کلمات کلیدی : تهران - توسعه پایدار شهری – شهرسازی – ضوابط و مقررات
اسماعیل صالحی / استادیار دانشکده محیط زیست دانشگاه گیلان – نشریه محیط شناسی / سال سی و دوم / شماره 40
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
http://journals.ut.ac.ir/issueuser/Uploads/Articles/Main_12PArt_10533051-062.pdf
چکیده:
مقاله حاضر به بررسی نقش شهر سازی مدرن در بروز تخلفات ترافیکی عابرین پیاده بافت قدیم شهر تبریز می پردازد . روش این مطالعه ‘ علاوه بر مطالعات کتابخانه ای در بر گیرنده مشاهدات محلی‘ تطبیق نقشه موجود بافت و تحلیل های عقلانی می باشد . بررسی ها حاکی از آن است که در این بافت ‘ تخلفات عابرین پیاده به گسستگی بافت فیزیکی‘ تراکم فعالیت های شهری ناشی از موقعیت مرکزی‘ تحدید قلمرو فضایی و مکانی واحد های زیستی ‘ پیوستگی ضعیف شبکه های پیاده و نظایر آن بستگی دارد . از آنجا که بروز تخلفات‘ پیش از آنکه ناشی از فرهنگ تخلف باشد عمدتا به طراحی غیر اصولی بافت و عدم انطباق شبکه های قدیم شهر برمی گردد . بنابراین وجود آنها نه تنها امری طبیعی بلکه غیر قابل اجتناب نیز می باشد . بر اساس نتایج این بررسی ‘ لازمه اصلاح یا کاهش فرهنگ تخلف در وهله اول انجام اصلاحات طراحی و در مراتب بعدی آموزش و فرهنگ سازی می باشد .
کلمات کلیدی : تخلفات ترافیکی – بافت قدیم تبریز – شهرسازی مدرن – عابران پیاده
رحمت محمد زاده – دکتر فیروز جمالی – دکتر محمدرضا پورمحمدی / نشریه هنرهای زیبا / شماره 21
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
کلمات کلیدی : ارزیابی - چند معیاری - فرآیند تحلیل سلسله مراتبی - كاربرد در شهرسازی - مكان یابی
دکتر اسفندیار زبردست / استادیار گروه آموزشی شهرسازی دانشکده هنرهای زیبا ، دانشگاه تهران / نشریه هنرهای زیبا / شماره 10
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
کلمات کلیدی : Healthy Cities ـ آرمانشهر ها ـ پروژه شهرهای سالم ـ شهرسازی – شهرهای سالم
نویسنده : دکتر سید حسین بحرینی
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
کلمات کلیدی : ارزیابی – برج – برج سازی – برنامه ریزی – تراکم – تهران – شهرسازی – فضایی – کالبدی – مسکونی
دکتر محمد مهدی عزیزی / استادیار گروه شهرسازی دانشکده هنرهای زیبا ، دانشگاه تهران / نشریه هنرهای زیبا / شماره 4 و 5
برای دریافت کامل مقاله به صورت PDF روی لینک زیر کلیک کنید:
در بسیاری از کشورهای پیشرفته مثل بریتانیا ،ایالات متحده ،آلمان یا ژاپن عبارت برنامه ریزی شهری یا برنامه ریزی شهرک اکیدا یک مکرر گویی است.یعنی از آنجا که اکثریت عظیمی از جمعیت در آمارها به عنوان جمعیت شهری طبقه بندی می شوند و در مکان هایی زندگی می کنند که به معنی عنوان شهری تعریف می گردند. برنامه ریزی شهری به نظر می رسد که به سادگی به معنی هرنوع برنامه ریزی باشد .درواقع همانطورکه به خوبی مشهور است .برنامه ریزی شهری به شکل معمول و متعارف معنی محدودتر و دقیقتری دارد ،یعنی به برنامه ریزی با یک عنصر فضایی یا جغرفیایی اشاره دارد که در آن هدف کلی تمهید یک ساختار فضایی از فعالیتها یا کاربری اراضی است به نحوی از شکل موجود بدون برنامه ریزی بهتر است .این نوع برنامه ریزی همچنین به عنوان برنامه ریزی کالبدی مشهور است ،شاید برنامه ریزی فضایی اصطلاحی خنثی تر و دقیق تر باشد.
اگر این نوع برنامه ریزی به شکل مرکزی دارای یک عنصر فضایی است ،بنابراین آشکارا تنها در صورتی معنی دار است که در اوج خود به یک بیان فضایی منجر شود .چه این یک نقشه بسیار دقیق و با جزییات باشد ،یا کلی ترین نمودار، به معنی اول و دقیق تر اصطلاح مزبور تا اندازه ای یک طرح است .به عبارت دیگر به نظر می رسد که برنامه ریزی شهری (یا برنامه ریزی منطقه ای ) حالت خاصی از برنامه ریزی عمومی است که جدا شامل عنصر طرح سازی یا نمایشی است .
