پست مدرنیسم پیکره پیچیده و در هم تنیده و متنوعی از اندیشه ها ، آرا و نظریاتی است که در اواخر دهه 1960 م . سر برآورد و بعدا اندیشه های دیکانستراکشن Deconstruction و مکاتب فکری غرب از جمله فمینیسم و پسا استعمارگرایی و غیره جزواژه پست مدرن فلسفی مطرح شدند .
پست مدرنیسم در سراسر اروپا و ایالات متحده به ویژه در محافل آکادمیک و در میان دانشگاهیان ، معماران ، هنرمندان و حتی مجریان برنامه ها و تبلیغات و رسانه های گروهی و مطبوعات اشاعه و گسترش یافت . واژه پست مدرن گفتمان های فراوان و متعددی را در پی داشته است ، روندی که همچنان ادامه دارد .
هابرماس معتقد است که ، کاربرد " پسا" بیشتر تداوم جریانی را ثابت می کند ، نه پایانش را ، همانطور که مقصود جامعه شناسان از واژه پسا صنعتی را نشان می دهد و نه پایانش را .
در تفکر پست مدرن تاکید بر وجه محلی یا بومی در مقابل قطب بندی جهانی و فردی ، عینی و ذهنی پیشی می گیرد و بر اساس همین دیدگاه است که بر بازی زبانی نامتجانس و ناهمگن ، امور نامتوافق ، بی ثباتی ها و ناپایداری ها ، گسست ها وتضادها تاکید دارد . تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی بین دو شریک بداند ، آنرا نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند . در این تفکراجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود . تلاش مداوم هستند این است که " بس کنید دیگر ، بگذارید همینطور بماند ." یا " دست از معنی سازی بردارید . "
در تفکر پست مدرن هنر صرفا یک تجربه زیبا شناختی نیست ، بلکه روش شناخت جهان است .
ویژگی شاخص هنر پست مدرن تاکید بر کلیشه ، تقلید هزل آمیز ازسبک های مختلف و اختلاط و امتزاج رنگ های مختلف ( کولاژ Collage ) است . هنر دردنیای پست مدرن نه تعلق به چارچوب ارجاعی و معیار داوری خاصی است و نه به پروژه یااتوپیای خاصی تعلق دارد . ایهاب حسن نظریه پرداز پست مدرن با ترسیم و ارائه جدولی از تمایزات بین دو جنبش مدرنیسم و پست مدرنیسم به طراحی و نقشه پردازی درباره معدوده ها و مرزهای اندیشه پست مدرن اقدام کرده است .
برای دریافت متن کامل مقاله زوی لینک زیر کلیک کنید:
http://a1.nupload.net/v/BP8/d/
منبع : سایت همکلاسی
مدرنیزم جنبش هنری و فرهنگی زمانی است که هنر آفرینان بر عیله سنن تاریخی و اکادمیک قرن نوزده شورش کردند و عموما هنر، معماری، موسیقی و ادبیات مطرح قبل از 1914 در بر می گیرد.
عده ای قرن بیستم را به دوره های مدرن و پست مدرن تقسیم میکنند در حالیکه عده ای هر دو مدرنیسم و پست مدرنیسم را بخش دوره عظیم تری میدانند.
این مطلب به جنبشی که در اواخر قرن نوزده و شروع قرن بیست رشد کرد تمرکز کرده است.
زمینه تاریخی
جنبش مدرنیست در اوسط قرن نوزده در پاریس پدیدار گشت. این جنبش ادعا کرد که قالب سنتی هنر، ادبیات، نظم اجتماعی، و زندگی روزانه از کار افتاده است و باید آنرا کنار گذاشت و فرهنگ را دوباره ایجاد کرد.
مدرنیسم نظریه از نو آزمودن هر نمود هستی از تجارت گرفته تا فلسفه را با هدف تغییر آوردن در آنچه کهنه است تشویق کرد. در اسانس جنبش معاصر استدلال کرد که واقعیات تازه قرن بیست پایدار و جبری اند و مردم باید جهان بینی خود را با آنچه نو است وفق دهند. چون پدیده های نو خوب و زیبا هستند.
