شدند و ارمنیان ساکن در مناطق شرق و جنوب ارمنستان به بخشهای مرکزی ایران کوچانده شدند. این اقدام باعث گردید تا مسیرهای تجاری باستانی که حتی پیش از سلسله ساسانی نیز کالاهای شرق را از طریق ارمنستان به روم منتقل من نمودند به مرکز ایران منتقل گردد.
حدود 3 هزار خانوار ارمنی در کنار زاینده رود جای داده شدند و محله جلفا را به یادگارزادگاه خویش بنا نمودند. ارامنه بتدریج در محل سکونت جدید خود کلیساها و خانه های زیبایی ساختند و نقشه بنای محله را به شیوه زیبایی معماری و مهندسی طرح کردند. خیابان طولانی از شرق به غرب کشیدند که به نام خواجه نظر عالی رتبه ترین مقام جافایی نامگذاری کردند که به ده بخش با کوچه های وسیع به نظر پیوند می خورد. محله های سنگتراشها ، تبریزیها ، ایروانیها ، چهارسو و کاسگ پس از رانده شدن برخی از ارامنه از مرکز شهر به دستور شاه عباس دوم شکل گرفت که بعدها به جلفای نو معروف شد. بخش عمده فعالیت ارامنه جلفا در مسیر تجارت بود به گونه ای که تجارت ابریشم در ایران رت به انحصار در آوردند و رقبای سختی برای بازرگانان انگلیسی و ارئپایی محسوب شدند. بدین ترتیب رشد و شکوفایی جلفا شهره آفاق شد و ارمنیان گروه گروه به سوی جلفا روانه شدند.
توکیو در صدر بزرگ ترین و پرجمعیت ترین شهرهای دنیا قرار دارد. رشد شهرنشینی در همه کشورها موجب شده تا مردم از نقاط مختلف کشور به سمت شهرها و حومه آنها سرازیر شوند و همین امر منجر به شکل گیری کلان شهرها بدون توجه به زیرساخت های اولیه آن شده است.
بی شک، توکیو پایتخت ژاپن کماکان در فهرست بزرگ ترین شهرهای دنیا به لحاظ گستردگی حومه شهری باقی می ماند.
در سال ۲۰۰۶ در پایتخت ژاپن و حومه آن حدود ۵/۳۵ میلیون نفر زندگی می کنند. پیش بینی می شود تا سال ۲۰۲۰ این تعداد به ۳۷ میلیون نفر برسد. بعد از توکیو مشخص نیست که تا سال ۲۰۲۰ چه شهرهایی به ترتیب در این فهرست قرار می گیرند مکزیکوسیتی که در حال حاضر در جایگاه دوم قرار دارد احتمالا تا سال ۲۰۲۰ پنجمین شهر بزرگ و پرجمعیت دنیا خواهد بود.
این در حالی است که پیش بینی می شود بمبئی از رده سوم به رده دوم صعود کند. دهلی نیز از این نظر از ردیف ششم به سوم و داکا از دهم به چهارم و لاگوس از ۱۴ به هفتم خواهد رسید.
در این فهرست شهرهایی که جمعیتی بیش از یک میلیون نفر را داشتند به ترتیب طبقه بندی شدند. رشد جمعیت شهری در بیشتر کشورهای دنیا منجر به شکل گیری کلان شهرها شده است. از این شهرها مرکز شهر پر ازدحام ترین نقطه شهر محسوب می شود البته ماهیت شهرها و حومه آنها در کشورهای مختلف تفاوت دارد.
برای نمونه در کشورهای آمریکایی ساکنان متحول تر در حومه و اطراف شهرهای بزرگ زندگی می کنند حال آن که در کشورهای در حال توسعه کسانی که توانایی مالی بالایی ندارند در حاشیه شهرهای بزرگ مستقر می شوند.
شکل ظاهری کلان شهرها به هر شکل که باشد مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را به دنبال دارد. برخی از کشورها همچون فرانسه با تشکیل دولت محلی به نوعی سعی می کنند مشکلات کلان شهرها را جوابگو باشند. در کشورهای دیگر همچون انگلستان دولت های مرکزی تمایلی به ایجاد یک ساختار سیاسی در کلان شهرها ندارند زیرا از این که شهرها تبدیل به مراکز قدرت شوند، واهمه دارند. در حال حاضر دولت محلی لندن نسبت به بیست سال گذشته مسئولیت کمتری دارد.
