تراکم ها در طیف گسترده ای دسته بندی می شوند که به قرار ذیل می باشند. تراکم جمعیتی؛ به معنای جمعیت در واحد سطح و به صورت نفر در هکتار است. تراکم کلی مسکونی؛ حاصل تقسیم کل جمعیت شهر بر سطح ساخته شده آن است. در این تعریف، سطح مورد محاسبه شامل کلیه اراضی با کاربری های مختلف می باشد. لیکن در محاسبات مزبور سطوح اراضی ساخته نشده و کشاورزی لحاظ نمی گردد. تراکم ناخالص مسکونی؛ حاصل تقسیم جمعیت مکان مورد نظر بر میزان سطح آن مکان است. یعنی کلیه اراضی اشغال شده توسط واحدهای مسکونی، پارک محله ای، راهها، مغازه ها، مدارس و... و بیشتر فضاهای باز منظور می گردد. تراکم خالص مسکونی؛ حاصل تقسیم جمعیت ( و یا تعداد واحد مسکونی) بر سطح مورد اشغال مسکونی می باشد. تراکم ساختمانی؛ نسبت بین سطح زیربنای ساختمان به مساحت قطعه زمین را تراکم ساختمانی می گویند. ضریب اشغال؛ مساحت طبقه همکف به مساحت قطعه زمین یا شدت استفاده از زمین را گویند.
تدوین ضوابط تراکم شهری را معمولاً به منظور سامان دادن به پیکره، سیما و چهره شهر اعمال می نمایند. تراکم شهری در ارتباط مستقیم با اندازه شهر قابل تبیین و تخمین است. یعنی می توان از طریق اندازه شهر به تعریف تراکم پرداخت و برعکس به وسیله تراکم، اندازه شهر را تعریف کرد. ساماندهی عملکردهای شهری رابطه ای تنگاتنگ با موضوع تراکم شهری دارد. از طریق تراکم است که می توان به هسته های شهری دست یافت که در مقیاس خود کارا بوده و در تسلسل با دیگر هسته های شهری نمایان می باشند. اهداف کنترل تراکم را به طور کلی می توان برقراری موازنه منطقی بین میزان فعالیت تولید شده توسط ساختمان ها و فضاهای خارجی اطراف آنها و نیز ایجاد محیط زیست با کیفیت بهتر است. تراکم به طور عامیانه به معنای فشردگی، انباشته شدن، تلنبار، جمع شدن و ... است. این مقوله بعد از ازدیاد جمعیت در شهرها بویژه شهرهای بزرگ که با کمبود زمین روبرو شدند آشکار گردید. در این میان، مسأله تراکم جمعیتی از اساسی ترین موضوعات شهرسازی است. منظور از تراکم جمعیتی به طور عام نسبت جمعیت به واحد سطح است، که خود انواعی را دربر می گیرد. به طورکلی برای برنامه ریزی و طراحی هر سکونتگاهی، سقف جمعیتی مشخصی را پیشنهاد می دهند که این امر براساس وسعت آن مکان، تراکم جمعیتی معینی را به دست می دهد، که آن را می توان تراکم جمعیتی نامید. کنترل سقف جمعیتی و به دنبال آن تراکم جمعیتی، به شکل ضوابط و دستورالعمل های شهرسازی در کنار سایر ضوابط شهری از جمله کاربری زمین، شبکه معابر و جزء آن که برای اجرا به تصویب مراجع ذی صلاح می رسد صورت می گیرد. موضوع تراکم جمعیتی در طرح های شهرسازی و نیل به تراکم های جمعیتی پیشنهادی، اساساً دارای بعدی برنامه ریزانه است و به منظور تأمین امکانات عمومی شهری و خدمات مورد نیاز شهروندان تدوین می گردد. از میان روشها نیز روش کنترل واحد مسکونی مجاز، به صورتی مستقیم تر می تواند تعداد خانوار ساکن و در نهایت جمعیت ساکن را کنترل کند.
حفظ کاربری اراضی عبارت است از جلوگیری از تغییر نحوه استفاده از زمین های خاص توسط مالکان یا متصرفین آن، در صورتی که تغییر کاربری آنها آثار منفی طبیعی، اقتصادی، سیاسی، علمی یا فرهنگی به دنبال داشته باشد.
در بعضی از کشور ها نظیر استرالیا، از اراضی مقدس بومیان و در نقاط دیگر مثل چین، از اراضی که احتمالاً دارای آثار باستانی و فسیل هستند محافظت میشود. با اینحال در اکثر کشور های دنیا، معمولاً زمین های. کشاورزی، جنگلها، مراتع، اراضی باتلاقی و سایر اراضی طبیعی مورد محافظت قرار میگیرند. با توجه به نوع مالکیت در کشورهای خاورمیانه، حفظ کاربری اراضی در این کشور ها بیشتر در رابطه با اراضی کشاورزی به کار برده میشود.
اراضی کشاورزی املاکی هستند که عملیات کشاورزی، باغداری یا تاکداری[1] به صورت تقریباً مداوم روی آنها انجام گیرد و یا به دلیل شرایط ویژه، استعداد بالایی برای کشاورزی داشته باشند. قوانین متعددی برای جلوگیری از تغییر کاربری اراضی کشاورزی تدوین شده و شیوههای تشویقی و بازدارنده نیز استفاده میشوند.