در صورتی كه بخواهیم تعریفی كلی از برنامهریزی داشته باشیم, میبایستی برنامهریزی را عبارت از كوششی در جهت انتخاب بهترین برنامهها در جهت رسیدن به هدفهای مشخص بدانیم كه ممكن است این كوششها و برنامهها, تا مرحلهی نهایی هدف نیز پیش نرود, بلكه گامهایی در جهت رسیدن به آن باشد
برنامهریزی به معنای اندیشیدن و تنظیم پیشاپیش امور, قبل از بروز وقایع و رویدادهاست تا در اموری همچون بهداشت, سلامت, رفاه, آسایش و خوشبختی افراد جامعه, نتایج مطلوبی بدست آید. بدیهی است, با برنامهریزی دقیق میتوانیم اشتباهات گذشته را جبران كنیم و نسبت به آینده هوشیارتر عمل كنیم.
برنامهریزی شهری را میتوان هنر شكل دادن و هدایت و "رشد طبیعی شهر" دانست, امری كه به موجب آن ساختمانها و محیطهای گوناگون ایجاد میشود تا به نیازهای مختلف اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی و گذران اوقات فراغت و . . . پاسخ دهد و شرایط سالمی را برای زندگی طبقه ثروتمند و فقیر از نظر كار, تفریح و استراحت فراهم آورد و از این طریق موجب بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی اكثریت افراد بشر شود. ارسطو, زمانی این نظر را ابراز داشت كه "شهر باید به منظور تامین امنیت و خوشبختی ساكنانش ساخته شود" این در حالی بود كه افلاطون نیز گفته وی را چنین بیان كرده است: "شهر جایی است كه انسانها برای نیل به عاقبتی شرافتمندانه, به طور مشترك در آن زندگی میكنند."
اصطلاح برنامهریزی شهری هم برای برنامهریزی شهرهای جدیدی- شهرهایی كه در زمینی بكر و دست نخورده ایجاد میشوند- و هم برای توسعه و بهبود شهرهای موجود در گسترش آنها بكار میرود.
به گفته چادویك برنامهریزی یك سیستم كلی ذهنی است. با ایجاد یك سیستم ذهنی مستقل اما منطبق بر سیستم دنیای واقعی, ابتدا پدیده تحول را شناخته, سپس آن را پیشبینی كرده و بالاخره آن را ارزیابی میكنیم, هدف بهینه كردن سیستم دنیای واقعی از طریق بهینه نمودن سیستم ذهنی میباشد."
همچنین برنامهریزی را میتوان به صورت دیگری تعریف كرد و آن عبارت است از: كوششهای اندیشمندانهی آدمی برای یافتن راههایی كه به اتخاذ بهترین تصمیمات برای تامین رفاه و ایجاد ترقی او منجر میشود. با این تعریف سه سوال مطرح میگردد:
منظور از اندیشمندانه چیست؟
راههای اتخاذ بهترین تصمیمات كدام است؟
مراد از تامین رفاه و ایجاد ترقی چیست؟
برای پاسخگویی به سوالت فوق, از برنامهریزی تعریف دیگری نیز میتوان كرد. بنابراین تعریف كه از اجزای متشكل آن منتج میگردد, برنامهریزی یعنی:
بررسی, برآورد و تخمین نیازها
بررسی, برآورد و تخمین امكانات
بررسی, برآورد و تخمین بهترین راه استفاده از امكانات برای برآوردن نیازها
طبیعی است كه در هر مرحله, این تخمینها بایستی واجد دقت, عدد و رقم باشد. در این تعریف از برنامهریزی, مسلم است كه نخستین قدم جمعآوری آمار و اطلاعات است كه البته بایستی با شیوهای نظام یافته صورت پذیرفته باشد و بر اساس گرایشهای گذشته, حال و آینده استوار باشد. دومین قدم, تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده است كه آن هم بایستی با شیوهای علمی و منظم صورت گیرد و در حقیقت از یك نوع غربال علمی بگذرد. سومین قدم, ارزشیابی یا به اصطلاح سبك و سنگین كردن آنها است كه نكات مثبت و منفی در جهت رسیدن به هدفها مشخص میگردد. گام چهارم, در جهت تعیین اولویتها است. یعنی برنامهریز بایستی, از عوامل مختلف كه در متغیرهای مختلف برای رسیدن به هدفهای برنامه وضع شده, به انتخاب بهترینها بپردازد. برنامهریز بایستی مشخص كند كه از نظر زمان و امكانات در جهت برآوردن نیازها و رسیدن به هدفها به بهترین صورت پرداختن به كدام عامل مقدم و مرجح است. مرحله آخر نیز, اجرای برنامه است كه با توجه به زمانبندی و برآورد امكانات و وسائل, اجرای برنامه صورت میگیرد.