پیشتازان مدرنیزم
در نیمه اول قرن نوزده اروپا عرصه یک سلسله انقلاب ها و جنگ های متلاطم قرار گرفت که رفته رفته نظریه رمانتیسم از آن پدید آمد. رمانتیسم به تجربیات درونی فرد، برتری طبیعت به عنوان یک موضوع معین در هنر، رشد انقلابی و رادیکال صراحت و آزادی فردی تمرکز میکرد. نظریه رمانتیسم بر این استنتاج استوار گردید و عملی شد که فقط پدیده های ماندگار واقعیت دارند و این نظریه رنسانس فلسه سیاست واقعگرایی اوتوان بسمارک که نظریه اثبات گرایی و هنجار های فرهنگی را در بر میگرفت نشان داده شد.
بنیاد این استنتاج ها در اهمیت نهادها، پنداشت های عام و منطق مراجع بود که آنها حمایت خود را از اصول دینی در مسیحیت، و اصول علمی در نظریات فیلسوفان کلاسیک جستجو میکردند و این دوره با وجود اینکه جامع نبود به وسیله مورخان و منتقدان اجتماعی ثبت میگردید.
جنبش های اثبات گرا و عقلگراها ها اصل برتری استدلال و سیستم در فلسفه را تاسیس کردند. مسلما نظریات مخالف وجود داشت که از مکاتب فکری مختلف سرچشمه می گرفت و از آن جمله برجسته ترین آنها مکتب رمانتیسم و جنبش های طرفداران اصلاحات ارضی و طرفداران تجدید حیات بودند.
عقلگرا ها هم و اکنش های از مخالفین شان دریافت کردند و از آن جمله میتوان به طور مشخص از واکنش فریدریک نیچه و سورن کیرکگارد اگزیستنیالیست های عمده در مقابل نظریه دیالکتیک هگل در مورد تمدن و تاریخ نام برد.
برای دریابفت متن کامل مقاله روی لینک زیر کلیک کنید
http://a1.nupload.net/v/BPx/d/
منبع : سایت همکلاسی
مكتب شيكاگو بين سالهاي 1883 و 1893 رشد كرد. پيروان آن بي نظمي جامعه صنعتي در اروپا را ناشي از كم بودن زمين در شهر مي دانند؛ بدين ترتيب الگوي روستا - شهر را براي حل مشكلات شهري ارائه مي دهند و توجه به طبيعت را نيز در سطح وسيعي مطرح مي كنند. در اين مكتب توجه به اكولوژي يا محيط طبيعي، اهميت ويژه اي دارد به طوري كه محيط انساني در دل آن مطرح مي شود.
اين مكتب از دارونيسم اجتماعي، در زمينه عامل رقابت ميان شركتها، بنگاه هاي تجاري و خانواده ها براي دستيابي به نقاط مطلوب شهر بهره مي برد و علم اقتصاد را فقط اصل مسلم انسان براي بهره گيري بيشتر و با كوشش كمتر ميداند و براي تحقق اين هدف معتقد به عدم دخالت دولت در امور اقتصادي، نفع فردي و اجتماعي و اهميت صنعت است و نيز صنعت را منشاء ثروت مي داند.
مكتب شيكاگو، در علوم اجتماعي و جامعه شناسي شهري مطرح است. ويليام لوبارن جني از بنيان گذاران مكتب معماري شيكاگو و نيز ارنست برگس و رابرت ازرا پارك از بنيان گذاران مكتب جامعه شناسي شيكاگو هستند. در همين زمان نظريه باغ شهرها بيان مي شود و هاوارد از اين مكتب بهره بسياري مي برد.
گفتني است پيش از قرن بيستم نگاه به شهر در حيطه علوم مختلف و انديشمندان گوناگون از جمله مورخين، اقتصاددانان، فلاسفه، جامعه شناسان و جغرافيدانان بود اما در قرن بيستم و بويژه از 1910 تا 1970 نگاه به شهر و بخصوص ساخت آن در تيول معماران قرار ميگيرد و موضع شهر برعكس گذشته غيرسياسي ميشود.
