تبليغاتX
3شهرساز


3شهرساز

بهترین مقالات شهر و شهرسازی و برنامه ریزی و طراحی و مدیریت شهری و غیره
اندر فواید چاله چوله های خیابان ها !

یكیاز معضلاتیكهگریبانگیر ما شده(البتهمحسنات) و شهرونداناز آنناراضیهستند كهالبتهبهنظر بندهنهتنها نباید ناراضیباشند بلكهبهلحاظمنافعیكهدارد و عوامالناسنمیدانند و بندهبعدا عرضمیكنمباید خیلیهمخوشحالباشند، وجود چالهچولههایخیابانهاستكههر روز هماضافهمیشود.

مقداریاز اینچالهچولهها بر اثر آسفالتخوبو با كیفیتاست‌! كهبعد از مدتكوتاهیاز بینمیرود. نهاینكهدر مملكتما نفتو قیر و ماسهوجود ندارد؟! متخصصانما با هزار زحمتو فلاكتاینمواد را تهیهمیكنند و بعد همانند كشاورزیكهگندمدیممیكارد و گندمرا رویزمینمیپاشد، اینآسفالتبیزبانرا یا با فرغونیا با ماشینهایمدرنرویخیابانها میپاشند و بعد با غلتكرویآنراهمیروند، ببخشید «میغلتند» تا آنمواد كهنامشآسفالتاسترویزمینصافشود. مثلپلنگصورتیكهوقتیماشینچمنزنیاز رویشرد میشود آنبینوا همتختزمینمیشود.

بعد از مدتیاینآسفالتیا بهعلتآفتابخوردگییا بارانخوردگییا رفتو آمد ماشینها (اماناز دستاینماشینها یا دودشانموجبآلودگیمیشود و یا آسفالترا خرابمیكنند) از بینمیرود. اصلا اینعواملطبیعیمثلآفتابو بارانهستند كهآسفالترا از بینمیبرند یا وسایطنقلیههستند چوناگر ماشینها آمد و شد نكنند آسفالتدوامبیشتریپیدا میكند.

پسنتیجهمیگیریمكهمتخصصانسعیو تلاشوافر انجامدادهاند و تقصیر از ناحیهدیگریبودهاست‌.

حالبرایاینكهاز بحثاصلیدور نشویم، از فواید و منافعیكهچالهچولهها دارند سخنمیرانیم‌. یكیاز فواید مهمچالهچولهها ایجاد شغلبهصورتهایمختلفدر جامعهاستو باعثاز بینرفتنبیكاریمیشود. حالمیگویید چطور؟ خبكمیتاملكنید و دقتنظر داشتهباشید تا بهعرضبرسانم‌.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت7:45توسط 3شهرساز |
مهاجران ؛ شهروند یا شهرنشین

نتایج تحقیقات جامعهشناسان شهری نشان داده كه میزان تعلق اجتماعی شهروندان ضعیف است و شهروندان نسبت به محیط زندگی خود احساس تعلق و یگانگی ندارند.

ساختار زندگی شهری شرایطی را ایجاد كرده كه منافع عمومی در مقابل منافع شخصی رنگ باخته است. فردی كه از روستا به شهر مهاجرت میكند، بعد از اقامت بهعنوان شهرنشین محسوب میشود، اما هنگامی كه با قوانین و مقررات و مناسبات محیط جدید آشنا میشود، آن را پذیرفته و قواعد آن را رعایت نماید شهروند خواهد شد.

گسترش شهرها در نتیجه افزایش جمعیت و مهاجرت از روستاها پدید آمده است، همچنین مهاجرت از روستا به شهر باعث تراكم جمعیت شهر میشود و این در حالیاست كه مهاجران وارد شده به شهر با اوضاع و احوال زندگی شهری خو نگرفتهاند.

روند سریع انتقال جمعیت از روستا به شهر در برخی شهرها با ایجاد منابع و امكانات كافی شهری مانند مسكن، آب، برق و... همراه نبوده است و كمبودهایی احساس شده است. از طرف دیگر افزایش جمعیت، گسترش فیزیكی شهر را در پی داشته و ارائه خدمات شهری را مشكل كرده است.
بدین ترتیب مشكل مسكن، كمبود فضای سبز كافی، آلودگی هوا ناشی از تردد اتومبیلها، حاشیهنشینی و بیكاری، از جمله عوامل نارضایتی شهری است.

از سوی دیگر آگاهی از نیازها و مسائل مردم و بررسی نگرش آنان در میزان نقشی كه میتوانند در رفع مشكلات شهری داشته باشند، زمینه مساعدی برای برقراری ارتباط منطقی و صحیح بین نهاد خدمترسان به شهروندان و خود شهروندان فراهم ساخته و اعتماد میان شهروندان و مدیریت شهری برقرار میشود.

مشـــاركت شهروندان در مدیریت شهری میتواند در تأمین منابع اقتصادی، كاهش هزینه خدمات، افزایش انسجام اجتماعی، كاهش آسیبها و تنشهای ناشی از زندگی شهری و رضایت شهروندان مؤثر باشد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت6:28توسط 3شهرساز |
شهرنشینی بی رویه و پیامدهای اجتماعی – فرهنگی آن

مقدمه

کره زمین رد حال تبدیل شدن به دنیائی از شهرها است. به طوری که قرن بیستم شاهد توسعه چشمگیر شهرها چه از لحاظ تعداد و چه از نظر وسعت بوده است (اسکورو، ۱۳۷۲). در ابتدای قرن نوزدهم حدود سه درصد از جمعیت دنیا در نواحی شهری زندگی میکردند. این تعداد در ابتدای قرن بیستم به حدود ۱۵ درصد و در اواخر قرن ۱۹ به حدود ۴۶ درصد رسید. در سال ۲۰۰۰ این مقدار به ۲/۴۸ درصد افزایش یافت. بررسی ها و مطالعات انجام شده نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵ به ۵/۶۲ درصد خواهد رسید. بر این اساس در این سال قریب به دوسوم جمعیت دنیا در شهرها زندگی خواهند کرد (Bradshaw, ۱۹۸۷).

نگاهی به روند رشد افزایش جمعیت کشورهای در حال توسعه بسیار نگران کننده تر از کل جهان می باشد. به عنوان مثال، در سال ۱۹۶۰ سهم اینگونه کشورها از ۱۹ کلان شهر در جهان ۹ منطقه شهری بوده است. در حالیکه این تعداد در سال ۲۰۰۰ به ۵۰ کلان شهر از مجموع ۶۶ مادر شهر رسیده است. (Lo, Fu-Chen ۲۰۰۱) این در حالی است که تفاوت های ماهوی بین عوامل به وجود آورنده شهرنشینی و پیامدهای آن در جهان سوم با کل جهان و به خصوص کشورهای توسعه یافته وجود دارد (Roberts, ۱۹۷۸) تفاوت های موجود در سطوح شهرنشینی و میزان رشد در این دو سیستم بیانگر تفاوتهای موجود در سیستم های اقتصادی - اجتماعی است که ریشه در فرآیندهای تاریخی، فرهنگی و ... دارد. در کشورهای غنی پردرآمد، ساختارهای شهری به روشنی تعریف شده اند. رشد جمعیت در حداقل است و روند مهاجرت بین شهری ناچیز می باشد. اما برای یک کشور در حال توسعه، این چشم انداز شهرها و این ارزیابی خوش بینانه گیج کننده است.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:46توسط 3شهرساز |
شهر لجام گسیخته

تأملی در ناپایداری اجتماعی ، فرهنگی ، زیست محیطی و كالبدی كلان شهر تهران

سابقه مفهوم پایدار به اواخر دهه هفتاد میلادی باز می گردد ، ولی این مفهوم در سال ۱۹۹۴ در اجلاس سكونت گاه های بشر در استانبول بیشتر از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفت . اجلاس استانبول منجر به پیدایش دو نگرش و جریان كلی در تعریف پایداری اجتماعی گردید . یك گروه از دانشمندان و صاحب نظران شركت كننده بر این باور بودند كه پایداری اجتماعی ، تحقق پیش شرط های اجتماعی خاص است كه بدون آنها ، توسعه پایدار ممكن نیست . از سوی دیگر گروهی معتقد بودند كه پایداری اجتماعی ناظر بر نیازهایی است كه از ضرورت حفظ برخی ساخت های اجتماعی و سنن و میراث های فرهنگی بر می خیزد . تفاوت این دو نگرش ، عمیق است زیر بر اساس برداشت نخست ، دگرگونی ساخت های اجتماعی و سنن و ارزش های فرهنگی را از الزامات ضروری می داند ولی برداشت دوم بر خلاف نظریه اول به حفظ سلامت و سنن فرهنگی اشاره می كند . در بررسی های بعدی معلوم شد كه امكان تركیب و رفع تناقض بین دو نظریه ممكن است . بدون تردید توسعه پایدار در شرایط ویژه جهان مبتنی بر ICT دگرگونی عمیق و گسترده جنبه های مختلف آن شامل ساختارهای اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و از همه مهمتر ساختارهای اساسی را می طلبد .