تهران امروز، بدل به شهری بی دروازه و حصار، بی قانون و ناامن، پرآشوب و پرتنش شده است، و تعیین ضوابط فروش تراكم و افزایش جرایم رانندگی نه آنكه راهی برای حل مشكلات شهر تهران نیست، بلكه تنها دغدغه های نظام دیوان سالار و اقتدارگرای مدیریت شهری است. در آستانه قرن بیست و یكم و دغدغه های چالش جهانی شدن، تردیدی نیست كه بیش از این نمی توان بر كلان شهری ده میلیونی در دنیای مدرن، حصار و دروازه و بارو و نگهبان گذاشت، كه اینها از ویژگی های شهرهای قرون وسطا بود تا دیگران به شهر وارد نشوند. آیا هنوز می توان در كلان شهر تهران كسی را در زمره دیگران شمرد؟ تعیین محدوده شهر نیز سخن گزافه ای بیش نیست، چنان كه رشد حاشیه ای شهرهای ایرانی در فراسوی محدوده های تعیین شده طی چهار دهه رشد مهاجرت و شتاب شهرنشینی، طومار این خرافه اراده گرایانه را نیز درهم پیچیده است. شهر تهران در آستانه قرن بیست و یكم، دوره ای پرآشوب و پرتنش را طی می كند. شهری كه طی پنج سال، و كمی بیش از یك دوره پرتنش و ناكارآمد از روی كار آمدن اولین شورای شهر، پنج شهردار به خود دیده است كه نشان از ساختار سیاست زده مدیریت شهری دارد. شهری كه از زمان اعلام خودكفایی شهرداری ها از سوی دولت درسال ۱۳۶۵ تاكنون، فاقد یك نظام مالی كارآمد و ساخت یافته برای مدیریت منابع مالی در شهر بوده است. ۴۵ سال از تاریخ تهیه اولین طرح جامع شهر تهران می گذرد، و بیش از پانزده سال پیش عمر افق زمانی آن به سر آمد، در حالی كه چندان آثار متحقق شده ای را در پی نداشت.
تاكنون تلاش بسیاری انجام گرفته تا برای فرایند حل مسائل كه به برنامهریز در رسیدن به راهحل بهینه كمك میكند چهارچوبی متناسب فراهم آید. نوشتههای پتریك گدیس لزوم شناخت و تجزیه و تحلیل مسائل قبل از برنامهریزی را عنوان نموده, برنامهریزی كه خود حاصل فرایند شناخت میباشد. با تصویب قانون برنامهریزی شهر رو روستا 1947 منطق ارزیابی- تحلیل- برنامه در برنامهریزی مورد قبول واقع شد و رسمیت یافت, هرچند تكنیكهای مورد استفاده برای تحلیل غالباَ ابتدایی بودند. در طی پانزده تا بیست سال اخیر شیوه آنالیز سیستمها در زمینههای علمی, صنعتی و نظامی بوجود آمد تا بر اساس مطالعات سیستماتیك به تعیین سیاست بپردازد. در سالیان اخیر كوششهایی برای تعریف مجدد فرایند برنامهریزی بر اساس فرایند آنالیز سیستمها انجام گرفته است و در مورد عناصرری كه فرایند برنامهریزی سیستماتیك را بوجود میآورند توافقهایی شده است. (اصطلاح برنامهریزی سیستماتیك مبین این نكته است كه موضوعات پیچیده مورد نظر ما دارای ویژگیها و رفتاری سیستمی هستند و بدین ترتیب برنامهریزی سیستماتیكتر انجام خواهد گرفت.)
كاتانیزواستیز معتقدند كه این فرایند میتواند در هفت مرحله بصورت ذیل انجام پذیرد:
تعریف و توجیه مسائل جاری و آینده و روابط میان آنها.
پیشبینی وضعی آینده بر اساس مسائل شناخته شده.
شناخت عوامل, شرایط و محدودیتهایی كه وسعت راهحلهای ممكنه در رابطه با كل مسائل را تعیین میكند.
· تعیین اهداف درازمدت و كوتاهمدت در مراحل گوناگون.
· تعیین سیاستهای مختلف
· ارزیابی كمیت و كیفیت هزینهها و سودمندی و شبیهسازی راهحلهای ممكنه در محیط سیستم شهری, به منظور شناخت كارایی كلی و تاثیرات جنبی این راهحلها
· گزینش سیاستی خاص و اجرای آن
این مراحل شبیه فرا- فرایندی (Metaprocedure) است كه چادویك در سال 1969 خطوط كلی آن را مطرح نمود:
تعریف شهر جدید
شهر جدید ،اجتماعی برنامه ریزی شده ،ارادی با اهداف معین از پیش تعیین شده و برخوردار از تمام تسهیلات لازم برای یک محیط مستقل است .معمولا شهرهای جدید برای تمرکز زدایی کالبدی ،اقتصادی و اجتماعی در ناحیه شهری شهرهای بزرگ طراحی می شوند تا با وجود جاذبه های نزدیکی به شهرهای بزرگ جمعیت ،به خروج از مادر شهر تشویق شوند تا اسکان همراه اجرای برنامه های توسعه اقتصادی – اجتماعی فراهم آید .
پیشینه شهرهای جدید در جهان
شهر های جدید در بیشتر دوره های تاریخی ، بویژه از آغاز شهز نشینی در دورترین نقاط دنیا طراحی و ساخته شده اند .احداث این شهرها در مواردی به مثابه برنامه برای تحقق بخشی از سیاست حکومتها بوده است که در این زمینه می توان از شهرهای جدید بابلی و آشوری در بین النهرین ،موهنجودارو در ایندوس ،کاهن در مصر ،میلیتوس و پرنیس در یونان و تعدادی از مراکز شهرهای جدید در آفریقا نام برد.