حفاظت از کاربری زمین های کشاورزی در ایران به تازگی آغاز شده و به دلایل متعدد از جمله قانون های مبهم و ناقص، عدم انجام طرح های آمایش سرزمین، کمبود نیروی انسانی متخصص و قیمت بسیار بالای اراضی با کاربری مسکونی یا صنعتی، کارایی لازم را نداشته است. قانون گسترش قطب های کشاورزی مصوب ۵ خرداد ۱۳۵۴ اولین قانونی است که صریحاً روی حفاظت از زمین های کشاورزی تاکید دارد. با این حال این قانون صرفاً به زمین های کشاورزی واقع در قطب های کشاورزی محدود میشود. قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی مصوب ۳۱ خرداد ۱۳۷۴ نیز جهت جلوگیری از تغییر کاربری کلیه زمین های کشاورزی تصویب شد. با اینحال به دلیل موارد ابهام و نقص های بسیار زیاد در این قانون از جمله موارد استثنای متعدد (کمیسیون تبصره یک ماده یک قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها، اراضی مالکین کم در آمد و تغییرات کاربری نیاز بخش کشاورزی) و محدودیت حوزه عمل آن به اراضی کشاورزی خارج از محدوده قانونی شهر ها و شهرک ها، تأثیر ناچیزی در حفظ زمین های کشاورزی داشته است.
به عنوان مثال، عدم دریافت عوارض نیاز بخش کشاورزی، به منظور ایجاد تغییرات کاربری موردنیاز مزرعه، باغ یا تاکستان (نظیر تأسیسات آبیاری آن مزرعه) در نظر گرفته شده است. با اینحال به دلیل ابهام موجود، در عمل کلیه موارد تغییر کاربری که به هر نحوی به کشاورزی ارتباط پیدا مینمایند (از جمله احداث مرغداری یا گاوداری که نیاز بخش کشاورزی نمیباشند) نیاز بخش کشاورزی محسوب شده و از عوارض معاف میشوند.
منبع: ویكی پدیا
طرح كالبدی ملی
با هدف مكانیابی برای گسترش آینده شهرهای موجود و ایجاد شهرها و شهركهای جدید،پیشنهاد شبكه شهری آینده كشور یعنی اندازه شهرها، چگونگی استقرار آنها در پهنه كشور و سلسله مراتب میان شهرها به منظور تسهیل و مدیریت سرزمین و امر خدمت رسانی به مردم و پیشنهاد چارچوب مقررات ساخت و ساز در كاربریهای مجاز زمینهای سراسر كشور
طرح جامع سرزمین
طرح جامع سرزمین، طرحی است كه شامل استفاده از سرزمین در قالب هدفها و خط مشیهای ملی و اقتصادی از طریق بررسی امكانات و منابع و مراكز جمعیت شهری و روستایی كشور و حدود و توسعه و گسترش شهرها و شهركهای فعلی و آینده و قطبهای صنعتی و كشاورزی و مراكز جهانگردی و خدماتی بوده و در اجرای برنامه های عمرانی بخشهای عمومی و خصوصی ایجاد نظم و هماهنگی نماید.
طرح كالبدی منطقهای
با هدف مكانیابی برای گسترش آینده شهرهای موجود و ایجاد شهرها و شهركهای جدید،پیشنهاد شبكه شهری آینده كشور یعنی اندازه شهرها، چگونگی استقرار آنها در پهنه كشور و سلسله مراتب میان شهرها به منظور تسهیل و مدیریت سرزمین و امر خدمت رسانی به مردم و پیشنهاد چارچوب مقررات ساخت و ساز در كاربریهای مجاز زمینهای سراسر كشور
طرح توسعه و عمران (جامع) ناحیهای
این طرح در اجرای وظایف محول شده در قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسكن به وزارت مسكن و شهرسازی و تعیین وظایف آن - مصوی 1353- و تصویبنامه شماره 70971/ت407 ه مورخ 5/11/1373 هیات وزیران، به منظور تدوین سیاستها و ارائه راهبردها در زمینه هدایت و كنترل توسعه و استقرار مطلوب مراكز فعالیت، مناطق حفاظتی و همچنین توزیع متناسب خدمات برای ساكنان شهرها و روستاها در یك یا چند شهرستان كه از نظر ویژگیهای طبیعی و جغرافیایی همگن بوده و از نظر اقتصادی، اجتماعی و كالبدی دارای ارتباطات فعال متقابل باشند، تهیه میشود.
شهر, مكان زندگی و معیشت شهری و جایی است كه در آن پدیدههای ساخته دست انسان بر محیط طبیعی غلبه دارد.
بر اساس سرشماریهای هندوستان, جایی شهر محسوب میشود كه بیش از پنج هزار نفر جمعیت داشته باشد و بیش از 75 درصد از جمعیت آن به فعالیتهای غیركشاورزی اشتغال داشته باشند و تراكم آن نیز بیش از هزار نفر در هر كیلومتر مربع باشد. البته در این مورد استثناهایی نیز وجود دارد.
برنامهریزی شهری را میتوان هنر شكل دادن و هدایت و "رشد طبیعی شهر" دانست, امری كه به موجب آن ساختمانها و محیطهای گوناگون ایجاد میشود تا به نیازهای مختلف اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی و گذران اوقات فراغت و . . . پاسخ دهد و شرایط سالمی را برای زندگی طبقه ثروتمند و فقیر از نظر كار, تفریح و استراحت فراهم آورد و از این طریق موجب بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی اكثریت افراد بشر شود. ارسطو, زمانی این نظر را ابراز داشت كه "شهر باید به منظور تامین امنیت و خوشبختی ساكنانش ساخته شود" این در حالی بود كه افلاطون نیز گفته وی را چنین بیان كرده است: "شهر جایی است كه انسانها برای نیل به عاقبتی شرافتمندانه, به طور مشترك در آن زندگی میكنند."
اصطلاح برنامهریزی شهری هم برای برنامهریزی شهرهای جدیدی- شهرهایی كه در زمینی بكر و دست نخورده ایجاد میشوند- و هم برای توسعه و بهبود شهرهای موجود در گسترش آنها بكار میرود.