البته تغییرات شگرف و عظیم نمی تواند و نباید به نابودی همه چیز و تغییر تمامی بنیادها منجر شود زیرا تغییرات لجام گسیخته و فراگیر آن هم بدون توجه به بنیادها ، جامعه را دچار اغتشاش ، نابسامانی و بی هویتی می كند و به تعبیر امیل دوركیم ، شرایط آنومیك ایجاد می كند .
ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:45توسط 3شهرساز |
شهر فرهنگی , فرهنگ شهری

رشد شهر نشینی و صنعتی شدن جوامع شهری و فرهنگ جامعه را به سرعت از اعتقادها وآداب و سنن دور كرد و تمایل به زندگی امروزی و استفاده از رفاه و ارزشهای مادی به نوعی ارزش اجتماعی تبدیل شد به گونه ای كه رشد تجملات و تزئینات در سیمای شهر وخانه ها از همیشه نمایان تر شد و جامعه ها را از پایبندی به یكدیگر و مناسبات خانوادگی وخویشاوندی دور كرد .

در جوامع سنتی و روابط اجتماعی به هم پیوسته بود و باور های مشترك و مشخصی وجودداشت و افراد همدیگر را می شناختند و اعتماد میان افراد بیشتر بود و روابط اجتماعی براساس آشنایی های دراز مدت و دوستی و مناسبات فامیلی و خانوادگی استوار و پایدار بود .

ولی جوامع بزرگ شهری امروز به خاطر وجود شرایطی خاص ، فرصتی برای شناختن افراد نگذاشته است . افراد به جای خانه و محیط زندگی در محیط كار با افراد بسیاری روابط برقرار می كنند و اما به دلیل شغل های متفاوت و موقعیت اجتماعی افراد و روابط با روابط سنتی متفاوت است كه در این ارتباط بیشتر به جای وجود علایق و احساسات ، غلبه باموقعیت اجتماعی افراد است .

در شهر های بزرگ تحرك اجتماعی و تغییر پایگاه طبقاتی به راحتی صورت می گیرد و ضمن آنكه نامتجانس بودن فرهنگ شهری بیشتر مواقع ، سازمان شكنی اجتماعی و تغییر ساختارسنتی را به همراه دارد . این موضوع بیشتر ناشی از تراكم بالای جمعیت و وجود فرهنگ های گوناگون و رنگ باختن برخی از آنها و اختلاط با هویت شهری و گسترش منطقه های حاشیه نشین و در نتیجه ایجاد فاصله میان قشرهای مختلف در این جوامع است . امروزه شهرها بیگانگی را در انسان ها تقویت می كنند و احساس تنهایی و جدایی و تمایل به تنهایی را درمیان طبقات مختلف جامعه رشد می دهند .

وجود معضل های بزرگ شهری مانند ترافیك های سنگین و گسترده و بیكاری و كمبود و یا گرانی مسكن و گسترش جرم و جنایت و آلودگی های زیست محیطی و فرهنگی علاوه برگسترش زمینه های بی اعتمادی میان انسانها این احساس را در شهرنشینان ایجاد می كند كه شاید مسئولان شهری قادر به اداره شهر نیستند و این امر در پاره ای مواقع میل به قانون گریزی را در جامعه دامن می زند و جلوگیری از این كار نیازمند برنامه ریزی های فرهنگی و ایجاد بستر فعالیت های سالم و سازگار از سوی مدیران و مسئولان است .

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:44توسط 3شهرساز |
جهانی شدن و مشکلات کلان شهرها

هزاران سال است كه شهرها كانون فرهنگ و اندیشه، تعامل اجتماعی انسانها و جایگاه بالندگی شهرنشینی هستند. گرچه از هنگام پیدایش انسان در كره زمین اكثریت افراد در محلهها، دهكدهها و شهركها و بافتهای جمعی میزیستهاند اما با فرا رسیدن سال ۲۰۰۰ و بویژه دو دهه پایانی قرن بیستم میلادی زمان وقوع دو رخداد جهانی و مهم در سالنامه حیات بشری است.

یكی از این دو رخداد شهری شدن جهان و دیگر ظهور شهرهای جهانی است. امروز نیمی از جمعیت شش میلیاردی جهان ساكن شهرهایند. اكثریت جهان و زمین رفته رفته به شهر تبدیل میشود.

در سال ۱۸۰۰ تنها سه درصد جمعیت جهان در شهرها میزیستند، در سال ۱۹۵۰ این میزان به ۲۹درصد رسید و در سال ۲۰۰۰ این میزان به پنجاه درصد رسیده است، این در حالی است كه سازمان ملل متحد هشتاد درصد رشد جمعیت دهه آینده را مربوط به شهرها میداند نه روستاها. مسلماً آنچه درخصوص توسعه و گسترش شهر و شهرنشینی اتفاق افتاده در طول تاریخ بشر بیسابقه بوده است.

در حال حاضر ۲۳ شهر جهان ۱۵ میلیون نفری هستند. از این تعداد ۱۸ شهر در كشورهای رو به توسعه قرار دارند و جمعیت این گونه شهرها از حدود ۱۰۰ كشور كنونی عضو سازمان ملل بیشتر است. برپایه «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» در سال ۱۹۶۰ تنها ۹ شهر با جمعیت بیش از ۴ میلیون نفر در كشورهای رو به توسعه وجود داشته كه در سال ۱۹۸۰ به ۳۵ شهر رسید و در سال ۲۰۰۰ به ۵۰ شهر و در سال ۲۰۲۵ به ۱۱۴ شهر خواهد رسید.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:44توسط 3شهرساز |
سیمای بدقواره شهر ما

بدقوارگی و آشفتگی چنان بر شهرهای ما سایه افکنده که رها شدن از آن تلاش بسیار می خواهد و زمان طولانی. کافی است پا به خیابان بگذاری تا با انبوهی از رنگ ها، سنگ ها، شیشه ها، آجرنماها و بتن هایی روبرو شوی که نام بنا برخود دارند. بلندوکوتاه با خطوط افقی و عمودی نامتناسب و رنگ های ناهمگون. پنجره های نازیبا، ورودی ها و مصالح متنوع و... .این گوناگونی و ناهمگونی در سبک و شکل به اغتشاش انجامیده و شهرهایی بی هویت، غیرانسانی، ناهماهنگ و نابسامان را به شهروندان هدیه کرده است.

معماری شهرما دیگر هیچ نوع مشخصه ای را تداعی نمی کند و در واقع سازمان فضایی و محیط کالبدی شهر ، احجامی مکعب،تک عملکردی ،بدون دید و منظر و بدون سایه روشن های مناسب ، بدون نشانه و از این دست است.

بناها پیوستگی خود را نسبت به زمین ،آسمان و همجواری از دست داده اند و فضاها از میان آن سربرآورده اند. بافت شهری متشکل از احجام پراکنده ای است تهی از ارزش های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که بحران هویت شهری و معماری را نمایان تر می سازد این در حالی است که مردم نیازمند تغییرات در شهرها هستند. روحیه افسرده آنها نیاز به تنوع رنگ، فضا و محیط دارد و در صورت بی توجهی به آن ،فضاهای شهری ما روز به روز خموده تر و غمگین تر می شود و نتیجه ،بی تفاوتی مردم نسبت به محیط پیرامونشان است.