انگلستان در مورد شهرهای جدید تجربه ای پنجاه ساله دارد که تاکنون برای دو میلیون نفر واحد مسکونی و برای یک میلیون نفر استغال ایجاد کرده است.درواقع ساخت شهرهای جدید در بریتانیا بعد از جنگ دوم جهانی در پیش گرفته شد.
همچنین پس از کشف آمریکا توسط کریستف کلمب در سال 1492 در ساحل جنوبی جزایر اسپانیولی شهر جدیدی ساخته شد.به هر حال باید پذیرفت که شهرهای جدید ،پیش نمونه هایی برای تجدید ساختار و نوسازی شهرهای بزرگ هستند و در این راستا پس از قرن بیستم نظریه های متعدد شهری و طرحها و الگوهای مختلفی برای ساماندهی فضایی شهرها به خصوص شهرهای بزرگ ارائه می شود .
اهداف عمده ایجاد شهرهای جدید
1) اجرای طرح کالبدی ملی و توزیع متناسب جمعیت و اشتغال در سطح کشور در ارتباط با هدفهای استراتژیک و محدودیت منابع آب و خاک و انرژی
2) ایجاد مناطق مسکونی برای کارکنان یک یا چند فعالیت جدید الاحداث اقتصادی و جمعیتی
3) کمک به اجرای کمی و کیفی برنامه های توسعه مسکن و ایجاد تعادل در بازار مسکن
دو مقوله ی شهر نشینی و رشد شهری با هم كاملا متفاوت است. چرا كه شهر نشینی به معنی رشد موزون و متناسب جمعیتی است كه در فضای شهری زندگی می كنند در حالیكه رشد شهری به معنی افزایش ناموزون تعداد جمعیت است كه اغلب تحت تاثیر مهاجرت رخ می دهد(رشد منفی)
در بررسى مسئله شهرنشینى و رشد شهرى مى بایستى میان این دو موضوع تفاوت قایل شد. شهرنشینى به معنى افزایش متناسب جمعیتى است كه در مكان هاى شهرى زندگى مى كنند و رشد شهرى یعنى افزایش تعداد جمعیت شهرى. هر كدام از این فرآیندها ممكن است در غیاب دیگرى رخ دهد. مثلاً اگر مراكز شهرى و مراكز روستایى، نرخ رشد یكسانى داشته باشند، در غیاب شهرنشینى، ما با رشد شهرى مواجه خواهیم بود و در یك داستان كاملاً متفاوت درخصوص جمعیتى با نرخ رشد منفى در مناطق شهرى و روستایى و البته رشد منفى تر مناطق شهرى _ در غیاب رشد شهرى _ مسئله شهرنشینى ظهور خواهد كرد. دلیل ارتباط نزدیك فیمابین رشد مراكز شهرى و نرخ رشد ملى جمعیت این است كه در هر دو مورد، افزایش طبیعى جمعیت، مهمترین عامل رشد محسوب مى شود.
در هر جمعیتى، دو منبع بالقوه رشد وجود دارد. اولى، افزایش طبیعى است مثلاً افزونى زاد و ولد بر مرگ ومیر و دومى، افزایش از طریق مهاجرت. در مورد اغلب جمعیت هاى جهان، تنها تغییرات ناشى از افزایش طبیعى، به حساب رشد جمعیت گذاشته مى شود. اما در برخى دیگر از مناطق، مهاجرت و طبقه بندى دوباره نواحى كشورى نیز منبع مهمى جهت دگرگونى ها در نظر گرفته مى شود. سهم بالاى افزایش طبیعى در قضیه رشد شهرى در مراحل مختلف توسعه، تا حدودى حاصل كاهش اندازه نسبى مناطق روستایى است. یعنى این كه مناطق روستایى جهت گسیل و فرستادن تعداد زیادى از مهاجران، هنوز به قدر كفایت بزرگ است و مهاجرت از روستا به شهر قادر است نقش عمده اى در رشد شهرى بازى كند. احتمالاً این نقش از آنچه كه در ابتدا به نظر مى رسد، بسیار مهمتر است.
تمركز مهاجران در گروه سنى جوانان، تاثیر بسزایى در نرخ بالاى افزایش طبیعى جمعیت هاى شهرى دارد بدین طریق كه بارورى بعدى مهاجران بر تعداد جمعیت خواهد افزود. ارتباط فیمابین رشد جمعیت و شهرنشینى به شفافیت ارتباط بین رشد جمعیت و رشد شهرى نیست. از آنجا كه سطح افزایش طبیعى، عموماً در مناطق شهرى و در مقایسه با مناطق روستایى، در طول قرن حاضر پایین تر بوده است، شهرنشینى عمدتاً پیامد مهاجرت روستائیان به شهرها بوده است. بیشترین تحلیل هایى كه درخصوص مهاجرت روستائیان به شهرها صورت گرفته، منبعث از این تلقى است كه نرخ بالاى رشد جمعیت، بر منابع روستایى فشار خاصى را وارد مى كند. این وضعیت، كارگران روستایى را، در جست وجوى كار، به مناطق شهرى و به ویژه شهرهاى بزرگ مى كشاند.
