طراحی و ایجاد مبلمان شهری از عواملی است كه در ایجاد هویت، زیبایی و خوانایی (شناسه) شهر اهمیت فراوان دارد اما كارشناسان شهری معتقدند ضعف مدیریت شهری عاملی برای نابسامانی در این حوزه است.
به گفته كارشناسان شهری، مبلمان شهری به تجهیزاتی اطلاق میشود كه برای خدماترسانی به مردم شهر جانمایی شده و در شهر نصب میشوند.
بر اساس اصول شهرسازی مبلمان شهری باید با در نظر گرفتن رفتارهای اجتماعیوفرهنگی شهر موردنظر طراحی و نصب شوند. از دیدگاه یك نظریهپرداز غربی، اگر قرار است شعور شهری آن شناخته شود باید به مبلمان آن شهر توجه داشت. اگر این عناصر بتوانند «لبخند» را به لب مردم بیاورند و برای آنها پیامآور احساس آرامش و امنیت باشند، میتوان گفت عملكردی موفق داشتهاند.
دكتر «سید امیر منصوری» استاد دانشگاه تهران، صاحبنظر در حوزه شهرسازی و مسوول بخش معماری منظر دانشگاه تهران در این باره میگوید: «مبلمان شهری مثل هر عنصر دیگری در سیمای شهر تاثیرگذار است و باید در این حوزه با طراحی و برنامهریزیهای دقیق، متناسب با فرهنگ و آداب و رسوم مردم حركت كرد.
زمانی كه قرار است در نقطهای از شهر یك نیمكت نصب شود، باید با توجه به محیط و هویت منطقه این كار صورت گیرد. برای مثال اگر یك صندلی بتنی بدون تناسبی با فضا نصب شود، این ناهماهنگی در ادراك شهروند تاثیرگذارشده و رفتارهای اجتماعی، كنشها و واكنشهای او را متاثر میكند.»
رئیس پژوهشكده مركز تحقیقات هنر، معماری و شهرسازی كه طراحی مبلمان شهری را فاقد حداقل استانداردهای علمی و تخصصی میداند در بخش دیگری از سخنان خود در مورد بعد عملكردی مبلمان شهری در شهر میگوید:«در سه محور میتوان ابعاد تاثیرگذار مبلمان شهر را بررسی كرد.
بعد عملكردی این عناصر، مهمترین وجهی است كه برای آنها در نظر گرفته میشود. برای مثال تابلو، پل عابر پیاده، سطل، كیوسك تلفن و مطبوعات و حتی نردهها، هر كدام با سرویسدهی و خدمات خاص خود در جهت رضایت عمومی طراحی میشوند.»
«منصوری»، با در نظر گرفتن ابعاد دیگر موضوع به وجوه هویتی و خوانایی میپردازد. خوانایی مفهومی است كه از سوی طراحان شهری همچون كوین لینچ، صاحبنظر آمریكایی مطرح شد. بر پایه این مفهوم اگر تمهیدات كالبدی و طراحی یك شهر برنامهریزی شده و اصولی صورت گیرد شهروندان قادر خواهند بود نقشه ذهنی واقعیتری از شهر ترسیم كنند. در شهر خوانا حتی شهروندان ناآشنا به فضاهای شهر میتوانند بدون سرگشتگی شهر را شناسایی كرده و با استفاده از نشانههای ساده مسیریابی كنند.
به اعتقاد لینچ خوانایی در یك شهر با استفاده از چهار عنصر اصلی لبه، نماد، نشانه و گره محقق میشود.
اهمیت «منظر شهری» به واسطه نقش آن در زیباسازی، هویت بخشی و روانسازی جریان زندگی در محیط شهری است.
دیر زمانی نیست كه «چشمانداز و منظر» به عنوان یك وجه پراهمیت از محیط زیست انسان مورد توجه قرار گرفته است. محققان از ویژگیهای تاریخی، فرهنگی و زیباشناختی به عنوان جنبههای اصلی و قابل توجه منظر یاد كردهاند. توجه به وجوه یاد شده در شهر، جلوهای از محیط زیست انسان را در بر میگیرد كه «منظر شهری» نامیده شده است.
امروزه، گسترش فضاهای مصنوع و بهبود كیفیت آنها و همچنین میل به زندگی وابسته به طبیعت و تاریخ، جنبههای متنوعی از «چشمانداز و منظره» را آفریدهاند كه هر یك موضوع و بستر حرفهای خاص قرار گرفتهاند. تحقیقات و انتشارات موجود نظریههای گوناگونی را به عنوان پشتوانههای اقدامات اجرایی در زمینه «چشمانداز»تبیین كردهاند. رشد فعالیتهای مربوط به «منظر» شاخههای فرعی آن از جمله «منظر شهری» را به عنوان زمینههای مختلف این كار معرفی كرده است
اهمیت «منظر شهری» به واسطه نقش آن در زیباسازی، هویت بخشی و روانسازی جریان زندگی در محیط شهری است.
شهرهای امروزی، به دلایل گوناگون و اغلب اقتصادی از یافتن هویت بصری و تاریخی مطلوب بیبهره میمانند. در عین حال لازم است تا با توجه به زمینههای نظری و بنیادین مباحث «منظر شهری» از تبدیل شدن این مقوله به نوعی فعالیت تخیلی و بیمبنا جلوگیری به عمل آید چرا كه سیمای شهر، همه چیزی است كه از شهر «حس» میشود و به «دیده» میآید. تعاریف امروزی منظر، دایره شمول، آن را از محدوده «نظر» به همه آن چیزی كه از محیط دریافت میشود توسعه میدهد كه ویژگیهای صوتی، بو و بافت از جمله این موارد است.