بخشی از این مشکل به سیاست های ساخت و ساز وزارت مسکن و شهرداری ها برمی گردد و بخشی دیگر به ساختار مالکیت زمین در شهر و ساختار سرمایه در گردش.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:43توسط 3شهرساز |
عبرت ها و پندهای تاریخی تهران

به نظر میرسد كه دیگر نمیتوان در تهران به راحتی نفس كشید. ترافیك و زمان طولانی رفت و آمد همه ساكنان شهر را به ستوه آورده است.

این در حالی است كه هزینههای زندگی به ویژه هزینه تأمین مسكن در شهر تهران طی یك دهه اخیر رشد سرسامآور داشته، بهای اجاره مسكن سالانه ۳۰ درصد و بیشتر افزایش یافته و قیمت یك واحد مسكونی به طور میانگین ۴ تا ۵ برابر شده است.

بحران مسكن در تهران درست همزمان با اوج رونق ساخت و ساز در شهر بروز كرده است، در زمینه فروش تراكم، تخریب و نوسازی ساختمانها در مناطق مركزی و جنوبی شهر شدت گرفته و سوداگری مسكن در مناطق شمالی پررونق است. هر سال برای ساخت بیش از صدهزار واحد مسكونی در تهران مجوز صادر شده است و این امر نشانه تمام و كمال رونق ساخت و ساز است زیرا صدور مجوز در ده سال قبل از این ۳۰ درصد این میزان بوده است.

ظرفیت سكونت در شهر تهران طی ده سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته است. این با احتساب تخریب واحدهای مسكونی در مناطق قدیمی شهر و ساختمانهایی است كه برای استفاده اداری و خدماتی تغییر كاربری یافتهاند. آیا شهر متناسب با اضافه شدن ظرفیت مسكونی آن، امكان افزایش سطوح خدماتی، معابر و فضاهای عمومی را داشته و نظام حمل و نقل، تجهیزات و ظرفیتهای مدیریت شهری آن متناسب با این اضافه جمعیت رشد كرده است؟

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:42توسط 3شهرساز |
زدگی حاشیه ای در متن تهران

زمانی که عبدالغفار نجم الملک اولین سرشماری شهر تهران را در سال ۱۲۴۶ شمسی انجام داد و نوشت که یک دهم سکنه شهر یعنی رقمی حدود ۱۷ هزار نفر، حاشیه نشین هستند و در خارج از حصارهای شهر زندگی می کنند، نمی دانست که ۱۴۰ سال پس از آن می گویند که در خود شهر تهران ۵۴ لکه حاشیه نشین وجود دارد. ۵۴ لکه فراموش شده. کسانی که در میان دیوارهای ۲۲ منطقه شهر زندگی می کنند و امکانات شهری ندارند. پیدا کردنشان هم زیاد سخت نیست، کافی است از کنار پل مدیریت که رد می شوید، چشم بچرخانید تا بیغوله هایشان را ببینید یا اگر در یکی از خانه های محله میرداماد زندگی می کنید، دو کوچه بالاتر بروید. حاشیه نشینی برای خیلی از مردم تنها مفهوم آن زاغه نشین هایی را دارد که در خارج از حصارهای شهر و دور از چشم ها، منظره حریم شهر را خراب می کنند. پاکدشتی ها و رباط کریمی ها. کسانی که نامشان تنها زمانی مطرح می شود که حادثه ای در آنجا رخ دهد مثل زمانی که بیجه در پاکدشت آدم می کشد.

آن وقت مسوولان برآشفته می شوند و ناراحت که چرا به حاشیه نشینان توجه نمی شود. در روزنامه ها خبر منتشر می کنند و می گویند که برای رفع معضل حاشیه نشینی فکری خواهند کرد. اما حاشیه نشینان درون تهران به نظر می رسد فراموش شدگان هستند. کسانی که جایی همین نزدیکی ها زندگی می کنند و دور از ما. حتی اسمشان در روزنامه ها هم نمی آید.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:39توسط 3شهرساز |
تهران گرفتار در حلقه مشکلات

تهران با وجود بیش از ۱۰ میلیون جمعیت، دچار مشكلات بسیاری شده است. از سال های قدیم كنترل نشدن و یا حتی چاره اندیشی نامناسب، تهران را به مرحله انفجار جمعیت رسانده است. حل مشكلات تهران به منزله حل مشكلات یك چهارم جمعیت كشور و شاید بیش از آن باشد به همین دلیل توجه علمی و دقیق به مشكلات این شهر حیاتی و ضروری بوده وتوجه دقیق به مسائل و مشكلات آن به مسأله ای ملی تبدیل شده است.

از جمله مسائلی كه تبدیل به معضل شده اند عبارتند از: مهاجرت و حاشیه نشینی دركلانشهرها )از جمله تهران(، حمل و نقل و ترافیك شهری، آلودگی هوا و محیط زیست، ساخت و ساز های غیر مجاز و چه بسا غیر استاندارد، امنیت عمومی و امكانات تفریحی.

 مهاجرت و حاشیه نشینی

تهران یكی از كلانشهر های بزرگ كشور است بنابراین مسئولان وظیفه دارند برای مهار و رفع مشكلات این كلانشهر بزرگ طرح های خاص و ویژه ای را ارائه كنند ودر این باره توجه به برخی نكات ضروری است.

 در سیاست های كلان باید به برنامه های توسعه و موضوع مهاجرت توجه شود تا روستائیان به شهرها مهاجرت نكنند .

 ساخت و سازها در حاشیه شهرها بویژه تهران با نظارت و كنترل بیشتر انجام شود ومهاجران در مجتمع ها و مجموعه های از پیش تعیین شده اسكان یابند.

 كارخانه ها ومراكز تولید به هیچ وجه تا ۱۰۰ كیلو متری تهران و كلانشهرها اجازه تأسیس نداشته باشند و برای كارگران تحت پوشش خود نیز مراكز و اماكن مشخص برای سكونت تعیین كنند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:39توسط 3شهرساز |
تهران تنها پایتخت فاقد سیستم فاضلاب

برخیاوقات، بدیهیترینامور جاریدر کلانشهرهایدنیا در تهراندیدهنمیشود. مثلا با گسترشروزافزونتهرانهنوز اینشهر فاقد سیستمدفعفاضلاباست‌.

هماکنوندفعو تصفیهفاضلابدر تهرانو حتیبسیاریاز شهرهایدیگر ایرانتبدیلبهچالشروز جامعهشدهاست‌.

ایندر حالیاستکهرییسشورایشهر تهرانبا انتقاد از تخصیص اعتباراتناکافیبهشرکتفاضلاباستانتهرانبرایاجرایطرحفاضلابمیگوید: از سالگذشتهتاکنونهر سالهفقطیکمیلیارد توماناعتبار بهبرنامههایآبو فاضلاباستانتهرانتخصیص دادهشدهکهبا اینوضعیتروند اجرایطرحفاضلابتهرانبا کندیصورتگرفتهو همینکندی، آثار زیانبار و تخریبیرا بههمراهخواهد داشت‌.

مهدیچمرانهشدار میدهد کهبا تداومروند کنونی، اجرایاینطرح۵۰ سالطولمیکشد.