کمتر از دو هفته قبل وزیر کار و امور اجتماعی در جمع خبرنگاران ضمن اشاره به موارد مرتبط با حوزه فعالیت خود از پیگیری طرح انتقال پایتخت در شورای مسکن خبر داد و در وصف آثار طراحی و اجرای این طرح بر اقتصاد کشور، فضای کسب و کار و اوضاع مسکن نکته راند تا بار دیگر خاطره یکی از وعده های محوری محمود احمدی نژاد در فضای انتخابات نهم ریاست جمهوری که بر تمرکززدایی فعالیت ها و امکانات اقتصادی از پایتخت تاکید داشت، زنده شود. سابقه تلاش برای انتقال پایتخت اما به زمانی بسیار دورتر از آغاز فعالیت دولت نهم باز می گردد. سال ۱۳۶۴ مصادف با دویستمین سال پایتختی تهران همزمان با سیل مهاجرت و افزایش مسائل و معضلات شهری سودای انتقال پایتخت به عنوان ساده ترین گزینه پیش رو در اندیشه تصمیم سازان کلان کشور افتاد و مطالعات مقدماتی در دستور کار قرار گرفت. با پایان جنگ تحمیلی در سال ۱۳۶۸ این امر به طور جدی از سوی مراجع مسوول پیگیری شد اما در نهایت این عده «ساماندهی تهران» را عملی تر تشخیص داده و از اجرای آن منصرف شدند. در آن زمان براساس مطالعات انجام شده از سوی مهندسین مشاور کمترین زمان لازم برای انتقال، ۲۵ سال برآورد شده که این زمان با توجه به چهار گزینه مورد نظر متغیر می نمود. پروژه ساماندهی تهران با حضور غلامحسین کرباسچی در مسند شهردار پیگیری شد اما به رغم اجرای طرح های متعدد عمرانی ناشی از فروش تراکم و شعار اداره تهران بدون پول نفت، بسیاری از مسائل شهری همچنان حل نشده باقی مانده است.
دیگر بار در اواخر دهه ۷۰ بود که گروهی از مدیران با طرح مسائلی چون تمرکززدایی، حفاظت از ارکان حکومت و امنیت ملی در برابر آسیب های وسیع ناشی از زلزله و سایر خطرات احتمالی سخن راندند تا در غیاب کرباسچی به عنوان مخالف اصلی طرح که بیش از هفت سال از طرح آن در فضای تصمیم گیری های کلان کشور جلوگیری کرده بود، انتقال پایتخت را در جریان مباحثات و تحقیقات مجدد اندازند. این در حالی بود که در تمام این سال ها همزمان مطالعات دومین طرح جامع تهران ادامه داشت و در سال ۱۳۸۱ طرح مجموعه شهر تهران نیز مورد توجه قرار گرفت که هدف اصلی آن ساماندهی، امکان و استقرار جمعیت و فعالیت ها در قلمرو و منطقه کلانشهری تهران عنوان شد. پیگیری پراکنده و عدم هماهنگی در پیشبرد هر یک از طرح های مذکور اما هیچ گرهی از کار پایتخت نگشود و تهران همچنان به سنت مدیریت شهری در دوران فعالیت کرباسچی به حیات خود ادامه داد. زمستان سال ۱۳۸۲ ، ۹ روز پس از آنکه زلزله بم تبعات فاجعه بار خود را در نتیجه نبود نظارت در ساخت و ساز شهری روبه روی دیدگان مسوولان قرار داد، این اظهارات حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی بود که ضرورت انتقال پایتخت را با توجه به آسیب پذیری تهران در مواجهه با زلزله به طور جدی مرتبط با مسائل امنیتی دانست تا جایی که وی از پیگیری جدی طرح های میان مدت و بلندمدت خبر داد. همزمان مجلس نیز آمادگی خود را برای دریافت لایحه مربوط و تصویب سه فوریتی آن اعلام کرد.باری دیری نپایید که سخنگوی وقت دولت در مصاحبه با رسانه ها طرح بحث جدیدی درباره انتقال پایتخت را تکذیب و عنوان کرد متخصصان از سال ۶۸ تاکنون به نتیجه جدیدی در این رابطه نرسیده اند.
روزگاری بافت های تاریخی، قلب تپنده یک شهر بوده و زندگی در آنها جریان داشته است، مردم فرادست و فرودست به راحتی در کنار یکدیگر به سر می برده اند و این همه با گرفتاری های اقتصادی و اجتماعی و هزاران مشکل ریز و درشت دیگر دست و پنجه نرم نمی کرده اند. اما امروز چهره شهر دگرگون شده، امکاناتی نامتناسب با نه تنها بافت های تاریخی که نوع فرهنگ و جامعه ایرانی به شهرها و روستاهای ما راه یافته و خود را به زندگی ما تحمیل کرده است. در این شرایط چگونه می توان به حفاظت از بافت های تاریخی پرداخت و روح زندگی را در پیکره بی جانشان دمید، برای یافتن پاسخ این پرسش با علیرضا قلی نژاد مدیر کل حفاظت از بافت های تاریخی به گفت وگو می نشینیم. وی با اشاره به این که باید دو موضوع را در مورد بافت های تاریخی به طور جداگانه دنبال کرد می گوید؛ قانون و فرهنگ، دو موضوعی هستند که باید در مورد بافت های تاریخی پی گرفته شوند.