منظر، جلوهای از واقعیت فضای زیست انسان است كه توسط استفاده كننده درك میشود و باید اذعان داشت به رغم در انزوا ماندن آن، مهمترین وجه محیطزیست است كه با انسان در ارتباطی روحانی به سر میبرد. آنچه یك «محیط» را خوب، دلباز، دلچسب، مطبوع، با صفا، زنده و با نشاط میسازد، همان است كه در بحثهای «منظر و چشمانداز» مورد توجه قرار گرفته است.
نمودهای هویت شهر
یك شهر چگونه صاحب هویت شناخته میشود؟ دانستیم كه هویت در مقوله شهر، معماری و هنر امری تشكیلی و دارای شدت و ضعف است. آنچه آن را به اصطلاح با هویت میخوانند، دارای مراتبی از اتصال به تاریخ و تحولات گذشته خود است كه عرف آن حد را با هویت میشناسد. در واقع، همیشه میتوان نشانههایی هر چند جزئی در ارتباط میان امر واقع با گذشته او پیدا كرد. اگر چه تبیین كمی این حد، فرآیندی پیچیده و كمسابقه است، لكن میتوان با حدی از تسامح و با تكیه بر عرف، مقولات با هویت و بیهویت (و در واقع با هویت قوی و ضعیف) را از یكدیگر تمیز داد.
ایجاد هویت به منزله تداعی خاطرات شهر سنتی ایران در منظر شهر جدید، اقدامی است كه منحصر به دخالت در سیمای محیط نمیشود. بلكه جنبههای ساختاری و برنامهریزی شهر را نیز دستخوش دگرگونی میكند كه تاثیرات آنها در مرحله بعد در منظر شهر به دیده میآیند، لكن همیشه میتوان در شهری كه ساخته شده، اقداماتی موضعی (و البته بر مبنای برنامهای حساب شده و پیش اندیشیده) به عمل آورد.
بر اساس آنچه گفته شد، شهر ا برای گریز از چهره ناشناخته و گم گشته امروزی در نخستین قدم نیازمند مطالعات فنی در زمینه منظر، جنبههای نظری هویت و نمودهای تاریخی آن است. قدم دیگر تجزیه و تحلیل سنت پربار گذشتگانمان در ساخت و پرداخت شهرهایشان است. باید ضابطههای منظرین شهر ایرانی را بشناسیم. زیباشناسی آن را درك كنیم. آنگاه با درك اهمیت خاصی كه مقوله سیمای شهر در هویتبخشی، مطبوعسازی و روانبخشی فضا دارد نسبت به طراحی نواحی خاص از شهر همت گماریم. تنوع زیاد موضوعات مربوط به مقوله منظر شهری و همچنین كثرت مسایل و نیازهای بهسازی شهر امروز ایجاب میكند تا بر اساس روشی نظامدار نسبت به انتخاب زمینههای كار و اولویتبندی آنها اقدام كرد.
منبع : سایت همکلاسی
جمع آوری اطلاعات اولیه و تجزیه تحلیل مناظر و فضاهای محدوده ی مورد نظر و شناخت چهره شهری:
بدست آوردن و توجه به مشخصه های برجسته در محل مورد نظر ، جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن ،اساس و پایه ی برنامه ریزی شهری را تشکیل می دهد .خصوصیات طبیعی و هویت یک مکان و ارزش و قدمت تاریخی آن و نقش و مفهومی که در آینده خواهد داشت ،در آغاز کار ،بستگی به اطلاعات ،تجزیه و تحلیل و ارزیابی مشخصه های طراحی مناظر طبیعی و چهره ی شهری آن دارد.
در شروع کار ،باید مشخصهات خاص یک مکان به طور دقیق مشخص شود ،این مشخصات ممکن است زیبا یا معمولی یا زشت باشند ، گذشته از این می توانند هویت مخصوص به خود را داشته باشند که باعث ایجاد هماهنگی و یا تضاد و یا تناقض در طراحی شهری می شود.
چهره ی شهر ،روستا و مناظر طبیعی ،مثال هایی بسیار متفاوت از مشخصه های طراحی شهری به شمار می روند.
پیشنهادات کلی در جهت طراحی شهری:
یک شهر درست مثل یک تابلوی ناشی است ،با این تفاوت که به اندازی نصف یک اثر هنری به طراحی آن پرداخته می شود ،و برای نصف دیگر آن می بایست این اثر را مانند یگ گیاه دانست که نسبت به شرایط محیط زیست خود نیاز به قواعد رشد و قوانین دارد.(فریتس شوماخر)
این بدان معناست که طراحی می باید با وضعیت موجود و داده های محل خود را هماهنگ کرده و عملکرد صحیح اجزا و بهترین طرح را در مورد مکان مورد نظر ارائه نماید.طراحی شهری باید دقیق و واضح جوابگوی طرح های مورد نظر و ارائه شده باشد.طراحی با علم شناخت از کلیه مسائل و بدون تحت تاثیر قرار گرفتن و یا وابستگی باید عمل نماید.طراحی فقط یک سوال تکنیکی و یا هندسی نیست ،بلکه موضوعی است احساسی تفکری که با صبر توام می باشد.
مجله پیام مهندس ،سال پنجم ، شماره بیستم تیر83 – محمد صالحی فرد
مشخصات اصلی گرافیک محیطی
گرافیک محیطی از کلیه علائم، تابلوهای و چراغها، از شکل و رنگ و طرح و خط ونوشتار بهره میگیرد و اگر بامعیارهای درست استوار باشد میتواند :
ـ ارتباط های اجتماعی مردم را تسهیل کند .
ـ به فعالیت اقتصادی سرعت بخشد .
ـ ایمنی و جریان ترافیک را بهبود بخشد .
ـ مردم را از امکاناتی که شهر در اختیارشان میگذارد آگاه کند .
ـ جرائم حاصل از تشنجات عصبی مردم را کاهش دهد .
ـ به رفع نیازهای اجتماعی مردم با ایجاد ارتباط با محیط اطراف بوسیله مشخص کردن، راهنمایی
و اطلاع رسانیکمک کند .