با رشد روزافزونجمعیتتهرانو گسترشحاشیهنشینی، متاسفانهاینمعضلهر روز پررنگتر میشود و مسوولانذیربطاز گذشتهتاکنونتنها بهوعدهاکتفا کردهاند. از سویدیگر سیستمدفعو تصفیهفاضلابدر تهرانتنها بهگسترشجمعیتمحدود نمیشود. چند سالیاستکهدفعو تصفیهزبالههایبیمارستانینیز سلامتیمردمتهرانرا بهخطر انداختهاست‌. اختلافبینشهرداریو سازمانحفاظتمحیطزیستنیز باعثشد کههنوز تکلیفتصفیهزبالههایبیمارستانیمشخص نباشد. بتازگیسازمانمحیطزیستبرایکلیهبیمارستانها ضربالاجلتعیینکردهاست‌. سازمانمحیطزیستهشدار دادهاست‌: در صورتیکهبیمارستانها در تمامیاستانها نسبتبهایجاد سیستمتصفیهفاضلاببیتوجهیکنند، در ابتدا بهآناناخطار دادهخواهد شد و در صورتبیتوجهی، واحدهایمتخلفبهقوهقضاییهمعرفیمیشوند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:36توسط 3شهرساز |
تهران تا کجا گسترش می یابد

در میان پایتخت های امروزی جهان همواره از شهرهای کانبرا، اتاوا، برازیلیا و اسلام آباد که همه آنها در قرن بیستم و به عنوان یک شهر جدید بنا نهاده شدند، نام برده می شود. این مورد در حالی است که شهر واشنگتن هم که بنای آن به قرن هفدهم میلادی می رسد، خود به مثابه یک شهر جدید به وجود آمد.

ولی کمتر شنیده می شود یا کمتر منبعی به ذکر این نکته می پردازد که شهر تهران نیز در سال ۱۲۱۰ قمری هنگامی که به پایتختی انتخاب شد، به مثابه یک شهر جدید شکل گرفت. بنابراین به نوبه خود تهران نیز یکی از پایتخت هایی است که به عنوان یک شهر جدید و پایتخت کشور به وجود آمد.

در سال ۱۲۱۰ قمری تهران یک روستای کوچک بود که به مثابه یکی از روستاهای شهرری محسوب می شد. «تهران» که معنی آن از دو واژه «ته» و «ران» تشکیل می شود و «شمران» که از دو واژه «شم» و «ران» به وجود آمده با توجه به معنی «ته» یعنی «گرم» و «شم» یعنی «سرد» و «ران» که پسوند مکانی را می رساند، برای شهرری دو نقطه گرمسیری و سردسیری محسوب می شد زیرا شمیران یک نقطه ییلاقی در کنار البرز بود و تهران از جانب جنوب شرقی تحت تاثیر کویر مرکزی ایران بود.

بنای شهر تهران با دیگر پایتخت های امروزی جهان یک تفاوت اساسی دیگر نیز دارد. این تفاوت نیز در آن است که دیگر پایتخت های جهان با سبک و سیاق خطی یا براساس سبک های شهرسازی جدید (مانند کانبرا و برازیلیا و واشنگتن) شکل گرفتند، در حالی که سبک شهرسازی تهران منبعث از سبک شهرسازی دوران اسلامی ایران بود که شاید در نوع خود یکی از آخرین سبک های شهرسازی سنتی دوران اسلامی ایران محسوب شود.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:34توسط 3شهرساز |
تهدیدی جدی یا فرصتی تازه

بعد از جنگ جهانی دوم، یكی از مسائل عمده كشورهای در حال توسعه، رشد و توسعه شتابان و ناهمگون شهرنشینی بوده است. در اكثر كشورهای در حال توسعه، آهنگ رشد سالانه جمعیت شهری بین ۵ تا ۸ درصد در نوسان بوده است. در كشور ما نیز دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ۴ دهه اخیر موجب رونق بی سابقه شهرگرایی و شهرنشینی شد. شهر و شهرنشینی در ایران بخصوص در روابط جدید سرمایه داری جهانی در طول سال های متمادی دچار دگرگونی و تغییر بنیادی شد.

رشد مهاجرت روستاییان به طرف شهرهایی بود كه بنیان های آن به درجه ای از كمال نرسیده بود تا قدرت جذب انبوه مهاجران را داشته باشد. این جمعیت نیز نیاز به سرپناه و مسكنی داشتند كه با توجه به وضعیت درآمدی خود قادر به تأمین آن باشند. آنها كه نمی توانستند در بازار رسمی زمین و مسكن، نیاز خود را برآورده سازند، در بازار غیررسمی زمین و مسكن گونه های متفاوتی از سرپناه را تقاضا كردند و به ویژه در سال های دهه پنجاه، آلونك نشینی، زاغه نشینی و حاشیه نشینی را شكل داده و به تدریج گسترش دادند تا حدی كه امروزه این پدیده به یكی از بزرگترین مشكلات برنامه ریزان تبدیل شده است كه موجب رشد بخش عمده ای از شهرنشینی بر پایه اقتصاد غیررسمی همراه با گسترش سكونتگاه های غیررسمی است. این گویش را «غیررسمی شدن شهرنشینی» می نامند.

امروزه در اكثر شهرهای بزرگ ایران كه رشد جمعیتی بالایی دارند، پدیده حاشیه نشینی متداول است و فرآیند آن سر باز ایستادن ندارد. هر چند ابعاد اجتماعات غیررسمی در ایران با آن چیزی كه در سایر كشورهای همسایه رخ داده است قابل مقایسه نیست، اما پیش بینی می شود چنانچه شرایط به شكل كنونی ادامه یابد، در آینده ای نزدیك شمار این ساكنان از چند میلیون نفر فراتر رفته و چهره شهرها را دگرگون كند. این امر در كنار روستایی شدن حاشیه شهرها، مسائل جدی و گوناگونی را فراروی مدیریت شهری كشور قرار خواهد داد كه از ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و كالبدی گوناگونی برخوردار است.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:33توسط 3شهرساز |
بافت های فرسوده هراسان از حال و آینده

شاید ما منتظر یك زلزله دیگر هستیم تا بافت های فرسوده را جدی بگیریم. البته اگر بعد از زلزله، بافت فرسوده ای باقی مانده باشد!

بعد از زلزله بم بود كه هركس از ترس جان خود، نگاهی به سقف بالای سرش انداخت و دست اندركاران و كارشناسان نگاهی موقت و گذرا به زیرساخت هایی انداختند كه عمق و ریشه چندانی نداشت و البته این از خصوصیات ماست كه در یك لحظه جوگیر می شویم و یك مسأله را مطرح می كنیم. چند نظریه می دهیم، بودجه می گیریم و بعد یادمان می رود كه بودجه ای گرفته ایم.

چندی پیش شهرداری تهران اعلام كرد كه ۷۰ درصد ساختمان هایی كه در حال ساخت است، بافت فرسوده محسوب می شود!

حال این سؤال مطرح است كه چرا به این ساختمان ها مجوز داده می شود و چه كسی بر آنها نظارت می كند؟

ابزارهای لازم را نداریم

برای ساخت ساختمان های مقاوم باید ابزارهای لازم را در حد استانداردهای بین المللی در اختیار داشته باشیم.

دكتر «حمزه شكیب» رئیس كمیسیون عمران و توسعه شورای شهر تهران با بیان این مطلب می گوید: «ابزارهای لازم شامل داشتن مصالح استاندارد، استفاده از كارگران ماهر و به كار گیری تكنولوژی روز دنیاست كه ما این استانداردها را در حد بین المللی نداریم. مصالح ساختمانی ما استاندارد نیست. كارگران آموزش های لازم را ندیده اند و مدارك لازم را ندارند و از طرفی تكنولوژی سنتی و قدیمی جوابگوی ساختمان های بالای ۵ طبقه نیست.»

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:31توسط 3شهرساز |
آن هایی که به حاشیه رفتند

تازه ترین آمار رسمی حاشیه نشینی در استان تهران از سوی استانداری به تفكیك شهرستان ها ۵۶۷ هزار نفر اعلام شد. این در حالی است كه پیش از این آمارهای منتشر شده از سوی مسئولان استان تهران، ارقام متفاوتی ـ بیش از یك میلیون نفر ـ را اعلام كرده بود. معاون سیاسی امنیتی استان تهران پس از واكنش ها به آمار منتشر شده گفت: تعریف استانداری در مورد حاشیه نشینی، مشخصاً، سكونت غیررسمی در حاشیه شهرهاست.