در بعضی از شهرها مرکز شهر تنها بخشی از جمعیت را در خود جا داده است. برای مثال در مرکز شهر نیویورک تنها هشت میلیون نفر زندگی می کنند این در حالی است که بیش از ۱۸ میلیون نفر در حومه این شهر سکونت می کنند.
در سانفرانسیسکو هم وضعیت مشابهی وجود دارد. مرکز این شهر ۷۷۷ هزار نفر جمعیت دارد ولی بیش از سه میلیون نفر در حومه آن زندگی می کنند.
با در نظر گرفتن ۱۰ درصد رشد متوسط شهرنشینی پیش بینی میشود که بیهای در جنوب چین تا سال ۲۰۲۰ بیشترین میزان رشد جمعیت حومه نشین شهری را داشته باشد. حومه این شهر که دروازه ورودی چین محسوب می شود در حال حاضر یک وچهاردهم میلیون را در خود جا داده است برآورد می شود تا سال ۲۰۲۰ این رقم به پنج و هشت دهم میلیون نفر برسد. شهرهای دیگری که رشد بیش از چهار درصد در سال دارند عبارتند از قاضی آباد در هند، ساناا دریمن، سورات در هند، کابل در افغانستان، باماکو در مالی و لاگوس در نیجریه.
بخارست ۳/۱ -درصد، سونیا ۰۹۸/۰- درصد، بوداپست ۰۶۸/۰ -درصد، تورین ۵۶/۰- درصد، اکاترینبرگ ۵۲/۰ -درصد، رم ۴۶/۰ -درصد، بیرمنگهام ۱۲/۰- درصد و تایپه ۱۱/۰- درصد در زمره شهرهایی هستند که رشد جمعیت شهری آنها منفی است.
با گسترش شهرنشینی برای ساکنان شهرهای بزرگ و حومه آنها به طور روز افزونی در حال افزایش است این امر نگرانی های اساسی را برای شهرداران شهرها به وجود آورده است تامین نیازهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از مسائل عمدهای هستند که توجه و سیاست گذاری خاصی را می طلبد.
منبع : سایت آفتاب
دهلی از شهرهای هند است كه در كنار سه منطقه شهرداری دیگر پایتخت ملی هند را تشكیل می دهد. در واقع دهلی نو كه امروزه ادارات دولتی در آن واقع شده اند، بخشی از ابرشهر دهلی را تشكیل می دهد. سرزمین پایتخت ملی با احتساب شهرها و شهرك های اقماری فرید آباد، گورگاون، نوید و قاضی آباد با ۵/۱۹ میلیون نفر جمعیت پنجمین منطقه بزرگ تجمع انسانی جهان است.
اهمیت دهلی بیش از هر شهر دیگری در تاریخ هند است. این كهن شهر طی قرون گذشته كرسی نشین هفت سلسله تاریخی امپراتوری هند بوده است. در چندین هزاره ۶۰هزار آثار تاریخی در دهلی بنا شده اند.
براساس منابع باستانشناسی هند، این شهر در سال ۵۰۰ قبل از میلاد مسیح توسط پانداواس ساخته شده است.
بسیاری ریشه نام دهلی را در واژه فارسی دهلیز می دانند. بعضی ها نیز بر این باورند كه واژه دهلی تحریف شده نام راجا دهیلو از پادشاهان هند است. اهالی ساكن این شهر را امروزه دهلیتیس می نامند.
دهلی شهری است جهانشمول، ۱۶۰كشور جهان در این شهر دفتر نمایندگی سیاسی دارند. دهلی بخش عمده ای از اهمیت تاریخی خود را مدیون كوه های آراوالی كه در جنوب غربی این شهر واقع شده- و رودخانه یامونا- كه دهلی بر كرانه های غربی آن قرار دارد- است.
این موقعیت جغرافیایی استثنایی سبب شده است تا دهلی از دیرباز بر مسیر تجاری كه از شمال غربی هند به كرانه های رود گنگ كشیده شده بود، تسلط پیدا كند. این وضعیت رونق شهر دیلی را در پی آورد و به تبع آن این شهر به یكی از مراكز اصلی فرهنگی و روشنفكری هند تبدیل شد.