ـ با ایجاد مناظر زیبای بصری در محیط، به سلامت ذهنی مردم یاری رساند .
عوامل اصلی بیان در گرافیک محیطی عبارتند از :
- پوستر
- علائم
- تابلوهای بزرگراهها
- تابلوهای راهنمایی و رانندگی
- علائم نورانی( نئونها )
- تبلیغات روی وسائل نقلیه
- طراحی محیطی پارک ها
- طراحی روبناها و رنگهای حاصل از آنها
- طراحی محلهای خدماتی عمومی، ایستگاههای اتوبوس، باجه های تلفن، نیمکت ها و...
- طراحی محیطی مراکز فرهنگی و تفریحی
- طراحی حجم های تزئینی در میدان ها و پارک ها
- تابلوهای سردر فروشگا هها، مغازهها، سینماها و کلیه سازمانها و موسسات دولتی و خصوصی
- انواع تابلوهای تبلیغاتی مانند: بیلبورد، چهاروجهی، سهوجهی، سهبعدی، دیجیتالی .
از آنجا که همه این عوامل در محیط داخل شهر انجام میگیرد. بنابراین باید بین آنها و شهر، هماهنگی ایجاد گردد و طراحان گرافیک محیطی با مهندسین شهرساز از نزدیک، تشریک مساعی داشته باشند.
در طراحی محیط، علاوه بر دانش، توانایی و الهام درونی، عواملی نیز از بیرون بر ذهن طراح و هنرمند اثر می گذارند.
در ایران، فرهنگ، تاریخ و عملکرد محیط از مهم ترین عوامل مؤثر بر اندیشه طراح و معمار در طراحی مناظر و چشم اندازهاست.
محیط زندگی علاوه براینکه محلی برای تخلیه هیجانات روحی مردم به شمار می رود، نشان دهنده گذشته وحال مردم یک جامعه است. در برخی منابع نیمه قرن چهارم، ازایرانیان به عنوان بنیانگذاران طراحی محیط و منظر یاد شده است که نشان می دهد از همان ابتدا، برای ساخت و زینت بخشی پردیس،ازاصولی استفاده می شد.
عواملی که امروزه بر ذهن و فکر طراح تأثیر می گذارند و موجب خلق طرحی زیبا و بدیع و ترکیبی منظم و تأثیرگذار می شوند ریشه در فرهنگ، تاریخ و نحوه استفاده از محیط دارند.
در بررسی دقیق طرح های اجرا شده در کشور، مشخص شده این عوامل در بیشتر طرح ها جایگاهی ندارد و اکثر طراحان تنها به جنبه های زیباسازی طرح توجه می کنند، درحالی که در حرکت به سمت توسعه پایدار و در طراحی اکوسیستم ها درنظر گرفتن این عوامل ضروری است.
از آنجا که نمای ساختمان ها و شکل چشم اندازها، از نشانه های فرهنگی هر جامعه و طرزتفکر مردم به شمار می آیند، نگاه یک تازه وارد به اطراف خود، در وهله اول با فرهنگ مردم آن جامعه گره می خورد. بنابراین ، عوامل فرهنگی اصلی ترین نقش را در طراحی محیط ایفا می کنند.
تشابه بین ۲ محیط از ۲ جامعه جدا از هم، گویای نزدیکی فرهنگ ۲ملت و درنهایت، نشان دهنده پیوستگی و نحوه نگرش و اندیشه آنهاست. خلاف این مطلب نیز صادق است. در جوامع مختلف، به دلیل تفاوت های فرهنگی، استفاده از اجزا و نحوه چیدمان و ساخت یک پردیس متفاوت است. برای مثال، شکل فانوس هایی که یک طراح ژاپنی در طرح خود به کار می برد، نمای کوچکی از معماری ساختمان های آن جامعه است. در ایران تأثیر سایر فرهنگ ها بر طرح پردیس در استفاده از سبک های مختلف شرقی و غربی دوره قاجاریه و ارتباط با سایر مملکت ها، بیشتر دیده می شود. برای مثال می توان ازباغ «دوشان تپه» در تهران نام برد که در زمان ناصرالدین شاه احداث شده است. در دوره پهلوی به دلیل ارتباط بیشتر، تغییرات بیشتری در طراحی محیط دیده می شود. این تأثیرات در ویلاسازی های آن زمان کاملاً مشخص است. هرچند در همین طرح ها هم فرهنگ ایرانی همچنان رنگ و لعاب خود را حفظ کرده است. محصور کردن وسایل مختلف برای محفوظ ماندن از دید دیگران، یکی از نشانه های چنین فرهنگی است.
بسیاری از ساختارهای یک جامعه از تاریخ، نشأت گرفته اند. شکل موجود جوامع، تاحدی تحت تأثیر تاریخ، اسطوره ها و نمادهای گذشته قرار گرفته است.
عوامل و سازه های فیزیکی محیط رانباید خشک و بی روح تصور کرد، چراکه این سازه ها ریشه در حالت ها و اندیشه های گذشتگان آن جامعه دارند. درحقیقت تاریخ، سیر تکامل فکری یک جامعه است که بر شکل سازه ها تأثیر می گذارد.
این سیر در ایران از باغ های تیموری تا باغ های صفویه و قاجاریه و حتی در طراحی طراحان امروزی دیده می شود. در این روند، هردوره از دوره قبل خود تأثیر گرفته و آن را تکمیل کرده است. طراحی و نحوه چیدمان اجزا نیز باید به گونه ای باشد تا افرادی که از آن محیط استفاده می کنند، به راحتی به همه امکانات، دسترسی داشته باشند.