به کوشش: امیر فرشچین – منبع: یک شهر
پتریک گدس ، اجتماعات انسانی را به دیده زیست شناسی دید که به مطالعه تمام پدیده های زندگی توجه دارد. این محقق در سال 1915، برای اولین بار شهرهای بزرگ دنیا را مورد مطالعه قرارداد و درکتاب تحقیقی خود به نام ((تکامل تدریجی شهرها )) ، ازمسائل ، مشکلات وآینده آنها سخن گفت . پاتریک گدس یکی ازپیشروان ناحیه بندیهای علمی وبرنامه ریزیهای ناحیه ای است که عنوان شبکه بزرگ شهری را بکاربرد. درکتاب (( تکامل تدریجی شهرها)) تصویر مشهوری را می توان دید موسوم به(( نمایشگاهی ازشهرها)) که درآن گدس رشد طبیعی شهرها را مورد مطالعه قرارداده وتصویرکرده است . ازاین تصویر، اساس نظریات وی آشکار می گردد. به نظر گدس شهر ازمحیط طبیعی که درآن به وجود آمده جدایی ناپذیر است وتنها وقتی می توان به ساختمان آن پی برد که وضعیت طبیعی وآب وهوایی آن مورد مطالعه قرار گیرد، پایه های اقتصادی آن شناخته می شود وریشه های تاریخی آن معلوم گردد.
به نظر گدس، نقشه شهرها صرفاً خطوط منحنی وراستی نیست که جای فلان رودخانه یا بهمان کوه را معلوم دارد. بلکه نوعی خط هیروگلیف است ودرحقیقت نموداری ازخطی است که بشر با آن تاریخ تمدن را نوشته است . هرقدر درک این خط مشکل تر باشد، وقتی رموز آن کشف شد، ثمره آن بیشتر است.
لوئیس مامفورد متخصص وکارشناس شهرهای متروپلیتن که خودرا شاگرد مکتب گدس میداند وبی تردید دربسط افکار وی سهمی بسزا دارد ، درکتاب خودبسیاری ازافکار گدس را نقل کرده است . ازاین کتاب به خوبی برمی آید که گدس جامعه شناسی را زاده زیست شناسی می داند ورشد شهرها رابر اساس این فکر توضیح می دهد.
گدس که اصلاً اسکاتلندی بود، سالها درهندوستان زندگی کرد وبا واقعیت به شهرسازی اشغال داشت. وی با آنکه به مظاهر زندگی طبیعی علاقه داشت، ازدیده ای جهان بین برخوردار بود وواجد شخصیتی بود که تنها پس ازمرگ وی شناخته شد.
نویسنده : محسن سورگی
هرچند که دراواخر قرن نوزدهم شهرسازان طرحهای مختلفی برای شهرهای بزرگ داده بودند وازآن جمله اوژن هاسمان فرانسوی ( 91-1809) طرحی برای دگرگونی نقشه پاریس داد که چهره شهر را دگرگون ساخت . این طرحها در اروپا مورد تقلید قرار گرفت و یک نوع زشتی وتقلید همه جایی ازکارهای هاسمان به زودی هویدا شد. درسال 1889 کامیلوزیته شهرساز اطریشی ، درکتاب خود به نام (( شهرسازی)) چاره کار رادربازگشت به شیوه های هنری قرون وسطی پیشنهاد نمود . رشد طبیعی شهرهای قرون وسطی توجه زیته را بخود جلب کرده بود؛ ووی آن را وسیله ای برای رهایی شهرهای معاصر ازمعایب موجود می دانست . کامیلوزیته مطالعه ای دقیق ازشهرهای شمالی وجنوبی اروپا دردوره های تجلی روم، گوتیک، رنسانس، وبا روک به عمل آورد واستادی شهرسازان گذشته را درترکیب وتنظیم عوامل مختلف شهر پسندیده بود. به نظر وی نحوه ای که درشهر قرون وسطایی خیابان به میدان می پیوست ، رابطه ای بین بازار ، کلیسا ویا ابنیه اصلی دیگر به وجود می آورد ، وهمه ازتوازن طبیعی برخوردار بودند که درسیمای شهر آشکار بود.
برای زیته، قوانین شهرسازی دریک جمله خلاصه می شد وآن اینکه ((شهر باید حافظ منافع وضامن خوشبختی ساکنین خود باشد)) امروزنیز، شهرسازان بازیته هم عقیده اند که مسائل هنری بهمان اندازه مهم است که مسائل فنی آن.