جغرافیا و آب و هوا
دهلی از شرق با ایالت اوتارپرادش و از غرب با ایالت هاریانا هم مرز است. ایالت دهلی را می توان مشخصاً به سه بخش بزرگ جغرافیایی تقسیم كرد: جلگه ای كه رودخانه یامونا از آن می گذرد، نواحی كوهستانی و جلگه گنگ. سرزمین های واقع در اطراف رودخانه یامونا بسیار حاصلخیز هستند.نواحی كوهستانی با ارتفاع میانگین ۲۹۳متر اغلب بخش های این ایالت را پوشانده اند.كوه ها از تپه های آراوالی در جنوب ایالت كشیده شده و دایره وار مناطق وسیعی از ایالت را احاطه كرده اند. این كوه ها از ناحیه شمال شرق و غرب دهلی را در برگرفته اند.رودخانه یامونا تنها رودخانه ای است كه از شهر دهلی گذر می كند. بخش اعظم شهر و به ویژه دهلی نو در كرانه های غربی رودخانه واقع شده اند. دهلی قدیم یا بخش كهن شهر نیز در كرانه های شرقی رودخانه یامونا قرار گرفته است.
پکن پایتخت پرجمعیت ترین کشور دنیاست. این شهر که یکی از چهار کلانشهر عمده چین به شمار می رود، در تقسیمات کشوری معادل یک استان به شمار می آید. پکن اما پرجمعیت ترین شهر چین نیست و از این لحاظ پس از شانگ های دومین شهر چین به شمار می رود.
نام پکن(به معنای پایتخت شمالی) همانند بسیاری از پایتخت های شرق آسیا از محل جغرافیایی آن واقع در شمال چین اقتباس شده است. در شرق آسیا رسم است نام پایتخت ها را از محل جغرافیایی آنها اقتباس می کنند؛ مثل توکیو(پایتخت جنوبی) و هانوی در ویتنام که به معنای پایتخت شرقی است. نام پکن در طول تاریخ دچار تحولات زیادی شده است؛ پیکین نام اصلی این شهر است. در غرب به آن بیجنیگ می گویند که این نام، برداشتی است که مبلغان مذهبی فرانسوی از نام بینپیگ داشته اند. پسوند jing در این نام، پسوندی است که تمامی اسامی پایتخت های چین در طول تاریخ داشته اند و به نوعی معرف پایتخت بودن شهر است. یانجینگ و کامبولوک دیگر اسامی پکن در طول تاریخ بوده اند.
تاریخ شهر
گفته می شود منطقه ای که پکن در آن قرار دارد، از هزاره اول پیش از میلاد، مسکونی بوده است و به آن جی گفته می شده است. این شهر باستانی، امروزه دیگر کاملاً مفقود شده و تلاش باستان شناسان برای یافتن بقایای آن تاکنون ناکام مانده است. چند قرن پس از میلاد، پکن به صورت چند شهر بسیار کوچک نزدیک به هم وجود داشته است تا اینکه ۱۰قرن پس از میلاد- در زمان حکمرانی سلسله خیان لیائو- به صورت شهر مستقلی به عنوان پایتخت جنوبی انتخاب شد. پس از حمله مغول ها و به قدرت رسیدن کوبلای خان و از آنجا که او می خواست به عنوان امپراتور چین بر تخت بنشیند، پکن به موقعیت ممتازی دست یافت چون کوبلای خان این شهر را به عنوان پایتخت امپراتوری خود برگزید. چندین قرن بعد در سال ۱۹۴۹و با به قدرت رسیدن مائوئیست ها، برای چندمین بار طی چند قرن اعلام شد پایتخت از پکن منتقل نخواهد شد. پس از آن تاریخ معاصر پکن آغاز می شود که مهمترین ویژگی آن رشد باورنکردنی شهر است.