چه قانونی درباره بافت های تاریخی و رسیدگی به وضعیت آنها وجود دارد و به تصویب رسیده است؟
در ابتدا باید اشاره کنم آنچه را که بافت تاریخی می نامیم در حقیقت ترکیب نامشخصی از شهر تاریخی و محدوده تاریخی است که به هر حال عدم تعریف مشخص این کلمه در برداشت حدود و اندازه آن نیز بی تاثیر نیست. به هرحال پایه و اساس قوانین در زمینه بافت های تاریخی به قانون برنامه سوم توسعه شهر برمی گردد و این که سازمان، محدوده های تاریخی را اعلام و ساز وکار مدیریتی جدید و مستقلی را برای این محدوده ها تعریف کند که از جمله مصادیق اجرای این قوانین می توان به شهرداران بافت تاریخی اشاره کرد.
ظاهراً این طرح هنوز اجرایی نشده، برای مثال یزد با وجود بیش از ۷۰۰ هکتار بافت تاریخی از وجود شهردار ویژه برای این مناطق بی بهره است؟
طرح و الگوی این کار وجود دارد اما هنوز فراگیر نشده و ما در پی اجرایی کردن آن هستیم به این معنی که پس از تعیین و ابلاغ محدوده توسط سازمان باید فرآیند انتخاب فرد اصلح برای تصدی جایگاه مدیریت ویژه محدوده بافت تاریخی نیز مشخص شود.
یکی از پدیده هایی که شهر های امروز جهان و به ویژه شهرهای بزرگ با ان مواجه اند بلند مرتبه سازی است. ایده ی بلند مرتبه سازی نخست به منظور بهره برداری از زمین های مرکز شهر و در پی توجه به اقتصاد شهر مطرح گردید. زیرا از سویی گرایش به تراکم و تمرکز واحد های اقتصادی، تقاضا برای زمین در مرکز شهر را به شدت افزایش داده بود و از سوی دیگر عرضه زمین در این منطقه شهر محدود بود. در نتیجهافزایش تراکم ساختمانی به عنوان راه حلی برای افزایش سطح زیربنای مورد بهره برداری ارائه شد.استفاده فراگیر از این روش، به تدریج افزون بر کاربریهای اقتصادی مانند کاربری های صنعتی، اداری و تجاری دامنگیر کاربری های مسکونی نیز گشت و به مناطق پیرامونی شهر نیز گسترش یافت، لیکن بهمانند هر راه حل دیگری، این راه حل دارای تبعات و آثار منفی نیز بوده و مشکلات نوینی را برای شهروندان پدید آورد که از آن جمله می توان به افزایش ازدحام و تراکم، افزایش آلودگی های زیست محیطی، کاهش دسترسی شهروندان به هوای آزاد و نور خورشید و افزایش مزاحمت های شهری اشاره کرد.آخرین دهه های قرن نوزدهم با آغاز رشد عمومی ساختمانها (بلند مرتبه سازی) در غرب همراه بودهاست. پدیده ی بلند مرتبه سازی ئر طی حیات خود اگرچه همواره از سوی اندیشمندان گوناگون مسائلاجتماعی، اقتصادی و شهرسازی مورد انتقاد واقع شده و به کاربرد ان با شک وتردید نگریسته اند اماهمواره بنا به ضرورت ها، نتوانسته است حضور دائمی خویش را به اثبات رساند و برعرصه فعالیت خود بیافزاید.این پدیده از سویی می تواند به بسیاری از مسائل شهری مانند کمبود زمین، کمبود مسکن و... پاسخ دهد، اما از سویی دیگر خود پدید آورنده ی مشکلات و نارسایی های دیگری می باشد.در کشورهای غربی سعی شده برای بهره مندی از مزایای بلند مرتبه سازی و برای کنترل مسائل و مشکلات ناشی از آن توسط قوانین و مقررات کاربردی عمل کنند و پدیده را تحت کنترل بیاورند. در این تلاش شهر های ما در حال حاضر شاهد رشد و گسترش ساختمانهای بلند بر چهره خود می باشد و ایندر شرایطی صورت می پذیرد که شناخت صحیحی از اهمیت موضوع وجود ندارد و قانون و مقررات کنترل کننده نیز در دست نیست.مقولات اساسی مربوط به بلندمرتبه سازی ها
برنامهریزی از دیدگاه مسائل اجتماعی و اقتصادی, به منظور ارتقاء سطوح مختلف زندگی جامعه, میتوان به چند نوع تقسیم نمود:
الف- برنامهریزی كلی (كلان)
این برنامهریزی, بیشتر به منظور رسیدن به هدفهای كلی و عمومی اقتصادی و اجتماعی انجام میگیرد. مثلاً, برنامهریزی در زمینهی ارتقاء رشد اقتصادی یا صادرات و مبادلات بازرگانی یك كشور را, میتوان یك برنامهریزی كلی دانست.
ب- برنامهریزی بخشی
این نوع برنامهریزی, بیشتر در بخشهای مختلف تولیدی و اجتماعی صورت میگیرد. مانند: برنامهریزی در بهداشت, ساختمان, كشاورزی, مخابرات و مانند آن.