اگر در معماری چشم اندازها اصولی به کار گرفته شده باشد، در نگاهی دقیق، به راحتی می توان از طرز قرارگرفتن اجزا به شغل، سن و وضعیت جسمی استفاده کنندگان آن پی برد، چراکه به احتیاجات روحی، روانی و جسمی کاربران در آن طرح توجه شده است.توجه به این نکات، نیازمند بررسی جامعه شناسانه، وضعیت جسمی و شغل استفاده کنندگان هر محیط دارد و به تدوین اهداف احداث فضای سبز کمک می کند.
به موازات گذشت زمان و تغییر افکار عمومی، عوامل مؤثر بر فرهنگ، بر سازه های هر جامعه تأثیر می گذارد. طرح چند قرن قبل با طرح امروزی به لحاظ روش اجرا و نحوه چیدمان اجزا متفاوت است و این تفاوت ها ناشی از فرهنگ حاکم بر آن زمان و تاریخ آن جامعه است. طراحان برای خلق طرحی ماندگار و بدیع باید به شناسایی جامعه و ابعاد فرهنگی هر جامعه بپردازند، چراکه طرحی موفق است که درآن به زمینه های فرهنگی و جامعه شناسی بطن جامعه توجه شده باشد.
دکتر جعفر محمدی – روزنامه کیهان – به نقل از نشریه «شهرداریها» ، شماره 82
خلاف مطالعات و تجربه های فراوان در زمینه «فرم شهر» و سازمان بصری شهری امروزی، میتوان گفت كه هنوز مبانی و روشهای مطلوب، علمی و مورد قبول عام برای آن تدوین نشده است. در واقع به دلیل ابعاد وسیله كالبدی _ فضایی شهرهای جدید و دخالت نیروهای متعدد و متضاد در شكلگیری و توسعه آنها، نمیتوان به سادگی كیفیت بصری و سیمای كالبدی شهرها را تحت بررسی، انتظام و نظارت قرار داد.
با افزایش ابعاد و وسعت كلانشهرها، تركیب انواع شهركها و حومه ها، توسعه بزرگراهها، تركیب انواع حركت سواره و پیاده، افزایش سرعت در فضای شهری، توسعه ساختمانهای بلندمرتبه، توسعه و تنوع وسایل حمل و نقل، تعدد و تنوع اثاثه شهری و مانند اینها، شرایط نوینی پدید آمده است كه تحقق اهداف و موازین زیباشناختی را در سیمای شهرها بسیار دشوار و دست نیافتنی كرده است.
علاوه بر اینها، دخالت نیرومند نیروهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در حیات شهرهای بزرگ، از جمله عواملی است كه با اهداف برنامه ریزیهای شهری در تضاد قرار میگیرد.
از طرف دیگر، به دلیل طبیعت پیچیده و چند بعدی شهرهای كنونی، دانش شهرسازی نیز در معرض كشاكش رشتههای مختلف مثل اقتصاد، مهندسی سازه، مهندسی ترافیك، جامعه شناسی، برنامهریزی، مدیریت، معماری، محیط شناسی، جغرافیای شهری و غیره قرار گرفته است. در نتیجه نمیتواند به آسانی به اهداف مشترك و روشهای مشترك دست پیدا كند.
بدیهی است كه در شرایط نوین، دانش و هنر معماری، بر خلاف گذشته دیگر قادر نیست كه به هستی شهرها، هم از نظر عملكردی و هم از نظر زیباشناختی، شكل دهد. اینك هماهنگی میان هنر و فن در شهرسازی، اسیر كشاكش نیروهایی شده است كه نه تنها همسویی ندارند بلكه گاه در تعارض با یكدیگر عمل میكنند. اینك مسئولیت تاریخی و خطیر شهرسازی این است كه میان ضرورتهای ناسازگار مثل توسعه صنعتی، توسعه كالبدی، توسعه رفاه اجتماعی، توسعه حمل و نقل، حفظ محیط زیست و تامین نیازهای زیباشناختی، هماهنگی و سازگاری ایجاد كند. كار بزرگی كه تمام شهرسازی جهان را به خود مشغول داشته است.
در حال حاضر، انواع نیروها و گروهها، و انواع دانشها و فنون، به طور آگاهانه و ناآگاهانه در شكل گیری شهرها دخالت دارند. حاصل كار این است كه شكل و سیمای كالبدی اغلب شهرهای موجود، پدیدهای تصادفی و اتفاقی است كه عنصر آگاهی و انتخاب نقش ناچیزی در آن دارد. بدیهی است كه با این وضع، نمیتوان، به آسانی به اهداف هویت، زیبایی و جذابیت در سیمای شهرها دست پیدا كرد.
اینك اصطلاح «شهرسازی» مفهومی مبهم و چند پهلو پیدا كرده است، كه عرصه عمل و مسئولیت آن روشن نیست و در كشاكش میان حوزههای علوم مهندسی، علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنرها معلق مانده است.
طراحی شهری فرآیندی است كه به شكلدهی فیزیكی بافتهای مختلف شهری و روستایی منجر میشود. طراحی شهری با رویكرد ساختارگرایی به ایجاد اماكن متعدد میپردازد. این فرآیند طراحی ساختمانها، فضاها و چشماندازها را در برمیگیرد و نهایتا جریانی را به راه میاندازد كه به عمران و آبادی شهری كمك میكند.
تعریف طراحی شهری
طراحی بخشی از هنر سازمان دادن فضای کالبدی است که با رشته های مختلف علمی و هنری مانند برنامه ریزی شهری ,معماری و منظر سازی ,مهندسی فنی ,مهندسی ترافیک و حمل و نقل روانشناسی ,جامعه شناسی واقتصاد سر و کار دارد و در عین حال با سیاست و فرهنگ نیز ارتباط پیدا می کند.پس می بینیم که دامنه ی فعالیتش بسیار گسترده است.