کامیلوزیته می خواست زشتی معمولی شهر اواخر قرن نوزدهم را ازمیان بردارد. وشهر را به غنای هنر، زندگی وتحرک آراسته گرداند. وی نقایص شهر را به خوبی دریافت ، ولی پیشنهاداتش برای اصلاح شهر فقط جنبه تسکین درد راداشت . گشودن مرکز میادین شهرها یا انتقال مجسمه ها وبرجهای یادگار به یک گوشه میدان، ایجاد باغچه درحیاط آپارتمان های مسکونی به جای مراکز شلوغ شهر ، برپا داشتن دیوارهای بلند دراطراف پارکهای عمومی برای حفاظت آنها درمقابل سروصدای خیابان، همه رفرم های سطحی بودند که کامیلوزیته پیشنهاد می کرد.
این مطلب نشان میدهد که شهرسازی تا چه اندازه ارتباط خودرا با عصر خویش از دست داده بود. او تصور می کردمی توان با وسائل قرون وسطایی مسائل عصر صنعت را حل کرد.
نویسنده : محسن سورگی
منبع : سایت همکلاسی
با توجه به عصرماشین ودرنظرگرفتن نیازهای جوامع شهری دردوران پس از انقلاب صنعتی ، ((لوکوربوزیه)) طرحی را دررابطه با ساخت شهرها درسال 1922 ارائه داد.درطرح لوکوربوزیه، بخش مرکزی شهرپاسخگوی مناسبی جهت تراکم ترافیک شهر بشمار می رود وجابجایی مردم را میسر می سازد که درآن فضای سبز وفضای باز به اندازه کافی است. وی طرح خود را برای یک شهر پرجمعیت ارائه داده است.جمعیتی که یا درشهر زندگی کرده ودرهمان جا کار می کنند ویا ساکنین حومه ها بوده که دربیرون شهر کار می کنند وبالاخره کسانی که درشهر کار کرده ولی بیرون شهرها زندگی می کنند.
شهر یک مرکز تجاری محسوب می شود وبایستی نقشهای خود را درفضای فشرده ومتراکم ایفا کند. دراین طرح به سبب نیاز فراوان به هوای تازه ،فضای بازبه میزان کافی تعبیه شده وتوسعه عمودی شهر نیز درقسمتی ازآن دارای اهمیت خاصی است.
درطرح لوکوربوزیه با توجه به سیستم ترافیک سه نوع راه دیده می شود:
راههای مخصوص تمرکز ترافیک سنگین وپخش کالا
شبکه ای از خیابانهای اصلی
پلهای محکم
دراین طرح یک سیستم خط آهن نیز جهت شهر درنظرگرفته شده وهمه خطوط آهن نیز به ایستگاه مرکزی درقلب شهر منتهی می شود. دراطراف ایستگاه دریک پارک بزرگ، ساختمانهای اداری چند طبقه قرارگرفته است وفروشگاهها ومغازه ها نیزدرهمین محل فعالیت دارند.درمجاورت این منطقه ساختمانهای عمومی وادارات دولتی قراردارند .پس از آن پارک دیگری استقرار می یابد که جهت توسعه های بعدی مرکز شهر درنظرگرفته شده است ، وبیشتر به صورت مساکن چند طبقه است . منطقه صنعتی شهر وایستگاه کالاها بوسیله فضاهای سبز وزمینهای باز ازشهر جدا می شوند.
درطرح لوکوربوزیه، تراکم جمعیت درقسمتهای مسکونی 3000 نفر درهکتار درنظرگرفته شده که فقط 5% ازسطح کل زمین ناحیه ای را که درمیان فضای باز طراحی شده، اشغال می نماید. آپارتمانهای مسکونی 8 طبقه نیز، با تراکم 300 نفر درهکتار درنظرگرفته شده اند.
نویسنده : محسن سورگی
منبع : سایت همکلاسی
افکار سریا ای ماتا ، مهندس راه سازاسپانیایی درشهرسازی اساس دیگری داشت . وی که بسته به تخصص خود بیشتر با عمل سروکار داشت تا با تئوری ، درسال 1882 طرح خودرا برای شهرهای نوار مانند عرضه داشت .با توجه به آنکه درهمان دوران ترامواهای برقی تازه بکار افتاده بود، همین امرتوجه سریا ای ماتا را به اهمیت فراوان وسائط نقلیه درشهرسازی جلب نمود. درطرح وی، شهردرامتداد خطوط تراموا به صورت نوار مانند ادامه می یابد ونواحی مسکونی وصنعتی ، دردو جانب این خطوط قرارمی گیرند. درزمان حیات سریا ای ماتا ، رویای وی تنها دریکی ازحومه های کوچک مادرید شکل گرفت و پس ازآن دردهه سوم قرن حاضر، فکرایجاد شهرهای نوار مانند درشوروی به منصه بروزرسید . لوکرربوزیه نیز، درطرح خود برای((سن دیه)) ازهمین فکر الهام گرفت وبسط آینده این شهر را درامتداد جاده ای پیش بینی کرد. ولی توسعه ورشد شهرها درامتداد جاده های اصلی، درسالهای دهه ششم قرن حاضر، کاملاً هویدا شد. وازآن جمله اند شهرهایی که به دنبال هم ازبستن تا واشنگتن درکنار یکدیگر قرارگرفته اند. البته، این نوع توسعه شهرها نیز، ازمضرات خود درامان نیست.