ج- برنامهریزی در سطح طرح (خرد)
این برنامهریزی در طرحها و پروژههای داخل بخش صورت میگیرد. مانند: برنامهریزی توسعهی كلینیك در داخل بخش بهداشت, برنامهریزی توسعهی مدارس ابتدایی در بخش آموزشی, یا ارتقاء سطح تولید گندم در بخش كشاورزی.
تقسیمبندیهای دیگری نیز برنامهریزی شده است كه از اهم آنها میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
الف- برنامهریزی ملی
در برنامهریزی ملی, برنامهها و سیاستهای توسعهی اقتصادی و اجتماعی یك كشور و نحوهی اجرای آن مشخص میگردد. برنامهریزی ملی یا كشوری, هر چند سال یكبار (معمولاً هر 5 سال) برای كل كشور انجام گرفته و شامل كلیهی سطوح برنامهریزی كلی, برنامهریزی بخشی و برنامهریزی طرحها میگردد.
ب- برنامهریزی منطقهای
در برنامهریزی منطقهای, سیاستهای توسعهی اقتصادی و اجتماعی یك منطقه (جزئی از كشور), یا چند منطقه و یا كل كشور در قالب چند منطقه, انجام میگیرد.
ج- برنامهریزی شهری
در این نوع برنامهریزی با توجه به اقتصاد و عملكرد عوامل شهر, نحوهی استفاده از اراضی شهر, محلهبندی مسكن, ترافیك, فضای سبز و غیره, در رابطه با جمعیت و فونكسیون شهر مورد بررسی قرار میگیرند.
د- برنامهریزی روستایی
در این برنامهریزی به مسائل و مشكلات روستاها پرداخته شده و مسائلی از قبیل تولید و عرضهی محصولات كشاورزی و دسترسی روستاها به سرویسهای اجتماعی (كلینیك, مسجد, مدرسه, حمام و مسكن) مورد بررسی قرار میگیرند.
تراکم عبارت است از نسبت تعداد جمعیت به میزان معینی از زمین که معمولا در شهرها به هکتار بیان میشود. یکی از اهداف اصلی برنامهریزی شهری، رسیدن به وضعیتی است که انواع امکانات و فضاهای شهری به اندازه کافی و به نحوه مطلوب در دسترس شهروندان قرار گیرد و آنان با کمترین مشکل به انواع امکانات شهری دسترسی داشته باشند.
حصول این امر، با ایجاد تعادل منطقی بین جمعیت و امکانات صورت میگیرد. تراکم بیش از حد جمعیت در بخشی از شهر این تعادل را از بین میبرد. علاوه بر این ایجاد سروصدا و نارسایی های روانی، گرانی قیمت زمین و اجاره خانه، بزهکاری و جنایت، امکان مخاطرات بهداشتی و مواردی از این قبیل از تبعات آن است. در مقابل، تراکم بسیار پائین نیز مشکلاتی از قبیل بالا رفتن هزینه خدماترسانی در زمینههای شبکه معابر، تاسیسات زیربنایی (آب، برق، گاز و تلفن) و خدمات بهداشتی، درمانی، آموزشی و غیره میشود. بنابراین رسیدن به تراکم معقول، منطقی و نظارت بر آن در شهرها از اهمیت بالایی برخوردار است.
تراکم مسکونی را میتوان به دو نوع خالص و ناخالص تقسیم نمود. گرچه بین برنامه ریزان شهری کشورهای مختلف بر سر تعریف تراکم مسکونی خالص و ناخالص، اتفاق نظر وجود ندارد، ولی توصیف قابل قبول این است که منظور از تراکم مسکونی خالص، نسبت تعداد جمعیت به اراضی ای است که صرفا به خاطر سکونت در نظر گرفته شده باشد و مقصود از تراکم مسکونی ناخالص، نسبت تعداد جمعیت به کل اراضی ای است که به مصرف واحدهای مسکونی و نیازمندی های وابسته به آن رسیده است.
1- ساخت دوایر متحد المرکز(نظریه ارنست برگس)
این طرح به عنوان نظریه ای متحد المرکزی شناخته شده است.الگوی ساخت شهر براین اصل استواراست که توسعه شهرازناحیه مرکزی به طرف خارج شهرصورت گرفته وتعدادی مناطق متحدالمرکز را تشکیل می دهد. این مناطق، با ناحیه مشاغل مرکزی شروع شده وبه وسیله منطقه درحال تحول احاطه می شود، که خوددرحال تبدیل به ادارات وصنایع سبک بوده ویا به واحدهای مسکونی کوچکتری تبدیل می شوند. این قسمت، ناحیه ای است که مهاجرین شهربه طرف آن جلب می گردند. وبه نوبه خود یا مسکن کارگران است یا محل بعضی ازساختمانهای قدیمی شهر، بالاخره منطقه سفرکنندگان دربیرون منطقه ساخته شده شهر قراردارد. قسمت اعظم منطقه سفرکنندگان ،احتمالاً بصورت اراضی باز است. اما دهکده هایی که درداخل آن وجوددارد، اغلب خصوصیات خود را تبدیل به سکونتگاههای خوابگاهی می نمایند.