اگر گفته ی مانوئل کستل را بپذیریم که برنامه ریزی عین سیاست است شاید بهتر بتوان حوزه ی فعالیت شهری را مشخص کرد .به نظر جف لوید طراحی شهری حلقه ی پیوند دهنده ی معماری , معماری منظر, مهندسی به صورت گسترده و برنامه ریزی وبلاخص برنامه ریزی شهری است.این نظریه ای که امروز هم از اعتبار خود برخوردار است.
در تعاریف بالا ما به دنبال جوهر و مفهوم طراحی شهری هستیم چیزی که در شرایط جامعه ی ما نیز مفید واقع می شود . طراحی شهری فعالیت جدیدی نیست . بحثهای فراوانی از قدیم وجود داشته مبنی بر اینکه با شکل گرفتن فضای خصوصی زندگی بشر فضای عمومی نیز شکل گرفته , زیرا انسانها می خواسته اند با هم رابطه داشته باشند و به محض آنکه انسان پا ازفضای خصوصی بیرون می گذارد و در فضای عمومی قرار می گیرد حضور طراحی شهری در تاریخ کالبدی او آغاز می شود.
گستردگی فعالیت طراحی شهری نشان می دهد که این فعالیت مانند یک طرح معماری یا طراحی یک پارک نیست که با طرح مشخصی شروع شود یا پایان پذیرد. یک کار معماری معمولا در جایی شروع می شود و خاتمه می یابد , ملی یک میدان به عنوان عنصری از سازمان فضایی شهر در طول تاریخ تکون می یابد , دگرگون میشود ,تغییر می کند و یا مدام عوض می شود . چنین فضایی می توانداز عهد باستان شروع شود , وسطی را پشت سر گذارد , رنسانس را ببیند و امروز هم بتواند در آن فعالیت و زندگی کند.
دشواری پیش بینی آینده ایجاب می کند که طراحی شهری انعطاف پذیر باشد , بتواند خود را با حرکات ونوسانات و تصمیم گیری ها تطبیق دهد ,اصلاح شود و به قولی مدارا کند.
اگر از منظر تاریخ انسانی به مجموعه یافته های بشر بنگریم در می یابیم كه شهرنشینی و مدنیت، یكی از مراحل بسیار حیاتی در زندگی بشر به حساب می آید و طی كردن آن اوج فعالیت گروه های انسانی در رسیدن به یك سیستم مترقی برای زندگی بهتر می باشد.
«شهر» ها و حضورشان به عنوان گستره ای از معانی آشنا با روح انسانی، تجلی گاه اراده معطوف به زیست مسالمت آمیزند كه در آن انسان ها در كنار هم نیازمند حداقل هایی از نظرآداب اجتماعی، بهداشت فردی و عمومی و رفاه هستند. ما در شهرها «زندگی» می كنیم، به طور دقیق تر ما از زندگی در شهرها در معنای عام «لذت» می بریم چرا كه همواره لفظ «زندگی» در كنار مفهوم «لذت» است كه معنای خود را باز می یابد و باید پذیرفت كه لذت بردن از حضور در شهرها نه به معنای ارضای حوائج، بلكه نوعی بهره مندی بصری و متافیزیكی است كه باید سبب ارتقای حس شهروندی شود. به همین منظور توجه انسان را در تولید دانش «طراحی شهری» باید ستود؛ دانشی پویا كه به طور قطع پایه های خود را بر روی ذهنیت و یافته های ما از شهرهای اولیه بنا نهاده و روز به روز با گسترش عادت شهرنشینی چهره ای تازه تر به خود می گیرد.
در واقع آنچه با ساخت ساختمان، شهر و... در ارتباط است در مفهوم بزرگی به نام طراحی شهری جا گرفته است؛ معماری یك پدیده پیشا- شهرنشینی است و قطعاً در نظر صاحب نظران این مفهوم از اجتماع تك ساختمان های ساخته شده به دست اولین معماران، شهرها به وجود آمده اند، اما همین كنش فردگرایانه و خودمحور معمار در تولید یك جز(ساختمان) در مقابل یك كل (شهر) است كه معماری را در پله ای پایین تر از طراحی شهری قرار می دهد. معمار، در طراحی ساختمان می كوشد كاری دیگرگون و چشمگیرتر از ساختمان های دیگر بیافریند. در این فرایند، تنها بنای ساخته شده است كه در كانون دید جای دارد و بس. درست مانند كسی كه در میان دیگران زندگی می كند، اما تنها به خود و خواسته های خود می اندیشد، بی آنكه به پیامدهای خواسته های خود از دید دیگران بیندیشد.
شهر خاطره را می سازد و خاطره به شهر شکل می بخشد، خاطره ابزار جستجوی گذشته نیست، صحنه ای است برای به حال آمدن گذشته،صحنه ای است برای پیوند مجدد با محیط. خاطره تا عمیق ترین لایه ها را می کاود برای آنکه بتواند مکانی جدید در خاطره شهری را کشف کند، پاره های مجزا را کنار هم می چیند تا کارکردی مجدد بدانها بخشد، فراموش شده را نجات دهد و امیدها و آرزوهای سرکوب شده را از نو برهاند.
تنها در زمان حال است که خاطره خلاق و آفریننده حادث می شود،بر موضوع تاثیر می گذارد،آن را دگرگون می سازد و با این دگرگونی خود نیز دگرگون می شود. اکنون ما در شهرهایی قرار گرفته ایم که به چیزها اجازه نمی دهیم به ما نزدیک شوند و به زندگی ما قدم بگذارند. و این به معنای زوال قصه گویی است که با دگرگونی و مرگ خاطره اتفاق می افتد.