منبع : سایت همکلاسی
هنری رایت وکلرنس اشتاین درطرحشان برای یکی ازنواحی حومه ای رادبرن درنیوجرسی ،پیشنهاد یک نظام برنامه ریزی برای نواحی مسکونی را عنوان نمودند. اساس نظریه آنها ایده بلوکهای بزرگ مسکونی است که برمبنای جدایی ترافیک پیاده وسواره قراردارد.
دررادبرن ، خانه ها به صورت گروهی ایجاد می شوند که دراطراف آنها انواع مختلف کوچه های بن بستی که به مسیرهای عبور پیاده وپارکها مرتبط می گردند، قرارگرفته است. مدرسه وفروشگاهها تماماً درقسمتهای ورودی این واحدهای بزرگ قرارخواهند گرفت. بلوکهای بزرگ به مفهوم یک ایده منطقی به سوی حل مسائل حرکات رفت وآمدی است که اماکن مسکونی را ازراههای اصلی بدور نگه میدارد.
درطرح رادبرن، پارک درمرکز بلوکهای بزرگ به عنوان برترین نقطه محله درنظرگرفته شده است. راههای موتوری نیز، به طرف خانه هایست که درسمت راست آنها پارکها قرارداده شده اند.
مطالعات انجام شده نشان می دهد که یک شبکه راه بن بست،رادبرن را تحت کاربرد خود قرارداده است . چنین خصوصیاتی ممکنست به دلایل زیر محدود گردد.
راههای بن بست کوتاه فقط به عنوان یک خط سرویس دهنده عمل می کنند.
این راهها ، جهات حرکت وسایل نقلیه را به طرف خانه هاوگاراژها ، مراودات مجاز وسایرسرویسها می کشاند.
این راهها، همچنین برای بسیاری ازپارکینگ ها وراههای عبورپیاده به نحوی قرار گرفته اند که هرکوچه بن بست را به عنوان یک محیط صرفاً پیاده سرویس می دهند.
درچنین شرایطی ، خانه ها دراطراف راههای بن بست قرارداده شده اند. اطاقهای نشیمن وبسیاری ازاطاقهای خواب این امکان را یافته اند که به فضاهای باز پشت واحدهای مسکونی باز شوند وآشپزخانه ها ، همه دریک خط قرار داشته باشند.
ضرورت یک طرف توسعه خطی، فرانک لوید رایت را به پیشنهاد توزیع صنایع، محیطهای تجاری، مسکن وتاسیسات عمومی کشاند، که اراضی کشاورزی را درطول شبکه های راه آهن وبزرگراهها مستقر می سازد. واحدی را که لویدرایت را جهت طرح خود برگزیده است، برمبنای حداقل 4000 متر مربع (یک ایکر) اززمین درمقابل هرخانوار ودررابطه با واحدهای خود یاراست. اگرچه تاسیسات واحدهای مختلف خودیار( همسایگی) نیزمورد بررسی قرار گرفته ودرنظرگرفته شده اند.
دراین طرح، کلیه تسهیلات شهری ازفضاهای ورزشی، هتل، مسافرخانه، صنایع وپارکینگ گرفته تا مراکز تجاری، آموزشی ، اداری ، وتفریحی پیش بینی گردیده اند مساحت محدوده طرح لوید رایت ، دومایل مربع می باشد. لویدرایت پیشنهاد می کند که تمام فعالیت ها به طوریکنواخت درهمه نقاط شهر پراکنده شوند . ولی این طرح درصورتی قابل اجرااست که زمان وهزینه سفر به حداقل کاهش یابد.