منبع : سایت همکلاسی
برای انجام خدمات و فعالیت های شهری و اقدام در جهت تأمین ساختمان ها، فضاهای شهری و برنامه های عمران شهری حدودی لازم است که بتوان در آن حدود به انجام خدمات شهری و برنامه ریزی در زمینه این خدمات پرداخت. لذا، حدودی را برای این خدمات تعیین می کنند و معمولاً این حدود از طرف مسئولین امور شهری و شهرداری ها مشخص می شود تا بتوان در یک برنامه زمانی مشخص به نوسازی و گسترش شهر پرداخت و خدمات شهری مورد نیاز آن را اعم از برق، آب، تلفن، مسکن، فضای سبز و ... تأمین کرد. این حدود را معمولاً محدوده شهر می گویند. اما در صورتی که شهر در تمام این محدوده گسترده نشده و تنها در قسمت هایی از آن توسعه یافته باشد، مقدار اراضی ساخته شده را در داخل این محدوده شهری، محدوده ساخته شده شهر گویند.
در واقع محدوده ساخته شده شهر عبارت از مساحت محدوده شهر منهای اراضی ساخته نشده در داخل این محدوده. همچنین در جهت توسعه های بعدی شهر در مراحل زمانی آینده در اطراف محدوده شهرها حدودی دیگر تعیین می شود که به حریم شهر معروف است. در حقیقت این اراضی جهت گسترش های آتی شهر در نظر گرفته می شوند. حریم شهر را می توان همان خط کمربندی شهر نیز در نظر گرفت.
منطقه بندی:
چگونگی تقسیم و تخصیص اراضی شهر به فعالیت ها و کاربری های مختلف و مهمترین ابزار برای سامان دادن به نظام کاربری زمین محسوب می گردد. ضوابط منطقه بندی نقش اساسی در توزیع و تقسیم کاربری های مختلف و نسبت آنها به یکدیگر دارد و در نتیجه ارتباط تنگاتنگی با موضوع سرانه های کاربری زمین پیدا می کند. یا می توان گفت منطقه بندی عبارت از تقسیم کالبد یک جامعه شهری به منطقه ها برحسب نحوه استفاده از آن در اراضی حال و آینده به منظور نظارت و هدایت عمران اراضی. اصل اساسی در منطقه بندی آن است که شهر به بخش یا منطقه های مختلف تقسیم شود و هر منطقه در جهت اهداف صحیح و درست در موقعیت مکانی مناسب مورد استفاده قرار گیرد.
کاربری زمین:
استفاده از زمین برای کاربردهای مختلف و تعیین مکان استقرار فعالیت ها است. البته تنها تقسیم زمین و تدوین مقررات استفاده از آن مدنظر نیست، بلکه تمام عوامل موثر در کاربری زمین (اقتصادی، اجتماعی، منافع عمومی، محیط زیست، ایمنی، مدیریت و... ) مورد مطالعه قرار می گیرد.
یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی کاربری زمین است. موضوع اصلی در برنامه ریزی کاربری زمین، نحوه تخصیص زمین به کاربری های مختلف و هماهنگ کردن آنها با یکدیگر است.
سرانه های شهری:
یکی از ابزارهایی است که در فرایند برنامه ریزی کاربری زمین، برای محاسبه و برآورد اراضی و توزیع آن میان فعالیت ها یا کاربری های مختلف به کار می رود. در واقع سرانه کاربری زمین به عنوان نوعی معیار و شاخص کمی برای سنجش و مقایسه تغییرات کاربری در جریان زمان مورد استفاده قرار می گیرد.
سرانه کاربری زمین تبلور و بیان کمی مجموعه سیاست ها، روش ها و الگوهایی است که برای تعیین انواع کاربری ها، تقسیم اراضی، توزیع فضایی فعالیت ها، ضوابط منطقه بندی، تدوین استانداردهای کاربری و غیره به کار گرفته می شود. امروزه بسیاری از مفاهیم فوق نظیر برنامه ریزی شهری، شهرسازی، مدیریت شهری، طراحی شهری، طراحی منظر و... به عنوان رشته های تحصیلی در دانشگاه های معتبر وجود داشته و متخصصان مختلفی از این علوم در سازمان های ذیربط نظیر وزارت کشور، مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت، استانداری ها، شهرداری ها، مهندسین مشاور شهرسازی و معماری مشغول فعالیت بوده و در روند توسعه شهرها تأثیر گذار هستند.
سیما و منظر شهر:
سیمای شهری تمام عواملی از شهر را که به دیده می آید و چشم قادر به تماشای آن است؛ یعنی تمام این عواملی که به صورت انفرادی و خاصه در حالتی که به صورت پیوسته و دسته جمعی عمل می کند. از جمله نکاتی که درباره سیمای شهر می توان گفت این است که به دیده آید، به ذهن سپرده شود و سبب شادی و نشاط گردد. منظر شهری نیز هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمان ها، خیابان ها و مکان هایی است که محیط شهری را می سازند. منظر شهری چیزی بیش از مجموعه ساختمان ها و فضاهای غیر ساخته شده است. دو مفهوم سیما و منظر شهری اکثراً به یک معنا و مفهوم و با هم به کار برده شوند.
طرح جامع شهری:
به منظور تدوین برنامه و تعیین جهات توسعه شهر و تأمین نیازمندی های آن بر مبنای پیش بینی ها و اهداف توسعه شهری تهیه می شود. طرح جامع شهر، عبارت از طرح بلند مدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه بندی مربوط به حوزه های مسکونی، صنعتی، خدماتی، اداری و... ، تأسیسات و تجهیزات شهری و نیازمندی های عمومی شهری، خطوط کلی اتباطی و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات، تجهیزات و تعیین محدوده های نوسازی، بهسازی و... تعیین می شود. بیشتر در مورد شهرهای بزرگ و شهرهایی که بیش از ۲۵۰۰۰ نفر جمعیت دارند تهیه می گردد.