تجربه شهری، یعنی گم شدن و گم کردن خود در شهر به منظور رسیدن به ادراک هوشیارانه و موشکافانه از محیط شهری.تجربه شهری یعنی سرگردانی و پریشانی در فضاهای نا آشنا به منظور رسیدن به آشنایی و ادراک تصوری شهر که در شروع منطبق با تصاویر برداشت شده از فضاهای ناآشنا می باشد و در ادامه، این تصاویر را به صور خیالی تبدیل می کند.صوری که در اینجا مکان خود را می یابد و در آنجا و یا در جایی دیگر سبب آشنایی با فضاهای ناآشنا می گردد و ذهن را از پریشانی می رهاند. در این حالت شهر و خاطره، هزارتویی خواهند شد که در آن حرکت دایره ایی و نه خطی حاکم است، تصورات فراموش نمی شوند، بلکه مکان رجوع دائمی ذهن برای آشنا شدن با ناآشنا می گردند و لذت دارا بودن خاطره را ممکن می سازند.
دیگر اینکه، تجربه شهری جز با پرسه زدن در شهر ممکن نمی شود، پرسه زن در شهر می گردد، از هزار توی آن عبور می کند،شهر و فضاهای شهری را لمس کرده، آنها را بازبینی و وارسی می کند،نانوشته های شهر را از خلال تصاویر و تصورات آن بازخوانی می کند. پرسه زن شهر را با تمامی حواس خود در می یابد،زبری و نرمی،گرمی و سردی آن را لمس می کند،بوی شهر و فضاهای آن را استشمام می کند.همهمه و سکوت آنها را می شنود، مناظر شهری و پس زمینه های آنها را می بیند و بالاخره مزه شهر و فضاهای شهری را می چشد و آنها را مزمزه می کند، و شهری این چنین احساس شده را در خیال خود می نشاند و تصوری دیگرگونه از تصویر آن را در ذهن جای می دهد. فصل مشترک تصور پرسه زنان در شهر، خاطره جمعی را می سازد. شهر مملو از واقع و موهوم و خیال و واقعیت می گردد. و در لحظه ای که شهر چنین شود، می توان از وقوع زندگی شهری و حادثه های منبعث از این واقعه سخن گفت.
طراحی شهری دانش نسبتاً جدیدی است. تا پیش از انقلاب صنعتی، مفهوم شهر و ویژگیهای آن در چهارچوبهای معینی قابل تعریف و تبیین است. با انقلاب صنعتی (اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم)، و ظهور مفاهیم مربوط به تولید صنعتی و جایگرفتن کارگاهها و کارخانهها در شهرها چهرة شهرها دگرگون شد. افزایش جمعیت، آلودگی هوا، پیشرفت تکنولوژی و گسترش بیرویه شهرها باعث پایین آمدن کیفیت زندگی شهری و عوض شدن مفهوم شهر بود. به دنبال این تحولات، اولین تفکرات شهرسازی شکل گرفت. با این حال تنها پس از جنگ جهانی دوم و به دلیل گستردگی خرابیهای ناشی از آن بود که طراحی شهری به عنوان یکی از علوم مربوط به شهر جایگاه ویژهای در حل مسائل شهر پیدا کرد. پس از فروپاشی نظام سنتی شهرها، مسائل مربوط به شهر تا حد زیادی در قلمرو مهندسین و در اوایل قرن بیستم در حیطه کاری معماران بود. اما به مرور زمان و با شکلگیری مباحث و پارادایمهای جدید، طراحی شهری،به عنوان یک دانش فرارشتهای و یک رشته مستقل دانشگاهی، اما در ارتباط مستحکم با معماری و برنامهریزی وارد عرصة نظر و عمل شد.
در فرایند تصمیمگیری و اجرای تصمیمات برای شهر از دید مدیران شهری، طراحی شهری حدفاصل برنامهریزی شهری و معماری محسوب میشود. طبق این نظر، مقیاس برنامهریزی شهری، مقیاس کلان و براساس دادههای آماری و پلانهای دو بعدی است. اما طراحی شهری مقیاس محدودتری دارد و ایدة سه بعدی برنامههای تعین شده است.
این در حالی است که طراحی شهری به روابط بین عناصر شهری و شکل سه بعدی این روابط میپردازد. و علاوه بر توجه به استانداردها و کمیتها، کیفیتها را نیز مورد توجه قرار میدهد. بحث های زیباییشناسی و کیفیت محیط و ارتباط مناسب توده و فضا، جزء لاینفک طراحی شهری هستند. با وجود عمر نسبتاً کوتاه طراحی شهری، نظریههای بسیار متفاوت و جریانهای فکری متعددی در رابطه با آن وجود دارند که تابع شرایط زمانی و مکانی بودهاند. اما بیشترین تلاشها در راستای مطلوبیت محیطهای انسانی و حفظ و ایجاد فضاهای انسان محور به شکلهای مختلف بوده است. با توجه به گنجینه ارزشمند تمدنهای شهری از نظام سنتی شهرها و طراحی شهری که در بطن تمام شهرهای پیش از انقلاب صنعتی (در اروپا، خاورمیانه، آسیا و ...) وجود داشته و پیچیدگی مسائل شهری در دنیای امروز، جستجوی شهر ایدهآل و راهکارهای رسیدن به آن، نیازمند همکاری تمام رشتههای مربوط به شهر، از جمله طراحی شهری است.
شهر مقوله پیچیدهای است كه حل مشكلات آن همكاری و همفكری تمامی رشتهها و تخصصهای مربوط بهآن را میطلبد. نه میتوان صرفاً مسایل فنی آن را مدنظر قرار داد و نه میتوان فقط به مسایل زیباشناختی آن توجه كرد.
هر رشته و تخصصی فقط میتواند گوشهای از واقعیت موجود را آشكار كند و راه حل مورد نیاز را پیشنهاد دهد. عدم شناسایی، تمامی جوانب و ابعاد یك شهر و عدم هماهنگی میان پیشنهادهای بخشی تخصصیهای مختلف، نه فقط جامعیت طرح را زیر سوال میبرد، بلكه میتواند برای آینده شهر نیز فاجعهآمیز باشد.