نویسنده : محسن سورگی
منبع : سایت همکلاسی
مشخصات کلی برای زندگی جمعیت ساکن دراین محله مسکونی به قرار زیرند:
محدوده مدرسه ابتدایی وپارکهای جنبی آن حدود نیم مایل وبصورت پیاده است.
خیابانهای اصلی دراطراف واحد همسایگی ایجاد شده وآنرا دور می زند.
بخشهای جداگانه مسکونی وغیرمسکونی درداخل بوجود می آید .
جمعیت به اندازه ای گسترده باشد که خدمات مدرسه ابتدائی را تامین سازد. (معمولا 1000 تا5000 نفر)
بعضی ازفروشگاهها وخدمات محله ای درنقاط مختلف محله بوجود آید .
مدرسه ابتدایی برای محله ای است که شعاع عملکرد آن حدود 2/1 مایل بوده وتمام ساکنین محله را پوشش خواهد داد. یک مرکز کوچک خرید نیز برای نیازمندیهای روزانه که درنزدیکی مدرسه ایجاد می شود ضروری خواهد بود.
غالب خیابانهای نواحی مسکونی بهتراست به صورت بن بست با انتهای بسته وراههایی که به سوی ترافیک بسته اند به وجود آیند وفضای سبز به تبعیت ازواحدهای همسایگی وبراساس طرح((رادبرن)) بوجود آیند (توضیح درمورد طرح رادبرن خواهد آمد).
یک گروه متشکل از سه واحد همسایگی بوسیله یک دبیرستان ویک یا دو مرکزتجاری وفضایی که بوسیله عبور پیاده بوجود آید، بین مراکز مسکونی واین تاسیسات حائل شده وفاصله آن حداکثر تااین مرکز یک مایل باشد .
نویسنده : محسن سورگی
منبع : سایت همکلاسی
بطورکلی دردوران پس ازانقلاب صنعتی وانباشته شدن شهرها ازجمعیت شاغل دربخش صنعتی وتوسعه ماشینیسم ، نقطه نظرهای متفاوتی دررابطه با توسعه شهرها وویژگیهای درونی آنها قوت گرفت. درمطالعه مقدماتی که درسال 1926 ودریک گزارش منتشر شده بوسیله کمیته طرح منطقه ای نیویورک ومحیطهای اطراف آن درسال 1929 انجام گرفت کلرنس پری تئوری واحد خودیار خودرا مطرح ساخت، که دارای شش ویژگی بشرح زیر بود:
شبکه های اصلی وشبکه راههای پررفت وآمد نبایستی ازمیان بافتهای مسکونی بگذرند. چنین خیابانهایی بهتر است برمحیط پیرامون واطراف واحدهای مسکونی بوجود آیند.
شبکه راههای داخلی بهتر است که بصورت کوچه های بن بست باوظایف سبکی که بطور عمومی آرامش محله را برهم نریزد طراحی وتحت ساختمان قرارگیرند . این چنین راههایی بایستی سلامتی، آرامش وحجم کم ترافیک را بطور متناسبی درداخل محله تامین سازند.
جمعیت محله های مسکونی بهتر است که برمبنای ضروریات ومحدوده عملکرد یک مدرسه ابتدایی شکل گیرند، جمعیت مبنای این تئوری درحدود 5000 نفراست( معمولاً اندازه یک محله برمبنای محدوده عملکرد یک مدرسه ابتدائی حدودی برابر3000 تا 4000 نفر می باشد ).
این واحد های خودیاربهتراست که به مرکزیت یک مدرسه ابتدایی که درمیان فضای سبز قرارگرفته وحدود خدمات آن را محدوده ومرزهای واحد خودیار تشکیل می دهد بوجود آید.
حدود اشغال فیزیکی یک واحد خودیار تقریباً 160 ایکر( هرایکر برابر4000 مترمربع) بوده وحد تراکم جمعیت نیز ده خانوار درهرایکر تعیین می شود. شکل واحد همسایگی بهتراست به نحوی باشد که یک کودک پیش ازیک دوم مایل فاصله ازواحد مسکونی خود تا مدرسه را بصورت پیاده نپیماید ( هرمایل برابر1609 متر)
این واحد بوسیله تاسیسات خرید ،مراکز مذهبی، یک کتابخانه ویک مرکز اجتماعی (محله ای) که بهتر است درنزدیک ترین فاصله به دبستان قرارگیرد ، سرویس دهی گردد.