2- ساخت قطاعی شهر: (نظریه همرهویت)
درتوجیه نظریه ((ساخت قطاعی شهر)) باید گفت که : چنین توسعه ای را نمی توان مغایر با نظریه دوایرمتحدالمرکز دانست. بلکه،تغییروتعدیلی درجهات مختلف این نظریه است.برخلاف نظریه دوایرمتحدالمرکز درنظریه ساخت قطاعی شهر، شهرها نمی توانند برای همیشه حالت دایره ای شکل بودن مناطق داخلی خودرا حفظ کنند. بلکه،حالت قطاعی بیش ازدایره ای زمینه مساعدی را جهت توسعه به دست می آورد. دراین نظریه عامل اجاره خانه می تواند به عنوان راهنما ،مطالعه شهررا عملی سازد. ساخت مهمترین اصول تشکیل دهنده نظریه قطاعی شهرها را ،می توان به شرح زیر مورد مطالعه قرارداد:
تراکم عبارت است از نسبت تعداد جمعیت به میزان معینی از زمین که معمولا در شهرها به هکتار بیان میشود. یکی از اهداف اصلی برنامهریزی شهری، رسیدن به وضعیتی است که انواع امکانات و فضاهای شهری به اندازه کافی و به نحوه مطلوب در دسترس شهروندان قرار گیرد و آنان با کمترین مشکل به انواع امکانات شهری دسترسی داشته باشند.
حصول این امر، با ایجاد تعادل منطقی بین جمعیت و امکانات صورت میگیرد. تراکم بیش از حد جمعیت در بخشی از شهر این تعادل را از بین میبرد. علاوه بر این ایجاد سروصدا و نارسایی های روانی، گرانی قیمت زمین و اجاره خانه، بزهکاری و جنایت، امکان مخاطرات بهداشتی و مواردی از این قبیل از تبعات آن است. در مقابل، تراکم بسیار پائین نیز مشکلاتی از قبیل بالا رفتن هزینه خدماترسانی در زمینههای شبکه معابر، تاسیسات زیربنایی (آب، برق، گاز و تلفن) و خدمات بهداشتی، درمانی، آموزشی و غیره میشود. بنابراین رسیدن به تراکم معقول، منطقی و نظارت بر آن در شهرها از اهمیت بالایی برخوردار است.
تراکم مسکونی را میتوان به دو نوع خالص و ناخالص تقسیم نمود. گرچه بین برنامه ریزان شهری کشورهای مختلف بر سر تعریف تراکم مسکونی خالص و ناخالص، اتفاق نظر وجود ندارد، ولی توصیف قابل قبول این است که منظور از تراکم مسکونی خالص، نسبت تعداد جمعیت به اراضی ای است که صرفا به خاطر سکونت در نظر گرفته شده باشد و مقصود از تراکم مسکونی ناخالص، نسبت تعداد جمعیت به کل اراضی ای است که به مصرف واحدهای مسکونی و نیازمندی های وابسته به آن رسیده است.
تراکم ناخالص مسکونی در شهرهای ایران از طیف وسیعی برخوردار است، به طوری که کم تراکم ترین شهرهای ایران در میان شهرهای با جمعیت بالای ۲۵هزار نفر، خرمشهر با تراکم ناخالص ۸/۵نفر در هکتار و اقلید ۶/۶نفر در هکتار می باشند. در مقابل پرتراکم ترین شهرهای ایران در میان شهرهای با جمعیت بالای ۲۵هزار نفر، بندر ترکمن ۵۰۹ نفر در هکتار، زرقان ۵۵۹/۸ نفر در هکتار و گوهردشت با ۱۱۳/۱نفر در هکتار می باشند.
گرچه میان کم تراکم ترین و پر تراکم ترین شهر ایران فاصله زیادی وجود دارد، اما تراکم در تعداد قابل توجهی از شهرهای ایران کمتر از ۱۰۰نفر در هکتار است و به متوسط تراکم ناخالص مسکونی در شهرهای بالای ۲۵هزار نفر ایران ۴/۵۴نفر در هکتار نزدیک است. تراکم ناخالص مسکونی در ۸۷درصد شهرهای ایران کمتر از ۱۰۰نفر میباشد که از این میان تراکم ۵۰درصد شهرها کمتر از ۵۰نفر در هکتار و ۳۷درصد شهرها بین ۵۰ الی ۱۰۰ نفر در هکتار است. همچنین میتوان گفت که تراکم در شهرهای بزرگ بیشتر از تراکم در شهرهای کوچک و عمدتا بین ۵۰ الی ۱۰۰نفر در هکتار است. به عنوان مثال، تراکم ناخالص مسکونی در مراکز استانها به ویژه کلانشهرهای کشور، در همین سطح قرار دارد. تراکم ناخالص مسکونی در شهر تهران ۷۴نفر در هکتار، تبریز ۷۷/۸ نفر در هکتار، مشهد ۵/۹۱نفر در هکتار، شیراز ۶۸/۹ نفر در هکتار و در اصفهان نیز ۵۲/۴ نفر در هکتار میباشد.
روزنامه دنیای اقتصاد