دانش طرحی شهری نیز از جمله تخصصهایی است كه از دیدگاه خودبه شهر و مسایل آن میپردازد. این رشته بایستی به عنوان یك تخصص مكمل فعالیتهای دیگر برنامهریزی شود و توسط بخشهای تخصصی دیگر تكمیل گردد.
لذا دانش طراحی شهری امروز، فعالیت تخصصی خود را در فرآیندی فرارشتهای تعقیب و تثبیت میكند.
داعیه نقش هماهنگ كننده و رهبر اركستر برای طراحی شهری به همان اندازه انحرافی است كه كتمان و انكار نقش موثری كه این رشته در ارتقا كیفیت محیط شهری دارد. نه وجود طرحهایی بنام «طراحی شهر» شاهدی برای داعیه اول است و نه نبرد فصلی مستقل در طرحهای جامع امروزی اروپا و آمریكا دلیل بربیاهمیت بودن مسایل كیفی است.
یكی از مهمترین پرسشها در بررسیهای تحقیقی این است كه مباحث كیفی و دانش طراحی شهری چگونه خود را در طرحهای شهری متبلور كردهاند؟ آیا همیشه به عنوان بخش مستقلی مطرح شدهاند یا خیر؟
- در بررسی محتوای طرحهای در دسترس، دو گروه مشاهده میشوند.
۱) گروهی كه فصل مجزایی به نام طراحی شهری را در كنار بقیه بخشها دارند (مونیخ و سانفرانسیسكو)
۲) گروهی كه دارای فصل مستقلی به نام طراحی شهری نبودند، بلكه مباحث كیفی مطروحه در طراحی شهری را علاوه بربخش اهداف و چشمانداز، در لابهلای بخشهای دیگر مطرح كردهاند. مانند سیاتل، بریستول، گلاسكو و...
تهران در آغاز سلطنت پهلوی به همان صورت اواخر عهد قاجار باقی مانده بود، زیرا پس از مرگ ناصرالدین شاه، تا این زمان تغییرات محسوسی در وضعیت تهران به لحاظ توسعه شهری انجام نشد. با شروع دوره پهلوی تحولات گسترده ای در تهران به وجود آمد و ساختارهای موجود حاکم بر جامعه تحت تاثیر این دگرگونی ها، قرار گرفت. پیدایش و گسترش نهادهای جدید شهری و تشکیلات اداری، نیازمند ایجاد ساختمان هایی در سطح کشور، به ویژه پایتخت بود. ورود اتومبیل، هر چند قبل از این دوره باعث تغییرات اندکی در شهر ناصری شد، اما در این دوره تاثیر اساسی در شکل توسعه شهر گذاشت. شهر از هر سو شروع به گسترش کرد ولی دامنه آن، محدود به حصار ناصری باقی ماند و در پی ساخت و سازهای روزافزون، تخریب حصار ناصری از سال ۱۳۱۱ شمسی آغاز شد و تا سال ۱۳۱۶ ادامه یافت. خندق های پیرامون شهر ناصری شکل گرفت.
در این میان برخی از محله های قدیمی نیز تخریب و ساختمان های مورد نیاز دولتی درون محدوده قدیمی آنها احداث شد. این دگرگونی ها با نظارت یک تشکیلات اداری به نام بلدیه که در سال ۱۲۹۸ شمس تاسیس شده بود، انجام می شد.
در این دوره اغلب ساخت و سازها به سمت شمال شهر تهران کشانیده شد و در امتداد خیابان های سعدی، لاله زار، فردوسی و... ادامه پیدا کرد. این اتفاق را باید از مهم ترین فعالیت های شهرسازی دوره پهلوی دانست که با احداث خیابان های جدید تعریض و گسترش خیابان های فرعی و اصلی شهر دوره قاجار و احداث بناهای فرهنگی، دولتی و میدان های جدید، همراه بود.
در این دوره ضمن ادامه شیوه معماری اواخر قاجار و شیوه نئوکلاسیک غربی سبک های دیگری که تحت تاثیر جنبش هنر نو غرب بودند، توسط مهندسان خارجی مقیم کشور و دانشجویان ایرانی فارغ التحصیل از دانشگاه های اروپا، پدیدار شدند. ساختمان های این مقطع زمانی نیز هم اکنون در میان بافت مرکزی شهر تهران واقع شده اند و با این که هماهنگی با معماری ایرانی ندارند اما از ترکیبی بسیار استوار و زیبا برخوردارند و نمونه هایی با ارزش از ظهور معماری مدرن در ایران محسوب می شوند.
مدیر اداره مبلمان شهری سازمان زیباسازی گفت: مبلمان شهری در تهران نیازمند ساماندهی و زیباسازی است و با توجه بیشتر به مبلمان شهری می توان بسیاری از مشکلات اجتماعی،فرهنگی و حتی ترافیکی را حل کرد.
مهندس سید رضا لاهیجی خاطرنشان کرد: در طول سالهای گذشته مناطق شهرداری بر اساس سطح توانایی خود و نیازهای شهری اقدام به تهیه انواع مبلمان شهری می نموده اند و کمتر در این مورد مطالعه و تحقیقی صورت می گرفته است که این امر، وضعیت نابسامان امروزی را بوجود آورده است.
وی افزود: سازمان زیباسازی علیرغم کمبودها و محدودیت های گسترده در زمینه های نیروی انسانی، امکانات و ... در تلاش است با هماهنگی با برخی از معاونت های شهرداری ، فعالیت های مناطق را در این زمینه هماهنگ، هدفمند و باپشتوانه علمی همراه سازد تا در آینده وضعیت فعلی مبلمان شهری ساماندهی گردد.