اتو واگنر( 1918-1841) به نسلی تعلق داشت که سخت به صنعت خوشبین بود. وی نمی توانست تصور کند که روزگاری توسعه صنعتی برمشکلات شهرهای بزرگ دامن خواهد زد. واگنر عقایدخود را هنگامی ابراز داشت که تاثیرات عقاید زیته به منتهای خود رسیده بود و فکر ایجاد نواحی سرسبز وخرم درقسمتهای مسکونی شهر، یکی ازراههای رهایی اززشتی موجود دراین قسمتها به نظر می رسید. واگنر ازآغاز متوجه شد که این راه حل کافی نیست ومدتها بعد، واقعیات صحت نظر اورا ثابت کرد. بصیرت ونیروی فعال واگنر، که دربسیاری ازکارهای معماری او هویدا است، درعرصه شهرسازی انگار بنوعی فلج دچارمی شود. به عنوان مثال، ازنقشه کاملی که واگنر برای محله ای مسکونی دروین به منظور پیش گیری ازرشد آشفته این محلات مطرح کرد، یاد می نماییم . دراین طرح، واگنر فضایی باز ونسبتاً وسیع را درمرکز محله پیش بینی نموده بود که خود آن را ((مرکزتنفس)) محله می نامید. اما، طرح به اندازه ای تقلیدی وبدون تحرک است که عدم تحرک آن ازنقشه پاریس توسط هاسمان به مراتب بیشتر است. دراین طرح، آپارتمانهای مسکونی پنج طبقه که ساختن آنها درتمام شهرهای بزرگ اروپا درآن زمان معمول بود، تکرار می شود. شاید، واگنر نمی توانست طرح تازه ای برای این محلات تهیه کند. اما، چه ازطرح واگنر وچه ازطرح سایر شهرسازان قرن نوزدهم ، چنین گمان می رود که شاید تمام امکانات شهرسازی آزمایش شده اند و هیچ راه تازه ای وجود نداشته است. درحقیقت، قدرت سامان دادن به شهر با توجه به مسائل موجود، ازمیان رفته بود.
واگنر ازجمله اولین کسانی بود که دریافت شهر مدرن باید براساس احتیاجات ساکنین آن طرح شود. احتیاجاتی که برحسب انواع مختلف مردم تفاوت دارد. توجه اصلی واگنر، معطوف به ایجاد محیطی سالم برای طبقات متوسط مردم بود ومی دانست برای سکونت همین طبقات نیز، احتیاجات مختلف طرحهای متفاوت را ایجاب می کند. واگنر خواستارشد نواحی شهر(( مالکیت عمومی )) یابند تا قیمت زمین دستخوش سودجویی زمین بازان قرار نگیرد ونظارت برگسترش شهر میسر باشد . واگنر معتقد بود ، گسترش شهر مانند گذشته نمی تواند کورکورانه صورت گیرد ومعماری مغلوب سودجویی (زمین خواران ) شود.
نویسنده : محسن سورگی
منبع : سایت همکلاسی
تونی گارنیه فرانسوی ، درزمانی که هاوارد طرح باغ شهر خود را ترویج می کرد وفرانک لوید رایت، نخستین خانه های خود را دراطراف شیکاگو می ساخت ، به ابتکار شخصی خود طرح یک شهر کامل را برای سکونت 35000 نفر ارائه داد وآن را شهر صنعتی نامید .
دراین طرح،گارنیه نه تنها به ترسیم خیابانها وبناهای اصلی شهر پرداخت، بلکه به تفصیل تمام جزئیات آن وحتی نقشه بسیاری ازبناها را مشخص نمود. طرح گارنیه به سال 1901 ونقشه های مفصل آن به سال 1904 به معرض تماشا گذاشته شد ودرسال 1917 نظریات وی درمعدود جزوه هایی منتشر شد . گارنیه درطرح خود برای اجزاء شهر ، خانه ها، مدارس، ایستگاههای راه آهن ، بیمارستانها ونظایر آن ، نقشه هایی پیشنهاد نمود وتوجه به اجزاء شهر فکر وی را برخلاف بسیاری ازمعاصرانش ازنقشه کلی شهر منحرف نکرد وطرح کلی اوبرای تمامی شهر، قدمی بلند درپیشرفت شهرسازی بود.درکوی صنعتی پیشنهاد وی ،عوامل مختلط شهر، محل کار،محل سکونت، تفریحگاهها وغیره، کاملاً ازیکدیگر جدا هستند، وکمربندی سبز،قسمت صنعتی شهررا ازقسمت اصلی آن جدا می سازد. ساختمان بیمارستان وبخش پزشکی شهر،دردامنه تپه های روبه جنوب پیش بینی شده است. قسمت اصلی شهر، نوار مانند ادامه می یابد ودرمیان آن قسمتهای ابنیه عمومی ، دبیرستان واستادیوم ورزشی بنا می گردد . زمینهای ورزشی مستقیماً به فضای آزاد مجاور خود راه می یابند که هم بسط آنها درآینده آسان باشد وهم چشم انداز بارز زیبایی داشته باشند.