آمارهای متفاوت درباره حاشیه نشینان استان، به دلیل تعریف های گوناگون از این گروه هاست. علی جنتی، سفیر ایران در كویت و معاون اسبق سیاسی وزارت كشور چند ماه پیش درباره كلان شهر ها و مشكلات حاشیه نشینان شهر ها گفته بود: در ۱۱ شهر بزرگ كشور مشكل حاشیه نشینی داریم كه در صورت عدم كنترل و ساماندهی به معضل و بحران اجتماعی تبدیل خواهد شد.آمارهای غیرواقعی درباره حاشیه نشینان شهر ها در حالی منتشر می شود كه براساس آخرین آمار ارائه شده از سوی مركز آمار ایران، جمعیت ایران بالغ بر ۷۵ میلیون و ۷۸۲ هزار نفر است كه از این تعداد بیش از ۵۲ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در مناطق شهری زندگی می كنند. بنا بر این آمار تنها شهر تهران بیش از ۱۷ میلیون نفر جمعیت دارد و بر همین اساس بسیاری آمار حاشیه نشینان این شهر را بیش از چند میلیون نفر عنوان می كنند. آمارهای متناقض درباره جمعیت حاشیه نشینان شهرهای بزرگ در حالی از سوی مراكز و سازمان های مختلف اعلام می شود كه همچنان تعریف درستی از حاشیه نشینی درمیان دستگاه های دولتی، سازمان ها و ارگان های عمومی وجود ندارد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:30توسط 3شهرساز |
الگوهای مناسب شهرنشینی

مهاجرت روستاییان به شهرها، پدیدهای اجتماعی است كه در همه شهرهای جهان اتفاق افتاده و باعث رویدادهای محوری در تاریخ بشر شده است.

در سال ۱۹۰۰، بیشتر جمعیت جهان در روستاها زندگی میكردند و تنها ۱۰درصد جمعیت در شهرها بودند. سال آینده، یعنی سال ۲۰۰۷، بنابر پیشبینی تقسیمات منطقهای سازمان ملل، برای اولین بار در تاریخ بشر، شهرنشینی بیش از روستانشینی خواهدشد و جمعیتی حدود ۱۰میلیون نفر، در ابرشهرها زندگی خواهند كرد.

رشد بیسابقه ابرشهرها كه در حال حاضر شمارشان به ۲۰ رسیده است، مشكلات اجتماعی و محیطی زیادی با خود همراه داشته است. تنها دو درصد سطح زمین را شهرها اشغال كردهاند، اما مصرفكننده سه چهارم منابع طبیعی سالانه هستند و در سال، میلیونها تن زباله و گازهای گلخانهای نیمه تجزیه شده تولید میكنند و مواد سمی فراوانی را وارد رودخانهها میكنند.

شهرنشینها، برای تولید غذا، چوب و كاغذ مورد نیازشان، آسیبهای جبرانناپذیری به ذخایر آب، خاك و جنگلها وارد میكنند. برای مثال، در لندن، برای تامین منابع مصرفی مردم، فضایی برابر با ۱۲۵ میلیون برابر ساكنان شهر لازم است. اگر به ابرشهرهای اروپایی به اندازه ابرشهرهای آمریكایی اجازه توسعه و ترقی داده شود، آسیبهای ناشی از آن فاجعهآمیز خواهدبود.

زندگی در شهرهای جدید

دانشمندان محاسبه كردهاند كه در تقسیمات اكولوژیكی، سهم هر نفر از منابع زمین حدود ۸/۱ هكتار خواهدبود. امروز سهم مناطق روستایی در این تقسیمات اكولوژیكی، ۶/۱ هكتار، در شانگهای هفت هكتار و در نواحی آمریكا حدود ۷/۹ هكتار است.

بازگرداندن جمعیت جهان به مناطق روستایی اختیاری نیست. استانداردهای زندگی مدرن، به این معنی است كه میان روستانشینان و شهرنشینان تفاوت آنچنانی وجود ندارد. تقسیم سیاره به قطعه زمینهای كوچك كه مردم بتوانند در آنها خودكفا زندگی كنند، فجایع فراوانی به بار خواهدآورد.
ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:29توسط 3شهرساز |
از طهران تا تهران

روند شكل گیری نماهای فعلی بافت مركزی اكثر شهرهای ایران، همزمان با تحولات صورت گرفته در تهران، به ویژه دوره پهلوی اول است كه در این دوره ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی كشور متحول می شود.

تهران در آغاز سلطنت پهلوی به همان صورت اواخر عهد قاجار مانده بود، زیرا پس از مرگ ناصرالدین شاه، تا این زمان تغییرات محسوسی در وضعیت تهران به لحاظ توسعه شهری انجام نشد. با شروع دوره پهلوی تحولات گسترده ای در تهران ایجاد شد و ساختار موجود حاكم بر جامعه تحت تأثیر این دگرگونی ها، قرار گرفت.

پیدایش و گسترش نهادهای جدید شهری و تشكیلات اداری، نیازمند ایجاد ساختمان هایی در سطح كشور، به ویژه پایتخت بود. ورود اتومبیل، هر چند قبل از این دوره باعث تغییرات اندكی در شهر ناصری شد، اما در این دوره تغییرات اساسی در شكل توسعه شهر گذاشت. شهر از هر سو شروع به گسترش كرد ولی دامنه آن، محدود به حصار ناصری باقی ماند و در پی ساخت و سازهای فراوان، تخریب حصار ناصری از سال ۱۳۱۱ شمسی آغاز شد و تا سال ۱۳۱۶ ادامه یافت. خندق های پیرامون شهر ناصری شكل گرفت. در این میان برخی از محله های قدیمی نیز تخریب و ساختمان های مورد نیاز دولتی درون محدوده قدیمی آنها احداث شد. این دگرگونی ها با نظارت یك تشكیلات اداری به نام بلدیه كه در سال ۱۲۹۸ شمسی تأسیس شده بود، انجام می شد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت7:26توسط 3شهرساز |
شهرنشینی در تهران به عنوان یک شیوه زندگی

شهرنشینی، شکلی از زندگی اجتماعی است. تأثیراتی که زندگی در کلانشهر بر زندگی اجتماعی ساکنان آن می گذارد بسیار زیاد است. تهران برای اکثر افراد ساکن در آن هم سکونتگاه، هم کارگاه، هم مرکز پویش و فعالیت مستمر روزمره، هم محل هویت جویی، هم معبر ارتباط گیری با دیگران و هم مدار زیست اقتصادی، سیاسی وفرهنگی آنان است.

میلیون ها تهرانی در فضای مجاور هم زندگی می کنند، بی آنکه یکدیگر را بشناسند و این تفات بنیادی این کلانشهر با بیشتر شهرهای کوچک و روستاهای این کشور است.

بیشتر تماس ها بین تهران نشینان، زودگذر، جزیی و در راستای هدف های غیرشخصی است و لذا این ارتباطات روزمره به خودی خود کمتر رضایتبخش هستند. برخوردها و گفت وگوهای روزمره با کسبه، کارمندان ادارات، بلیت فروش ها، رانندگان و …، تماس هایی است گذرا که خود به خود هدف نیستند، بلکه وسیله ای هستند برای هدف های دیگر.

تحرک زیاد و تماس های زودگذر، باعث ضعیف شدن حلقه های پیوند بین مردم شهر می شود و تا اندازه زیادی رقابت را جایگزین همکاری کرده است.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت7:42توسط 3شهرساز |
فرهنگی به نام تهران

تهران یکصد سال پیش صاحب بلدیه یا شهرداری شد، البته این شهر یکصد و اندی سال پیش از اینکه صاحب بلدیه شود، پایتخت شده بود و چند بار از مرزها و برج و باروهایی که اطرافش کشیده بودند، بیرون زده بود. تاسیس بلدیه هم نتوانست رشد این شهر را مهار کند. تهران قلب ایران شده بود، هنوز هم هست، تکلیف سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر، ورزش و ... در تهران روشن می شود. «تهرانی» یک فرهنگ شده، یک روش زندگی، یک رویا و حتی یک نفرین.