در واقع به شکل برنامه راهنما عمل می کند یا به شکل سیستمی است که خط مشی اصولی و کلی سیاست های شهری را تعیین می کند. طرح جامع را می توان منطقی جهت انتخاب الگوی صحیح استفاده از اراضی شهری دانست. روش انجام طرح جامع عبارت از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویت ها، انجام پیش بینی های لازم، ارایه طرح ها و برنامه های توسعه شهری و اجرای آنها می باشد. در واقع طرح های جامع در دو مرحله تهیه می شوند. مرحله اول شامل انجام بررسی ها، شناخت وضع موجود شهر مانند مطالعات جغرافیایی، اقلیمی، تاریخی و بررسی ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهر و در بخش آخر این مطالعات جمع بندی و تجزیه و تحلیل می باشد. در مرحله دوم، طرح کالبدی شهر و گزارش های مربوطه ارایه می شود.
پس از انقلاب نام طرح های جامع به طرح های توسعه و عمران و حوزه نفوذ شهرها تغییر یافت. به دلایلی نیز مراحل کار نیز از دو مرحله به چهار مرحله افزایش یافت. ویژگی های عمده این طرح ها در معطوف نمودن توجهات به مباحث توسعه و عمران شهری به جای توجه صرف به بحث های کالبدی و نیز توجه به حوزه نفوذ شهرها می باشد.
طرح هادی شهری:
طرح هادی طرحی است برای گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و ارایه راه حل های کوتاه مدت و مناسب برای شهرهایی که دارای طرح جامع نیستند. در واقع اصول کلی توسعه شهرها و هدایت این توسعه را مورد توجه قرار می دهد. آنچه در طرح های جامع شهری بایستی مورد مطالعه ریز قرار گیرد، در طرح هادی به صورت کلی تری مطرح می گردد. از طرح های هادی می توان به عنوان راهنمای توسعه شهر نام برد.
این طرح ها از سال ۱۳۳۴ به صورت طرح های گذربندی و شبکه بندی برای شهرها در کشور شروع گردیدند. معمولاً برای دوره زمانی ده ساله و برای شهرهای کوچک و یا شهرهای که کمتر از ۲۵۰۰۰ نفرجمعیت دارند، تهیه می شود. بیشتر برای شهرهایی تهیه می گردند که فاقد طرح جامع بوده و یا امکان اجرای طرح جامع در آنها فراهم نشده است. طرح هادی دارای سابقه طولانی تری نسبت به طرح های جامع بوده و توسط وزارت کشور تهیه شده که با تشکیل دفاتر فنی استانداری ها، وظیفه تهیه طرح های هادی در هر استان به عهده این دفاتر واگذار گردیده است.
طرح تفصیلی:
طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع، نحوه استفاده از زمین های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می شود. به دنبال طرح جامع و به منظور انجام برنامه های اجرایی تصویب شده این طرح تهیه می گردد. طرح تفصیلی در حقیقت تنظیم برنامه ای مفصل و انجام اقدامات جزء به جزء در مناطق و محلات شهری و طراحی آنها است. شامل چهار مرحله است:
▪ مرحله بازشناسی
▪ مرحله تثبیت برنامه ها و طرح های اجرایی
▪ مرحله تشخیص و تعیین اولویت ها
▪ مرحله انجام و اجرای محتوای طرح و کاربرد اراضی
سابقه تهیه طرح های جامع و تفصیلی به حدود سال های ۴۷-۴۶ برمی گردد. سازمان مسئول تهیه طرح های جامع و تفصیلی وزارت مسکن و شهرسازی است. این طرح ها در ابتدا برای شهرهایی که طرح جامع آنها به تصویب رسیده بود انجام پذیرفت. پایه و اساس فکر تهیه طرح های تفصیلی در دهه ۵۰ از آن زمان آغاز شد که شهرداری ها در مواجهه با طرح های جامع، به لحاظ کلی بودن مطالعات، امکان پیاده نمودن و اجرای دقیق آن را فراهم نمی دیدند.
شهر:
تعاریف و برداشت های مختلفی از شهر وجود دارد که دارای تشابهات و تفاوت هایی است. طبق ماده ۴ قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ایران، شهر، محلی (مکانی) است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های خاص خود است، به طوری که اکثریت ساکنان دایمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردارند.
شهر کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت است. یا مکان تجمع عده کثیری از مردم با سلایق، افکار، رفتار و... متفاوت می باشد.
از نظر کالبدی، شهر جایی است که دارای ساختمان های بلند، خیابان ها، پارک ها، ادارات، زیرساخت ها و تاسیسات شهری و... می باشد. در بعد اقتصادی نیز شهر جایی است دارای وجه غالب اشتغال صنعتی، خدماتی و سبک مصرف و زندگی یا شیوه تولید متفاوت از روستا است. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف عددی آن است. به نحوی که در ایران تا سال۶۵ شهر را مکانی می گفتند که جمعیت آن بیش از ۵ هزار نفر باشد و از آن تاریخ به بعد، شهر به جایی گفته می شد که دارای شهرداری باشد.
شهرسازی:
به مجموعه روشها و تدابیری گفته می شود که متخصصان امور شهری به وسیله آن شهرها را بهتر می سازند. یا به عبارتی شهرسازی یعنی مطالعه طرح ریزی و توسعه شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با توجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری. شهرسازی یک کار گروهی و یک کوشش دسته جمعی با شرکت متخصصین علومی است که به نحوی در زمینه مسایل شهری می توانند به مطالعه بپردازند و در جهت بهبود، توسعه و به طور کلی وضع آینده آنها به تعیین برنامه مبادرت کنند.