درطرح گارنیه خطوط راه آهن درداخل شهر درزیرزمین کشیده می شدند ، تا به ایستگاه مرکزی شهر برسند ، خانه ها درمیان پارک بنا می شدند، وخیابان اصلی دورازمحلات مسکونی قرارمی گرفت. زمینها نیزبه ابعاد 150*30 متر تقسیم گردیده بود تا خانه ها ازنظر دریافت نور درجهت مناسب قرارگیرند. درطرح گارنیه ، برای شهر صنعتی حتی جاده ای برای مسابقات اتومبیلرانی وآزمایش موتورهای هواپیما پیش بینی شده بود. وبدین ترتیب بودکه شهر صنعتی، راهی فراپای بسیاری ازکسانی گذاشت که درپیشرفت شهرسازی معاصر موثر بوده اند درحقیقت، شهر صنعتی بذر شهرسازی معاصر را واجدبود.
نویسنده : محسن سورگی
منبع : سایت همکلاسی
دراواخر قرن نوزدهم ، ازجمله راه حلهایی که برای بسیاری ازمسائل سکونت درشهر پیشنهاد شد، فکرایجاد شهرهای باغ مانند بود . اساس این فکر براین اصل قرار داشت که مالکیت زمین های بایر، به شهر تعلق گیرد وعواید حاصل ازافزایش قیمت زمین ، ازآن شهر باشد تا گسترش شهر دستخوش سودجویی زمین خواران نشود.
فکرایجاد شهرهای باغ مانند که ازجانب ابنزرها وارد انگلیسی پیشنهاد شد ، با شکلی که این فکر عملاً به خود گرفت، متفاوت است . هاوارد نظریه خودرا درکتاب (( فردا،راهی مسالمت آمیز برای رفرمی حقیقی)) درسال 1898 منتشر کرد. با توجه به عنوان کتاب ، پیشنهاد هاوارد اقدام به امری بزرگ بود، یعنی رهایی ازجنبه های مضر انقلاب صنعتی واز میان بردن محلات فقیرنشین وپرجمعیت که زاییده بسط لجام گسیخته صنعت بود. تمام این امورمی بایست طوری صورت گیرد که دشمنی هیچ دسته ای حتی مالکین را مطرح نسازد. وی می خواست ثروت عمومی را با تغییر کامل ارزش املاک اعتلاء دهد ودراین امر حتی منتظر نشد تا حزبی که با نظریات وی موافق است قدرت را دردست گیرد. دراین کتاب، هاوارد پیشنهاد کرد کارخانه ها به نواحی دست نخورده روستایی منتقل شوند ومردم برای کار وزندگی به این نقاط مهاجرت کنند. این همان موضوعی است که درکتاب فرانک لوید رایت نیز مطرح شده است . هاوارد در طرح شهرهای باغ مانند خود، شهر را به صورت چنددایره متحد المرکز تصویرکرد. بناهای عمومی شهر درمرکز این دوایر در دور میدانی قرار می گرفتند.بین دایره میانی ودایره بیرونی ،خیابان اصلی شهر به عرض 135 متر قرارمی گرفت که واجد چمن ودرختانی به عنوان سایه بان بود .خود دایره بیرونی ، نواحی زراعی شهر را به وجود می آورد ، وقسمتی نیز برای کارگاهها وکارخانه ها پیش بینی شده بود. درپارکی مدور درمیان شهر، بناهای عمومی بزرگ ساخته می شدند وتالاری نیزبرای کنسرت ، سخنرانی، تأتر ، کتابخانه وغیره که برای هریک محوطه ای نسبتاً بزرگ تعلق می گرفت ، اختصاص یافته بود.