این شهر رویاهای بسیاری از مهاجرین را برآورده کرده است و حالا آنها پس از چندین نسل «تهرانی» شده اند.

رابطه مردم ایران با تهران یک رابطه عشق و نفرت است. شهری است که در طول چند قرن اخیر مثل بچه عزیزدردانه با آن رفتار شده که هرچه خواسته برایش فراهم بوده و چندان هم به کیفیت پیشرفت آن توجه نشده است. برخی می گویند هزینه این عزیزدردانگی را بسیاری دیگر از شهرها پرداخته اند.

تهران در عین حال نوعی حس بی اعتمادی را نیز با خود دارد. نگرانی از اینکه در این «اقیانوس بی ساحل» چه ممکن است بر سر تازه واردان بیاید، حتی دل آنهایی که برای گردش کردن به این شهر سفر می کنند را ممکن است به لرزه درآورد چه برسد به آنهایی که دل به دریا می زنند و به این شهر مهاجرت می کنند.

آنهایی که می آیند البته زود تردیدها را فراموش می کنند و در این اقیانوس، جزیره ای می یابند که با آنها یک جوری قرابت دارد؛ یا هم زبانند یا همشهری و هم ولایتی. از هرجا که آمده باشی و هر علاقه ای که داشته باشی در تهران کسی را خواهی یافت که هم صحبت ات شود. تهران شهری است که در سراشیبی دامنه کوه های البرز واقع شده و همین سراشیبی و اینکه تا کجای آن بالا رفته باشید و کجای آن مامن گزیده باشید، تا حد زیادی تعیین می کند که در چه رده اجتماعی قرار دارید.

تا چند سال پیش، یعنی تا وقتی که هنوز قلب تجارت تهران در بازار این شهر می تپید و هنوز مراکز خرید در گوشه و کنار شهر ساخته نشده بود، یکی از اعیان ترین شیوه های زندگی این بود که صبح ها از شمال شهر به سمت جنوب بروید (برای رفتن به محل کار، احتمالاً حجره ای در بازار) و عصرها از جنوب به سمت شمال؛ یعنی در شمال شهر زندگی کنید و در جنوب شهر )بازار( تجارتخانه داشته باشید.

بگذریم که بیشتر مردم برعکس این مسیر را طی می کردند؛ یعنی صبح ها از جنوب راهی شمال می شدند تا به محل های کاری خود برسند و عصرها برعکس تا به خانه خود بروند.حالا هم که دیگر این قاعده عوض شده و شرکت های پولساز در همه جای شهر پخش شده اند، به ویژه در شمال شهر. سراشیبی شمال به جنوب، تهران را به دو قسمت بالای شهر و پایین شهر تقسیم کرده، سراشیبی ای که وقتی به سمت بالا می روی نفسگیر است اما وقتی به سمت پایین می روی، دیگر رفته ای، آنقدر می روی تا به تهش برسی و هیچ ترمزی هم نگهدارت نخواهد بود.

جایی برای زندگی

شهر فقط محلی برای زندگی اجتماعی نیست. فراتر از این است. یک شهر یک هویت است، شخصیت دارد، زندگی می کند، به دنیا می آید، بزرگ می شود و بر محیط اطراف خود تاثیر می گذارد و از آن تاثیر می پذیرد. ساکنانش عاشقش می شوند و نسل پشت نسل در آن زندگی می کنند و به ریشه داشتن در آن می بالند یا از آن متنفر می شوند و ترکش می کنند.

شهر وارد زندگی آدم ها می شود و بخشی از هویت آنها. مردم معمولاً در اولین برخورد، از روی شهر زادگاهشان قضاوت می شوند. «همشهری» یعنی قابل اعتماد، یعنی دوست، یعنی آشنا .

 

منبع : بی بی سی (BBC)

+نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت7:42توسط 3شهرساز |
حاشیه نشینی : یک چالش اجتماعی

رشد جرائم در جامعه سیر فزایندهای به خود گرفته وبا توجه به جوان بودن جمعیت، میزان بیكاری، مشكل مسكن و ازدواج این روند رو به گسترش است. روشن است كه معضل بیكاری بیشتر گریبان مناطق پرجمعیت و فاقد رشد اقتصادی را می گیرد كه در این میان روستاها به دلیل میزان زاد و ولد بالاتر و امكان اشتغال زایی كمتر در بخش كشاورزی بیشتر مهاجرفرست هستند. بخش اعظم مهاجران روستایی وشهرهای كوچك برای سكونت ناگزیر از انتخاب مناطق ارزان و فاقد امكانات رفاهی هستند كه این شرایط در مناطق حاشیه نشین و فقیرنشین متمركز است با این مقدمه ارائه تعریفی از حاشیه نشینی ضروری است.

حاشیه نشینی، نوعی از سكونت است كه در آن افراد در مناطق مجاور شهر اقامت دارند واز حداقل امكانات وخدمات بی بهره اند البته باید گفت قید مجاور شهر در مواردی نقض میشود به این دلیل كه شهركهای اقماری در نواحی مجاور شهر باعث می شود حاشیه نشین ها بین نواحی شهری جای گیرند به این ترتیب آنچه می ماند فقدان برخورداری از حداقل امكانات و خدمات شهری برای ساكنان این مناطق است این امر باعث می شود برخی مناطق درون محدودهٔ جغرافیایی شهر جزئی از حاشیه نشین ها تلقی شود شاید چنین گفته ای در نظر اول نادرست و در تضاد با تعریف فوق قرار گیرد اما اگر خدمات و امكانات شهری را چیزی ورای جنبه های مادی (آب ، برق، جاده و ...) بدانیم صحت این ادعا روشن می شود.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت7:38توسط 3شهرساز |
تهران پایتختی برای آینده

نگاهی دوباره به پایتخت آشفته

هنگامی که مسافری برای اولین بار وارد کشوری می شود حتی اگر برنامه یی از پیش برای گشت و گذار در آن کشور نداشته باشد و به صورت موقت برای چند ساعت مجبور به توقف شود، اولین جایی که ترجیح می دهد ببیند مرکز شهری است که به آن وارد شده است چون عصاره فرهنگ و تاریخ هر شهری را در مرکز آن می توان مشاهده کرد. مرکز هر شهر دارای ویژگی هایی است که از جمله می توان به معماری با محتوا، بافت متمرکز، کوچه ها و معابر کم عرض، ساختمان های کم ارتفاع و بناهای شاخص مذهبی و حکومتی همچون مساجد، کلیساها، کاخ ها و... اشاره کرد که نمایانگر فرهنگ جوامع انسانی در قالب احجام معماری و فضاهای زیستی در دوره های مختلف تاریخ هر جامعه است.

از اولین اقداماتی که کشورهای با سابقه تاریخی انجام داده اند، حفظ بافت های ارزشمند به همان وضعیت اولیه است که البته بهسازی و مرمت این بافت ها از مهمترین وظایفی است که به طور مستمر در سرلوحه کار مدیران شهری قرار دارد.

کنترل ترافیک، اولویت مسیرهای پیاده بر سواره، نصب تابلوهای راهنما، ایجاد امکانات رفاهی و تفریحی از جمله سرویس های بهداشتی، عرضه محصولات فرهنگی، رستوران ها، هتل ها، وسائط حمل و نقل ویژه دسترسی به مکان ها و بناهای شاخص، مبلمان شهری مناسب و هر چیزی که بتواند خواسته های گردشگران را برآورده سازد، پیش بینی شده است، خصوصاً برخورد احترام آمیز با گردشگران از مواردی است که کشورهای دارای صنعت توریسم به صورت ویژه به آن می پردازند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت7:36توسط 3شهرساز |
تهران ؛ بهشت سرگشته و امیدوار

شاید سخنان چارلز ادوارد ژان نرت- گریس معروف به لوکوربوزیه میتواند طلیعه گفتار باشد هنگامی که گفت:«این شهرها با بینظمیها و انحطاطشان به ما توهین میکنند و ما را به تمسخر میگیرند.