انسان موجود یا به عبارت دیگر پدیده ای است چند بعدی Multidimentional Phenomen و یکی از مهمترین وجوه ،او بعد اجتماعی بودن اوست . حضور در اجتماعات مختلف و رفع نیازهای مشترک جسمانی و روانی از طریق زندگی جمعی ، خصلت اجتماعی منجر به تکامل انسان است . آ نچه انسان را از سایر جانوران جمع زی جدامی سازد ، قوه ی تفکر او و کنش هدفمند ِانسانی است . آنچه نتیجه ی تفکر در راه بهسازی زندگی اجتماعی و عمل هدفمند اوست و باعث تکامل زندگی جمعی او شده است .بررسی سیر تکاملی زندگی اجتماعی انسان ،مسیری از کوچ نشینی تا حضور در شهر را نشان می دهد . اولین اجتماعات انسانی ، اجتماعات کوچ نشین و همیشه در حال حرکت بوده است این اجتماعات با اکتشاف کشاورزی یا به عبارت بهتر با به وجود آمدن زمینه های معیشت متکی بر کشاورزی و استفاده از دامهای اهلی به طور توام منجر به یکجا نشینی و ایجاد روستا به عنوان اولین اجتماعات و کانونها ی پیشرفته بشری شد . گسترش زندگی اجتماعی و گسترش و تغییر نیازهای بشری همراه با انباشت سرمایه و روی آوردن انسان به زندگی تجملاتی همچنین رشد فرهنگ و تمدن ،منجر به گسترش هر چه بیشتر روستاها و سرانجام پدید آمدن شهرها شد . دو عامل تجارت و امنیت سرآغاز ایجاد شهرها بود . بازار و دژ هسته های اولیه ی پدید آورنده ی شهرهای بزرگ گردید و سرانجام با به وقوع پیوستن انقلاب صنعتی در غرب و تمرکز عامل صنعت در شهرها ( یا گردآمدن جماعات به دور کانونهای صنعتی ) گسترش شهرها و تغییر در سیمای شهرها پدیدار گشت .اکنون عامل اصلی تعریف شهر یعنی معیشت منحصر به صنعت و خدمات آن را از روستا مجزا می ساخت .
با گسترش شهرها ، معضلات و مشکلات شهری نیز گسترش یافت و به موازات کارکردهای مثبت شهرنشینی صور منفی زندگی جمعی و اجتماعات بزرگ و شهرنشینی چهره نشان داد و عامل پدیدآمدن نهادهای نو و یا تکامل نهادهای قبلی در کنترل وحل معضلات شهری شد .
توسعه شهرها، تامین نیازمندیهای آنان، چاره جویی برای توسعه های آینده شهر، اتخاذ تصمیماتی که بتواند مشکلات شهری را به حداقل برساند وبالاخره آنکه چگونه رابطه منطقی بین انسان با محیط طبیعی اش حفظ شود، به تحولاتی درامر شهرسازی منجر شده است.
صاحبنظران ومتخصصین امور، ازاواخر قرن نوزدهم ، راه حلها ونظریات مختلفی را درجهت توسعه شهر، نقشه، شکل وبافت آن ارائه داده اند. بحث درزمینه مطالعات شهری، ازدیدگاههای مختلف مورد مطالعه عمیق قرارگرفته وحتی گوشه مشخصی ازعلوم به تحقیق وتفحص دراین زمینه اختصاص یافته است.
جغرافیدانان ، شاخه خاصی ازموضوع مورد مطالعه خود را به جغرافیای شهری اختصاص داده اند وجامعه شناسان به مطالعاتی درزمینه جامعه شناسی شهری پرداخته اند. همچنانکه، معماران نیزبه نوبه خود درزمینه طرح ریزیهای شهری، سیمای شهری ونوع مساکن به مطالعات بیشتری پرداخته اند.درزمینه شهر ، وامور مربوطه به آن ، توسط بسیاری ازهمین متخصصین ودرباره انواع مختلف مسائل شهری وراه حل های آن، کتب ومقالات بسیاری به رشته تحریر درآمده است.
با این همه ، بنا به تحقیقاتی که به عمل آمده است ، نخستین شهرسازویا نخستین کسی که به بیان اصولی درزمینه شهرسازی پرداخت، شخصی بنام (( هیپوداموس)) بود که درحدود سال 480 قبل ازمیلاد می زیست این شخص اصولی را برای شهرسازی زمان خود بیان نمود که منطقی وعلمی بود .اصول پیشنهادی این شخص، شهرسازی را بیشتر ازلحاظ تأمین آسایش ساکنین آن وازنظر تهیه احتیاجات روزمره به نحوی ساده مورد توجه قرارداده است . او معتقد است که شهر، بایستی ازمحله هایی تشکیل شود وساکنین هرمحله بتوانند مایحتاج خود راازبازارهای نزدیک خود فراهم سازند.
بااین همه دامنه پیدایش تحولات امروزی دانش شهرسازی ، به قرن نوزدهم میلادی می رسد. دراثر رونق وتوسعه صنعت ومشکلات ناشی ازآن وبدنبال تأسیس مراکز تخصصی وعلمی ودانشگاهی درزمینه مسائل شهرسازی ،گامهای اساسی درحل مسائل شهری برداشته شد ونظریات مختلفی دراین زمینه عنوان گردید .
نویسنده : محسن سورگی
منبع : سایت همکلاسی
1- كوچ نشینی بر مبنای صید و شكار
2- كوچ نشینی بر مبنای زندگی شبانی
3- كوچ نشینی بر مبنای ییلاق و قشلاق
4- كوچ نشینی بر مبنای كشاورزی ابتدائی
5- یكجانشینی بر مبنای كشاورزی و به گزینی مواد كشاورزی
شهر چیست ؟
شهر مجموعهای از تركیب عوامل طبیعی، اجتماعی و محیط های ساخته شده توسط انسان است كه در آن جمعیت ساكن متمركز شده است. جمعیت در این مجموعه به طور منظمی درآمده و آداب و رسومی را برای خود ابداع كرده است.