تاريخچه شهر Alliance:
شهر Alliance در شمال شرقی بخش Stark ناحيه اوهايو دارای24000 نفرجمعيت می باشد. اين شهر در سال 1850 از ادغام سه ناحيه کوچک شهری ديگر به وجود آمد و پس از چندين سال با اذغام شهر چهارم در سال 1888، Alliance ناميده شد که اين نام به دليل اذغام و پيوستن ديگر شهر ها برای اين منطقه انتخاب شده است. شهر Alliance را عموماً شهر راه آهن نيز می نامند زيرا خطوط راه آهنی که در اطراف و داخل اين شهر وجود دارند در رشد صنعت آن نقش بسزايی را ايفا کرده اند. همچنين وجود کارخانجات صنعتی وسيع نيزدليل خوبی برای رشد صنعت در Allianceبوده و است. پس از گذشت چندين دهه شرکتهای مهندسی در اين شهر شروع به فعاليت کردند، کالج های تحصيلی (دانشگاهها) با پشتوانه محلی، ايالتی و ملی در سال 1846 تاسيس شدند. اين دانشگاهها هم از نظر ورزشی و هم از نظر علمی در منطقه از اهميت خاصی برخوردار هستند. شهر Alliance برای افرادی که خواستار فعاليت تجاری يا صنعتی می باشند، جذابيتهای بسياری مانند پارک های صنعتی جديد و تعداد بسياری مشاغل تجاری است که سالانه جمعيت کثيری را به سمت خود می کشاند.
اهداف:
با شکل گرفتن شهر Alliance در سال 1850، ادارات مختلفی در اين شهر تاسيس شد که خدمات دولتی از قبيل خدمات آتش سوزی، آب و فاضلابها، نگاهداری خيابانها و مرمت پارکها و مراکز تفريحی، خدمات بهداشتی، خدمات ساختمانی و ديگر خدمات که مربوط به سلامت، ايمنی و رفاه شهروندان می شود را ارائه می دهند.به منظور انجام مسئوليتها به نحو مطلوب اين امر ضرروری است که تمام خدمات به بهترين شکل و با کارمندان متعهد و ميزان مناسب سرمايه گذاری به اجرا در بيايد.
طرابلس- پایتخت لیبی- با جمعیتی معادل ۵/۱ میلیون نفر در شمال غربی این کشور و در حاشیه بیابان واقع شده است.
این شهر در واقع در سواحل دریایی مدیترانه و در محل خلیجی که نواحی کوهستانی آن را احاطه کرده اند، قرار دارد.طرابلس (یا تریبولی به گویش غربی) در قرن هفتم پیش از میلاد مسیح(ع) توسط فنیقی ها بنا شد. فینیقی ها این مرکز جمعیتی را اویی نام گذاشته بودند.
طرابلس بزرگ ترین شهر، بندر، مرکز تجاری وصنعتی لیبی است. مقر حکومت و محل دانشگاه الفاتح نیز در این شهر قرار دارد. با توجه به قدمت تاریخی طرابلس، بناهای باستانی مهمی در این شهر وجود دارند. این شهر دارای آب و هوای مدیترانه ای است؛ از ویژگی های آب و هوای طرابلس می توان به تابستان های گرم، زمستان های خنک و بارش کم سالانه اشاره کرد.
حمله هوایی آمریکا از جمله وقایع مهمی بود که در تاریخ معاصر طرابلس به وقوع پیوست. نیروهای آمریکا در سال ۱۹۸۶ به بهانه حمایت لیبی از تروریسم، طرابلس پایتخت این کشور را مورد حمله هوایی قرار دادند. در همین چارچوب، تحریم هایی نیز علیه لیبی وضع شد که اقتصاد این کشور را برای مدت ها با بحران مواجه کرد. این تحریم ها در سال ۲۰۰۳ لغو شد. احتمال می رود با لغو تحریم ها، حجم ترافیک دریایی در بندر طرابلس افزایش یابد و از این طریق درآمد کلان اقتصادی نصیب لیبی شود.