این شهرها ارزش این دوران و دیگر لیاقت ما را ندارند. ما باید جهانی تازهتر و مبتنی بر نیازها و خواستهایمان بنا کنیم.» او سخن از سرزمینهای دوزخی سردی به میان آورد که شباهتی به زیستگاههای بشری ندارند.

شهرها در دوران مدرن و از هنگامی که به جهان جدید و ماشین زده معاصر پرتاب شدند دیگر محملی برای آرزوهای بشر قلمداد نمیشوند. شاید او و بسیاری از متفکران و اندیشمندان حوزههای شهری کمتر برای شهرها به مثابه محلی برای زندگی و آرامش انسانها ارزش قائل باشند.

تصویری هیولا گونه از سرزمینهایی که به تعبیر تی اس الیوت سرزمین هرز شدهاند و در ازدحام بی رحمانه دود و آهن گرفتار آمدهاند مسلما نمی تواند جایگاه مناسبی باشد برای زندگی انسانهایی که بر جهان حکمران شدهو توانستهاند با قدرت علم، جهان پیرامونشان را به سلطه خود درآورند. شاید هیچگاه تا به این اندازه سرزمین و موطن آدمیان با آنان غریبه نبود که امروز.

به نظر میرسد شهرها دیگر جایی برای زندگی نیست. نمیتوان این ساختهدست بشر را به مانند سالهای دور که تصور میرفت رام و آرام در دستان پر توان علم دید. بلکه امروزه شهرها به مکانی ناامن که بر روح و روان ساکنانش به ناگاه یورش میبرد تبدیل شدهاست و در این میان تلاش عدهای که میخواهند این سرزمینهای دوزخی را به مامنی برای شهروندان تبدیل کنند حتما قابل توجه است.

تهران نیز چه از آنروز که باروهای شاه طهماسبی بر گرد آن تنیدهشده بود و چه روزهایی که دارالخلافه نام گرفته بود و حتی امروز که مساحت این شهر به بیش از ۷۰۰ کیلومترمربع رسیده است، سرنوشتی جز این نداشت. این شهر در طول تمام روزهایی که بر آن گذشت تصویری نامأنوس از خود به جا گذاشت و امروزه به بزرگترین تهدید ساکنانش تبدیل شده است. اما در این میان اگر بخواهیم این شهر را به عنوان شهری برای همه ساکنانش قلمداد کنیم چندان به نتیجه نمیرسیم.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت7:34توسط 3شهرساز |
تهران ، شهری بدون شهروند

پرداختن به مفهوم شهروند و ملزومات مرتبط با آن مقولهای است که در مطالعات جامعوی ایران مغفول واقع شده است، بدین معناکه شهروند بودن الزاماً این طورمعنی شده است که هر کس که در شهر زندگی میکند، شهروند محسوب می شود، اما در این میان نگاه عمیق وجامعه شناختی به کنشهای روزمره تهرانیان بطلان این همسان انگاری را عیان می کند.

تهران یک کلان شهر است. کلان شهری که در زمره یکی از پرجمعیتترین شهرهای جهان قراردارد، اما ساکنان این کلان شهر را به دلایل زیادی نمیتوان شهروند خطاب کرد.

ساکنان تهران صرفاً شهرنشینانی هستندکه فارغ از دغدغههای شهروندی در شهر تهران زندگی میکنند،نه فعالیت جامعوی قابل توجهی دارند و نه حس تعلق خاطری به محل زیست خود ابراز میکنند و نه اساساً با مفهومی به نام حقوق شهروندی آشنا هستند.

پرسش از این امر که چرا تهران شهروند ندارد،مستلزم مداقه در ساختارجامعوی - سیاسی تهران است، ساختاری که از پردازش یک فضای استاندار زیستی قاصر است.

ساختار جامعوی تهران بسیار ناهمگون است و میتوان ادعا کرد که دارای یک بحران یکپارچگی «unity crisis»  در نحوه تعاملات و قشر بندی جامعوی خود است ، چه آنکه طبقه«closs» در تهران به واسطه بهره مندی از امکانات اقتصادی تعریف شده است، نه برخورداری از یک جایگاه جامعوی .

جامعهشناسی قشرهای جامعوی تهران این نکته را مشخص میسازد که ساختار طبقاتی تهران برگرفته از مناسبات اقتصادی است که در آن بورژوازی کمپرادور نقش اصلی راایفا میکند، بدین معنا که مناسبات اقتصادی در تهران واجد خصایص دلال مسلکی است و به همین دلیل کنش جامعوی تهرانیان نیز دچار یک سود انگاری مبتذل شده است، اگر چه در جوامع مدرن نیز نفع شخصی در شکل دهی به کنش شهروندان مؤثر است، اما این نفع شخصی نهایتاً در مسیر منافع جمعی امتداد مییابد، اما در تهران که به مثابه یک کشور - شهر توسعه نیافته است، نفع شخصی منفک از منافع جمعی نمود می یابد و عاری از حس همبستگی جامعوی است.

به همین دلیل در تهران نهادهای مدنی شکل نگرفته است، چه آنکه هنوز فرآیند مدنی شدن «civilization» حوزهعمومی تهران رخ نداده است و هنوز شهرنشینان تهرانی نتوانستهاند به درک این مهم نائل آیند که اقتصادی شدن روابط جامعوی «social Relation» تنها به عدم شکل گیری جامعه مدنی میانجامد و حتی باعث به انحطاط رهنمون شدن فرهنگ جامعه میگردد.

جدای از این موارد، ترکیب جمعیتی و سنخ شناسی گونههای جمعیتی تهران را نیز نباید از نظر دور داشت، بخش اعظم جمعیت تهران متشکل از مهاجرانی است که هنوز به یک تطابق جامعوی «social conformity» دست نیافتهاند و ملزومات زیست شهری ایجاب می کند، به پرنسیبهای شهرنشینی مدرن آشنانیستند،بدین گونه است که روستاییان شهرنشین قابلیت ارتقا به عنوان شهروند بودن را نمی یابند.

اقشار قدیمی و ساکنان قدیمی تهران نیز اسیر در مناسباتی شدند که به واسطه آن کنش شهرنشینی به عنوان بدیل کنش شهروندی نهادینه شده است.

به قصد نتیجه

شهر بی شهروند مانند انسانی است که چشم ندارد. شهروند در هر جامعهای دیدهبان جامعه مدنی و ناظری دلسوز بر روند اجرایی شدن مطالبات خویش است، شهری که شهروند ندارد از داشتن یک حامی و پشتیبان محروم شده است و پس رفت جامعوی و عمرانی جزء لاینفک آینده آن است.

تهران، نه فقط یک آبادی بزرگ، بلکه یک متروپل بیمار نیز است.

متروپل بیماری که اقماری بیمارتر از خود برگردش میچرخند و انتظار بهرهمندی جامعوی و اقتصادی از آن دارند.

تهران تا دارای شهروند نشود، نمیتواند توسعه همه جانبه را لمس کند، بدان دلیل که پیش شرط توسعه اقتصادی توسعه جامعوی است .

 

منبع : سایت آفتاب

+نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت7:29توسط 3شهرساز |
تراژدی مسکن و وام مسکن

حدود ۳۰سال پیش با سپردن مبلغ یكمیلیونریال نزد یكی از صندوقهای پسانداز مسكن خصوصی به فاصله چند ماه یك وام چهارمیلیون ریالی ۱۵ ساله با بهره ۱۲درصد در سال برای خرید یك آپارتمان ۱۰۵ متری به بهای پنجمیلیون و سیصد هزار ریال، دریافت كردم.

برای دریافت این وام نه پارتی داشتم نه كسی بر من منتی گذاشت و توانستم فقط با پرداخت حدود ۲۵درصد بهای آپارتمان از شر اجارهنشینی خلاص شوم و با پرداخت ماهیانه حدود ۴۲۰۰ تومان كه حدود ۶۰درصد حقوق دریافتی فردی با مشخصات من بود، آرامش خاطری پیدا نمایم.