تعاریف مختلف شهری :1- تعریف عددی2- تعریف تاریخی3- تعریف حقوقی
1- تعریف عددی :
مركزی از اجتماع نفوس كه در نقطهای گرد آمده و تراكم و انبوهی جمعیت در آن از حد معینی پایین تر نباشد. بر این اساس در بیشتر ممالك حد جمعیت شهر 2500 نفر است.
2- تعریف تاریخی :
برخی از علما معتقدند ، كه مراكزی كه از قدیم نام شهر به آن اطلاق شده است، به عنوان شهر شناخته می شوند.
3- تعریف حقوق :
در دورههای گذشته، شهرها دارای امتیازاتی بودند، كه در روستاها نبود. مانند حق داشتن بازار و خدمات نظامی .
در تعریف شهر اتفاق نظری وجود ندارد و در تعاریف بیان شده بر مواردی نظیر تعداد جمعیت، نوع فعالیت های اقتصادی، حوزه اداری و موارد دیگری اشاره شده است لیکن در بعد جهانی برای شناخت شهر از روستا بیشتر بر تعداد جمعیت تاکید شده است..
با توجه به کم وکاستیهای مربوط به تعاریف شهر، تاکید بر نقش شهر (نوع کارکرد) بهتر ما را در شناخت شهر و تمایز قائل شدن بین آن و روستا هدایت می کند. بدین معنی که در شهر ها نقشهایی وجود دارد که روستاها فاقد آن هستند. بنابراین در شناخت شهر به دو کارکرد بیشتر توجه می شود؛ یکی اینکه شهرها کارکرد غیر کشاورزی دارند و دوم اینکه اغلب شهر ها به تولید کالا و بیش از آن به مبادله کالا می پردازند؛ یعنی اینکه فعالیت های غیر کشاورزی بر اقتصاد شهر غلبه دارد..
با توجه به موارد ذکر شده، در برخی کشورها در شناخت شهر از روستا کارکردهای اقتصادی به همراه میزان جمعیت اساس کار قرار می گیرد. بنابراین تاکید بر یک عامل در شناخت شهر کفایت نمیکند..
در طول تاریخ شناخت شهر از طریق کارکرد آن از اعتبار سیاسی و حکومتی برخوردار بوده است بویژه که از ابتدای پیدایش شهرها، شهر با نقشهای اداری-سیاسی و مذهبی شناخته می شد بنابراین اولین شهرها دارای نقش اداری-سیاسی بوده اند. لیکن امروز، شهرها دارای کارکردهای متنوعی بویژه کارکردهای اقتصادی-صنعتی و خدماتی-خدمات رسانی می باشند..
با توجه به توضیحات بالا، آیا می توان گفت که خوب شهرها می توانند در اندازه های گوناگون شکل بگیرند؛ کوچک، متوسط، بزرگ و بسیار بزرگ؟ بله این درست است لیکن بطور علمی ما چه انواعی از شهرها را داریم؟ شهر، شهرک، متروپلیس یا مادر شهر، مگالاپلیس یا کلان شهرها کدامند و دارای چه ویژگیهایی هستند؟
از دو جنبه می توان به انواع شهر ها پرداخت. یکی از بعد کارکردی(فعالیت و نقش) و دیگر از بعد اندازه ( کوچک و بزرگ بودن(، از نظر اول با توجه به نوع فعالیت شهرها، به دسته بندی کلی شهر ها می پردازیم و از نظر دوم تقسیم بندی معمولا با توجه به جمعیت شهر انجام می شود. البته جمعیت شهر خود تا حدودی بیانگر تنوع و تعداد فعالیت های حاکم بر شهر و همچنین حیطه نفوذ و وسعت شهر خواهد بود.
الف( کارکرد و نقش؛
تقسیم بندی شهرها با توجه به محیط بوجود آمده بر اساس فعالیتی که سایر فعالیت های شهر را تحت شعاع خود قرار داده و شهر بر اساس آن نوع فعالیت خاص شناخته می شود: مانند شهرهای فستیوال و کنگره ای، شهرهای فرهنگی، شهرهای مذهبی و زیارتگاهی، شهرهای درمانی و آسایشگاهی، برف شهرها، شهرهای بازنشستگان، شهرهای صنعتی، شهرهای تجاری، شهرهای اداری-سیاسی، شهرهای صنعتی-خدماتی و...
بنابراین در این دیدگاه شهر ها بر نوع فعالیت غالب طبقه بندی می شوند که هر شهر با توجه به فعالیت و کشش جمعیتی خود، اندازه و وسعت خاص خود را خواهد داشت.
ب( اندازه و وسعت:
در این دیدگاه عامل جمعیت در تقسیم بندی شهر ها نقش مهمی را بازی می کند چرا که در این دیدگاه شهر ها از کوچکترین به بزرگترین تقسیم بندی می شوند و شهر کوچک یا بزرگ در وهله اول بیانگر جمعیت کم یا زیاد خود می باشد. که البته این جمعیت خود بیانگر سطح فعالیتها، حیطه نفوذ شهر و ... می باشد. البته در تعریف سطح جمعیتی و مرز تعریف شده بین انواع شهرها توافق کلی وجود ندارد. بطور مثال حداقل جمعیت برای شهر محسوب شدن در ژاپن ۳۰۰۰۰ نفر، در نروژ، ایسلند، و سوئد ۲۰۰۰ نفر، در نیجریه ۲۰۰۰۰ نفر و در ایران در حال حاضر ۱۰۰۰۰ نفر می باشد.
خوب در اینجا با توجه به شرایط کشورمان انواع شهر ها را با توجه با اندازه آن بیان می کنیم.