تاریخ
طرابلس توسط فنیقی ها در قرن هفتم پیش از میلاد مسیح بنا شد؛ آنها این شهر را اویی نام گذاشتند.بعد از فنیقی ها، سیرنایک ها شهر را به تصرف در آوردند. با سقوط حکومت سیرنایک ها، کارتاژی ها اداره شهر را در دست گرفتند. بعد از کارتاژی ها نیز طرابلس به امپراتوری روم منضم شد. رومی ها نام رجیودیس نتکا را بر شهر گذاشتند. در سده سوم میلادی نیز رومی ها نام تریپولیتانا را برای آن انتخاب کردند. این نام به دلیل پیوستن نواحی شهری اویی، سابراتا و لپیتس به یکدیگر، بر آن نواحی اطلاق شد. این نواحی در آن زمان تحت عنوان یک استان اداره می شدند. طرابلس نیز مانند سایر نواحی شمال آفریقا درقرن هشتم به تصرف مسلمانان درآمد.سال ها بعد ترکان عثمانی طرابلس را طی حمله ای ضمیمه قلمرو این امپراتوری کردند. در زمان حاکمیت عثمانی، لیبی تحت نام استان ولایت اداره می شد؛ استان ولایت به وسعت لیبی امروزی در سواحل جنوبی دریای مدیترانه و میان کشورهای مصر و تونس قرار داشت.
در سال ۱۵۱۰ میلادی طرابلس به تصرف دون پدروناوارو، یکی از فرماندهان نظامی اسپانیا درآمد. در سال ۱۵۲۳نیز به شوالیه های سن ژان واگذار شد؛ آنها پیش تر، از پایگاه خویش در جزایر رودس بیرون رانده شده بودند، اما حکومت شوالیه ها در جزایر رودس به مصداق دولت مستعجل بود، زیرا آنها پس از مدت کوتاهی و در سال ۱۵۵۱ شهر را به ترک ها تسلیم کردند.
احمد کارامانلی از پاشایان ترک که بر طرابلس و لیبی حکم می راند، لقب بی را از آن خود کرد و از این طریق لیبی به استقلال نصف و نیمه ای دست یافت.او همچنین توانست حکومت بر طرابلس را در خاندان خود موروثی کند. این وضعیت تا سال ۱۸۳۵ ادامه پیدا کرد. در این سال مجدداً امپراتوری عثمانی در طرابلس اوضاع را به نفع خود تغییر داد. پاشای جدید در مقام نائب سلطان قدرت یافت و لیبی مجدداً به یکی از ولایات تحت حاکمیت مستقیم عثمانی تبدیل شد.
شهر مسکو پایتخت روسیه گران ترین شهر جهان برای خارجی ها است. این شهر برای دومین سال پیاپی و براساس تحقیق موسسه معتبر مشاوره مرکر این عنوان را به خود اختصاص داده است.
پس از مسکو، سئول پایتخت کره جنوبی و توکیو پایتخت ژاپن صدرنشین پیشین این فهرست قرار گرفته اند. شهرهای هنگ کنگ، لندن، اوزاکا، ژنو، کپنهاگ، زوریخ، اسلو و نیویورک (دو شهر آخر به طور مشترک) نیز در جایگاه های چهارم تا دهم گران ترین شهرهای جهان برای خارجی ها قرار گرفته اند. همچنین در این فهرست تهران در رده صدوبیست قرار دارد.
شهرهایی که رده های بالای این فهرست را تشکیل داده اند عمدتاً در جهان اول یا مجموعه کشورهای توسعه یافته قرار دارند. در مجموع اگر یک خارجی بخواهد در کشورهای توسعه یافته با استاندارد زندگی اتباع همان کشورها زندگی کند، هزینه های سنگین تری را نسبت به آنها متحمل خواهد شد. البته در این فهرست مواردی چون سوبسید ها و تخفیف های دولتی برای اتباع کشورهای مورد بررسی، در نظر گرفته نشده است و در عوض مولفه هایی چون تفاوت قیمت ارز میان کشورها، قدرت واحد پول کشور میزبان، نرخ بهره، هزینه خورد و خوراک و هزینه مسکن مورد سنجش قرار گرفته است.
مسکو صدرنشین این فهرست با ۶/۱۲ میلیون نفر جمعیت ( پرجمعیت ترین شهر در اروپا) و وسعتی برابر هزار و هشتاد و یک کیلومتر مربع؛ پایتخت و قلب علمی، سیاسی، تجاری و اقتصادی کشور روسیه است. این شهر برای نخستین بار در قرن هفدهم به عنوان پایتخت روسیه ا