امروز فكر میكنم همان آپارتمان با مشخصات و موقعیت محلی آپارتمان مورد بحث حدود ۲میلیارد ریال باشد كه یك جوان با موقعیت آن روز من باید تمام آن را نقدا بپردازد زیرا تمام صندوقهای پسانداز مسكن همراه با بانك رهنی سابق طبق قانون ملی شدن بانكها در بانك مسكن ادغام شدند. با این ادغام قرار بود این بانك در اجرای اصل ۳۱ قانون اساسی كه داشتن مسكن متناسب با نیاز را حق هر فرد و خانواده ایرانی میداند، تسهیلات لازم را در اختیار آحاد ملت قراردهد و به همین دلیل از مزایایی برخوردار گردید كه صندوقهای پسانداز مسكن قبلی از آن محروم بودند. از جمله: ۱) به ارث بردن صدها شعبه، پرتفلیوی بدون ریسك و سایر امكانات بانك رهنی و صندوقهای پسانداز مسكن خصوصی.

۲) اجازه گشایش حساب جاری و قرضالحسنه پسانداز و استفاده از منابع رایگان این حسابها.

۳) استفاده از منابع بانكهای دولتی دیگر با نرخهای ترجیحی.

۴) استفاده از منابع بودجه دولت.

۵) داشتن انحصار در زمینه اعطای وام مسكن.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت7:28توسط 3شهرساز |
دردسرهای آپارتمان نشینی

خسته و کوفته از سر کار آمده بود و می خواست بعد از یک روز پرکار حسابی استراحت کند اما سرش را که روی بالش گذاشت صدای گوپ گوپ ضبط همسایه روبه رویی روی اعصابش چنان فشاری وارد کرد که ناچار شد یک بالش دیگر روی گوش هایش بگذارد تا شاید صدا کمتر به گوشش برسد. اما فایده ای نداشت. صدا آنقدر نافذ بود که بالش هم فایده ای نداشت. به هر بدبختی که بود خودش را قانع کرد تا به همین وضع عادت کند و سعی کند بخوابد. تازه چشمش گرم شده بود که یک سر و صدای مهیب او را از جا پراند. خوب که گوش کرد فهمید صدای خداحافظی کردن همسایه طبقه پایین با مهمان هایشان است اما این خداحافظی کردن آنقدر طولا نی و پر سر و صدا بود که به یک پدیده آزار دهنده تبدیل شده بود. آن طرف تر پسرکی که گویا بچه مهمان ها بود داخل ماشین پدرش نشسته بود و دستش را روی بوق گذاشته و تا جایی که توان داشت روی بوق فشار می آورد. خانواده اش آنقدر غرق صحبت های قبل از خداحافظی بودند که یادشان رفته بود تقریبا نیمه شب است و ممکن است همسایه ها در خواب باشند. خلا صه مهمان های همسایه با تمام سر و صداها و هیاهوهایشان رفتند و فضا کمی آرام تر شد اما هنوز صدای ضبط همسایه روبه رویی قطع نشده بود، اما هرچه بود بهتر از سر و صدای مهمان های طبقه پایینی بود. تصمیم گرفت که دیگر هر طور شده بخوابد و به سر و صداهای اطراف توجه نکند چرا که فردا صبح ساعت ۶ باید سر کار می رفت.

در همین فکرها بود که حس کرد سقف در حال سوراخ شدن است. صدای جرجر شدیدی به گوش می رسید. یادش افتاد کودک همسایه طبقه بالا تازه راه افتاده و پدرش دیروز برایش یک روروئک خریده بود و حالا کوچولوی نوپا داشت با اشتیاق روروئک سواری می کرد غافل از اینکه کف آپارتمان سرامیک است و چرخ های روروئک روی کف سائیده می شود و صدای دلخراشش همسایه طبقه پایین را کلا فه می کند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت9:30توسط 3شهرساز |
شهری که هیچگاه خانه ما نیست

گسترش چشمگیر شهرنشینی در سالهای اخیر بهویژه افزایش جمعیت مهاجر در ابرشهری چون تهران، مسائل و مشکلات بسیاری را برجای گذاشته است، روند سریع هجوم به شهرها و نبود منابع کافی و نزول استاندارد زندگی، مسائل و مشکلات خاصی را در زندگی شهری پدید آورده است.

کمبود مسکن، آلودگی هوا، معضلات ترافیکی، وجود بافتهای فرسوده شهری، کمبود فرصتهای فراغتی و تفریحی و ورزشی، کمبود مراکز بهداشتی و درمانی، آلودگیهای زیستمحیطی و مشکلات دیگر از این دست بخشی از مشکلات حل نشده زندگی شهری است.

مدیریت شهری امروزی در شهرهای بزرگ دیگر قادر نخواهند بود با روشهای سنتی و معمول گذشته در ارائه خدمات یکسویه موفقیتی بدست آوردند.

آن چه امروزه توسعه و بهرهوری خدمات شهری را تضمین میکند مشارکت کلیه شهروندان در فعالیتهای شهری است. این توسعه باید لزوماً توسط مردم باشد و برای مردم. به عبارتی توسعه باید با مشارکت آحاد مردم از زن و مرد، کوچک و بزرگ انجام پذیرد، تنها در اینصورت است که اقدامات توسعه محور بر مبنای نیازها و منطبق با خواستههای مردم خواهد بود و چون بهوسیله مردم طراحی شده است پایدار خواهد ماند.

از سویی دیگر مشارکت مردم در روند توسعه آنان را توانمند خواهد ساخت تا مسائل و مشکلات خود را بیابند، برای مشکلات برنامهریزی لازم را انجام دهند و در اجرای آن برنامهها سهیم شوند.برخلاف بسیاری از واژگان علوم اجتماعی، مشارکت Participatio واژهای است که بهرغم تنوع در مصادیق آن در مورد فضای مفهومیاش ابهام چندانی وجود ندارد و این مفهوم در یک نگرش کلی و عام عبارت است از:

«کنشی قصدمند، هدفدار، ارادی، ارزشی با خصوصیات متعامل بین کنشگر و زمینه محیطی و اجتماعیاش جهت نیل به هدفی معین و مشترک»

برخی مشارکت را به معنی «همکاری و شرکت در کار یا فعالیتی و حضور در گروه یا سازمانی بهمنظور بحث، تصمیمگیری و پذیرش نقش میدانند.»

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت9:11توسط 3شهرساز |
بلند اما بی تناسب

در بیشتر خوابگاه های دانشجویی تخت ها در ردیف های دوطبقه وجود دارند. دانشجویان زیادی هستند که از تخت های طبقه بالایی در سکوت سنگین نیمه شب به پائین پرت می شوند. اگر خوابگاه مسئولیت پذیر باشد آنها به زودی به بیمارستان منتقل می شوند سر و کمر آنها اسکن می شود و این داستان مدت ها مایه خنده و مزاح دیگر دانشجویان می شود. با این حال چاره ای از تخت دو طبقه نیست. نخست آن که تختخواب های دوطبقه سال هاست برای استفاده های خانگی نیز طراحی شده و از سویی خوابگاه ها بشدت با کمبود فضا و ساختمان روبه رو هستند به ناچار باید تخت دانشجویان را بر روی یکدیگر سوار کرد. تنها می توان آن را مجهزتر، امن تر و زیباتر کرد. ردیف و معماری سکونت در شهرها نیز داستان مشابهی دارد. شهرنشین ها و شهرسازهای قدیم به تدریج ترجیح دادند به جای آن که خانه های خود را به موازات افق گسترش دهند، از روش چیدمان طبقات بر روی یکدیگر استفاده کنند. این چیدمان آنقدر بالا و بالاتر رفت که آسمانخراش ها و برج ها، به مانند دکل های شیشه ای و بتونی بالابلندهایی شدند که جلوه ای جدید به شهرها دادند. تعارض در کشمکش بین بلندها و کوتاه ها پدید می آید، این که هر کدام تا چه اندازه حدود خود را می شناسند، چه چهره ای به شهر می دهند و تا چه اندازه سایه سنگین خود را بر زمین زیرپای خود در شهرها تحمیل می کنند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت9:3توسط 3شهرساز |