▪بازار شهر ؛) ۱۰-۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: دهستانی
▪روستا-شهر ؛) ۲۵-۱۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: بخش
▪شهر کوچک ؛) ۵۰-۲۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان
▪شهر متوسط کوچک؛) ۱۰۰-۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان
▪شهر متوسط ؛ (۲۵۰-۱۰۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: ناحیه ای
▪شهر بزرگ میانی ؛) ۵۰۰-۲۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: استانی
▪شهر بزرگ ؛) ۱۰۰۰-۵۰۰ ؛ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: منطقه ای
▪کلان شهر(متروپل) ؛) ۵/۲-۱ میلیون نفر جمعیت. ( عملکرد: کلان منطقه ای
▪کلان شهر) متروپل ملی) ؛) ۵/۲ میلیون نفر جمعیت و بیشتر.( عملکرد: ملی
«شهرنشینی»، تغییر شیوه زندگی، براساس انتخاب و آگاهی است. انتخابی كه مسئولیتی به همراه دارد تا در قبال آن زندگی خود را تعالی بخشیم. در نیم قرن اخیر، اثر آشكاری از این انتخاب و مسئولیت پذیری در جریان «شهرنشینی» در ایران به چشم نمی خورد. «شهرنشینی» هم جابه جایی روستاییان است به شهر و هم جابه جایی ساكنان شهرهای كوچك تر به شهرهای بزرگ تر. در فرآیند «شهرنشینی» در نیم قرن اخیر بسیاری از روستاهای كشور تخلیه و شهرهای بزرگ، بزرگ تر شده اند؛ آن قدر بزرگ و كلان كه تمامی پیرامون خود را تا شعاع های دوردست تحت تاثیر قرار داده اند. اولین تفاوتی كه در تصور «ما» از شهرنشینی در ایران وجود دارد، عدم توافق بر سر حجم، مقیاس و ویژگی های شهرنشینی است.
اگر «ما» در نیم قرن گذشته ابعاد شهرنشینی در حال تحقق در كشورمان را به درستی تشخیص می دادیم، حداقل به همان میزان و در همان ابعاد به هدایت، تصحیح و ترمیم آنها همت می گماشتیم، اما میزان كارهایی كه «ما» برای این هدایت، تصحیح و ترمیم انجام داده ایم در مقابل ابعاد گسترده و همه جانبه آن بسیار ناچیز است و ما در شأن و حجم این «شهرنشینی» فكری شایسته و اقدامی در خور، تدارك ندیده ایم .
حال باید دید كه ما باید با كدام ذهن، كدام تجهیز ذهنی و كدام فناوری می خواهیم با این پدیده عظیم و همه جانبه مواجه شویم. در شهرنشینی نیم قرن اخیر، ما با وضعیتی روبه رو هستیم كه می توان آن را «پدیده قصور» نامید. اگر از زاویه فوق بر موقعیت تهران بنگریم باید بدانیم كه این چنین شهری شدن، یك علت ندارد، علت العلل ندارد، مجموعه ای از عوامل اصلی و فرعی گرد هم آمده اند و ما را با این وضعیت روبه رو ساخته اند. در فاصله ای بسیار كوتاه، كمتر از نیم قرن، سیل شهرنشینی سطح و جمعیت آن را به میزان غیر قابل تصوری افزایش داد و سه عارضه عظیم برجا گذاشت: كمبود عظیم زیرساخت ها و تجهیزات شهری به تناسب رشد، ضعف آگاهی و وجدان شهری، فقدان سازمان عقلایی فضا و بنا، شهرنشینی نیم قرن اخیر در ایران تعادل هزاران ساله را بین سكونت، فعالیت و محیط زیست بر هم زده است.
«شهرسازی» مداخله در شهر از طریق تفكر، برنامه ریزی، طراحی و ساخت و ساز معبر، بنا و تنظیم فضا و فعالیت به منظور بهبود كیفیت زندگی ساكنان آن است.
آنچه كه به طور معمول در شهرسازی صورت می گیرد، طراحی، تقویت و تنظیم فضا به منظور ایجاد توسعه ای موزون است. شهرسازی از طریق ابزار و روش های خود می كوشد تا با طراحی و تفكر به شبكه معابر، كاربری اراضی، تراكم (نفر در واحد سطح)، محدوده ها و حریم ها نظم بخشد. مسئله این است كه چرا «شهرسازی» در ایران تاكنون نتوانسته است نقش خود را به عنوان محور توسعه ای موزون ایفا كند. برای یافتن جواب این مسئله می توانیم آنچه را به نام «شهرسازی» اتفاق افتاده با تعریف زیر از «شهرسازی» مقایسه كنیم.
« شهرسازی» می بایست شهر را به عنوان بازترین و پیچیده ترین نظام های اجتماعی به همراه تمام تضادهای درونی اش بپذیرد و پویایی نظامات شهری را در طرح هایش درونی كند. بدین ترتیب «شهرسازی» می بایست همزمان روابط بین اجزا و نظامات شهری و چگونگی كاركرد و فرآیند آنها را در كنار یكدیگر شامل شود.
برای این منظور شهرسازی می بایست خود را به تمامی نهادهای ذی مدخل در شهر معرفی كند و از این طریق به نهادی دائمی تبدیل شود. بر این اساس «شهرسازی» ضمانت تحقق خود را در یكپارچه كردن برنامه ریزی و اجرا به دست خواهد آورد و همانند كاركرد نظام های پیچیده رده بالا به ترمیم و تولید خود دست خواهد یافت. شهر، فی الذاته پدیده ای چند بخشی و «شهرسازی»، سنتزی از دانش های میان رشته ای و اهرم های میان بخشی است نه مخلوطی از آنها و یا موزائیك هایی جدا از هر یك. «شهرسازی» می بایست در تمامی زوایا و چشم اندازهایش، تعالی رفتار انسانی را در مركز توجهاتش قرار دهد.
محمدرضا حائری – روزنامه شرق
برای توسعه های آینده شهر، اتخاذ تصمیماتی که بتواند مشکلات شهری را به حداقل برساند وبالاخره آنکه چگونه رابطه منطقی بین انسان با محیط طبیعی اش حفظ شود، به تحولاتی درامر شهرسازی منجر شده است.
صاحبنظران ومتخصصین امور، ازاواخر قرن نوزدهم ، راه حلها ونظریات مختلفی را درجهت توسعه شهر، نقشه، شکل وبافت آن ارائه داده اند. بحث درزمینه مطالعات شهری، ازدیدگاههای مختلف مورد مطالعه عمیق قرارگرفته وحتی گوشه مشخصی ازعلوم به تحقیق وتفحص دراین زمینه اختصاص یافته است.
جغرافیدانان ، شاخه خاصی ازموضوع مورد مطالعه خود را به جغرافیای شهری اختصاص داده اند وجامعه شناسان به مطالعاتی درزمینه جامعه شناسی شهری پرداخته اند.
همچنانکه، معماران نیزبه نوبه خود درزمینه طرح ریزیهای شهری، سیمای شهری ونوع مساکن به مطالعات بیشتری پرداخته اند.درزمینه شهر ، وامور مربوطه به آن ، توسط بسیاری ازهمین متخصصین ودرباره انواع مختلف مسائل شهری وراه حل های آن، کتب ومقالات بسیاری به رشته تحریر درآمده است.
با این همه ، بنا به تحقیقاتی که به عمل آمده است ، نخستین شهرسازویا نخستین کسی که به بیان اصولی درزمینه شهرسازی پرداخت، شخصی بنام (( هیپوداموس)) بود که درحدود سال ۴۸۰ قبل ازمیلاد می زیست این شخص اصولی را برای شهرسازی زمان خود بیان نمود که منطقی وعلمی بود .اصول پیشنهادی این شخص، شهرسازی را بیشتر ازلحاظ تأمین آسایش ساکنین آن وازنظر تهیه احتیاجات روزمره به نحوی ساده مورد توجه قرارداده است .
او معتقد است که شهر، بایستی ازمحله هایی تشکیل شود وساکنین هرمحله بتوانند مایحتاج خود راازبازارهای نزدیک خود فراهم سازند.
بااین همه دامنه پیدایش تحولات امروزی دانش شهرسازی ، به قرن نوزدهم میلادی می رسد. دراثر رونق وتوسعه صنعت ومشکلات ناشی ازآن وبدنبال تأسیس مراکز تخصصی وعلمی ودانشگاهی درزمینه مسائل شهرسازی ،گامهای اساسی درحل مسائل شهری برداشته شد ونظریات مختلفی دراین زمینه عنوان گردید.
دراواخر قرن نوزدهم ودر حدود سال ۱۸۷۰ ،شهرهای بزرگ پیوسته روبه رشد نهادند؛ دراین مورد تئوریهای مختلف وطرحهای گوناگونی جهت رشد وتوسعه شهرها ارائه شده است که در پست بعدی به این مطلب میپردازیم.
هرچند که دراواخر قرن نوزدهم شهرسازان طرحهای مختلفی برای شهرهای بزرگ داده بودند وازآن جمله اوژن هاسمان فرانسوی ( ۹۱-۱۸۰۹) طرحی برای دگرگونی نقشه پاریس داد که چهره شهر را دگرگون ساخت . این طرحها در اروپا مورد تقلید قرار گرفت و یک نوع زشتی وتقلید همه جایی ازکارهای هاسمان به زودی هویدا شد. درسال ۱۸۸۹ کامیلوزیته شهرساز اطریشی ، درکتاب خود به نام (( شهرسازی)) چاره کار رادربازگشت به شیوه های هنری قرون وسطی پیشنهاد نمود .
رشد طبیعی شهرهای قرون وسطی توجه زیته را بخود جلب کرده بود؛ ووی آن را وسیله ای برای رهایی شهرهای معاصر ازمعایب موجود می دانست . کامیلوزیته مطالعه ای دقیق ازشهرهای شمالی وجنوبی اروپا دردوره های تجلی روم، گوتیک، رنسانس، وبا روک به عمل آورد واستادی شهرسازان گذشته را درترکیب وتنظیم عوامل مختلف شهر پسندیده بود.
به نظر وی نحوه ای که درشهر قرون وسطایی خیابان به میدان می پیوست ، رابطه ای بین بازار ، کلیسا ویا ابنیه اصلی دیگر به وجود می آورد ، وهمه ازتوازن طبیعی برخوردار بودند که درسیمای شهر آشکار بود.
برای زیته، قوانین شهرسازی دریک جمله خلاصه می شد وآن اینکه ((شهر باید حافظ منافع وضامن خوشبختی ساکنین خود باشد)) امروزنیز، شهرسازان بازیته هم عقیده اند که مسائل هنری بهمان اندازه مهم است که مسائل فنی آن.
کامیلوزیته می خواست زشتی معمولی شهر اواخر قرن نوزدهم را ازمیان بردارد. وشهر را به غنای هنر، زندگی وتحرک آراسته گرداند. وی نقایص شهر را به خوبی دریافت ، ولی پیشنهاداتش برای اصلاح شهر فقط جنبه تسکین درد راداشت .
گشودن مرکز میادین شهرها یا انتقال مجسمه ها وبرجهای یادگار به یک گوشه میدان، ایجاد باغچه درحیاط آپارتمان های مسکونی به جای مراکز شلوغ شهر ، برپا داشتن دیوارهای بلند دراطراف پارکهای عمومی برای حفاظت آنها درمقابل سروصدای خیابان، همه رفرم های سطحی بودند که کامیلوزیته پیشنهاد می کرد.
این مطلب نشان میدهد که شهرسازی تا چه اندازه ارتباط خودرا با عصر خویش از دست داده بود. او تصور می کرد میتوان با وسائل قرون وسطایی مسائل عصر صنعت را حل کرد.
منبع : سایت آفتاب