مدیراداره مبلمان شهری سازمان زیباسازی شهرداری تهران یادآور شد: این سازمان بررسی ها و مطالعات زیادی را در این خصوص انجام داده است و بسیاری از نابسامانی های این حوزه را شناسایی کرده است ، بطور مثال در خیابان ولی عصر که حتی جزء بزرگترین خیابان های دنیا است ۱۷ نوع ایستگاه اتوبوس وجود دارد که به خوبی بیانگر وضعیت فعلی است.
وی افزود:ایستگاه های مخصوصی متناسب با خصوصیات این خیابان طراحی و ساخته شده است که از جنس شیشه و استیل است و می تواند در کنار پیاده راه سازی ۲۰ کیلومتری ،چهره مناسبی را به این خیابان مهم پایتخت بدهد.
مهندس لاهیجی تصریح کرد:مبلمان شهری موضوع بسیار گسترده ای است که با حدود ۱۰۰ عنوان ، بیش از هزاران نوع محصول دارد که نمونه های آن را می توان در زمین های بازی،نشیمن های شهری ،چراغها و سایر سازه های شهری مشاهده کرد.
وی با اشاره به اینکه توجه به مقوله مبلمان شهری در برنامه های سایر کلانشهرهای بزرگ دنیا نیز امری متداول و بدیهی است اضافه کرد: در شهر برلین، مسئولین شهری توانسته اند با زیباسازی مبلمان شهری خود ضمن زیبا کردن چهره شهر، میزان بروز خشونت ها،اعتیاد و سایر ناهنجاری های اجتماعی راکاهش دهند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: چهره نازیبای شهری، ذهن وروحیات شهروندان را نیز زشت و خشن می کند و بر روحیه آنان تأثیر مستقیم می گذارد چراکه بیشتر وقت روزانه شهروندان در محیط های شهری می گذرد.
مدیر اداره مبلمان شهری سازمان زیباسازی تأکید کرد: طراحی مناسب مبلمان شهری در تهران می تواند بر کاهش ترافیک شهر نیز تأثیر بگذارد بطوریکه وقتی فضای شهری مطلوب باشد مردم تنها به صرف اوقات خود در منازل توجه ندارند و پس از گذران امور جاری به قصد رسیدن به منازل حرکت نمی کنند که به این ترتیب ترافیک شهر در ساعات مختلف توزیع می گردد.
وی افزود:مردم در این زمینه باید توقع خود را از سازمانهای متولی بالا برده و زیبایی چهره شهر خود را از مدیران شهری طلب کنند و مدیران شهری نیز باید با ایجاد هماهنگی توجه بیشتری را به این موضوع بنمایند .
منبع : سايت آفتاب
1) طرح های هندسی منظم یا نامنظم مشخصه های طراحی:
- طرح منظم و هندسی در جایی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد که موقعیت جغرافیایی آن فضا شرایط بخصوصی را اجبار نکرده باشد.(مثلا –فضای مسطح و بدون هیچ گونه ساخت و ساز ،جنگل و... می توان این گونه عمل کرد)
- طراحی نامنظم و آزاد زمانی قابل اجرا می باشد که داده هایی مشخص (پستی ،فضای سبز ،رودخانه ها ،ساخت و ساز نامنظم ) به عنوان عمل جدا کننده در مکان وجود داشته باشند).
2) طراحی قالب و یا متاثر از عوامل دیگر:
3) طراحی طبق قرارداد به عنوان یک پدیدع ارگانیک یا مصنوعی (هنر معماری)
منبع : سایت همکلاسی
انواع بافت
بافت كهنه، فرسوده و نابسامان شهری كه درهسته مركزی یا لایه های میانی شهرها واقعند ونیازمند دخالت وساماندهی هستند به لحاظ ویژگیهای فضایی، كالبدی وارزشی، همسان نبوده و تعاریف زیر آنها را ازهم متمایز می كند:
¨ بافت تاریخی
¨ بافت قدیم
¨ بافت فرسوده
¨ بافت پیرامونی یا بافتهای با اسكان غیر رسمی
1- بافتهای تاریخی
ابنیه و فضایی كه قبل از1300 هجری شمسی شكل گرفته و به ثبت آثارملی رسیده یا قابلیت ثبت شدن را دارا می باشند (مانند مجموعه میدان نقش جهان و پیرامون آن) تماماً واجد ارزش فرهنگی تاریخی هستند.
درمورد اینگونه بافتها، ضوابط و مقررات سازمان میراث فرهنگی وگردشگری ملاك عمل خواهد بود.
2- بافت قدیم
آن بخش از بافتهای شهری را شامل می شود كه قبل از1300 شكل گرفته ولكین به دلیل فرسودگی كالبدی و فقدان استانداردهای ایمنی، استحكام وخدمات و زیرساختهای شهری علیرغم برخورداری از ارزشهای هویتی از منزلت مكانی و سكونتی پایین برخوردارند. مداخله دراینگونه بافتها یا سایر بافتهای شهری متفاوت بوده و اقدامات از نوع بهسازی، روانبخشی و نوسازی خواهد بود كه در قالب طرحهای ویژه به اجرا درخواهند آمد.
(تعاریف مندرج در موارد 6و7 اساسنامه شركت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری- مصوب هیأت وزیران)
بافت هر شهر، خاک، شن، ماسه، سیمان و بتن نیست، بلکه محلی برای زندگی و تجسم رویاهای انسان دیروز و بشر امروز است.
صاحبنظران معتقدند، شهر موجودی زنده است که در محیطی طبیعی به حیات پیچیدهاش ادامه میدهد، رشد میکند، بیمار میشود و میمیرد.
با تأمل در اجزای درونی بدون این موجود زنده، مجموعهها و عناصری قابل مشاهده است که یکی از آنها عناصر مربوط به مبلمان شهری است. این عناصر به منظور آسایش و راحتی، ارائه اطلاعات، کنترل حرکت، حفاظت و بهرهگیری شهروندان مستقر شدهاند. این اشیاء نه فقط نیازهای مادی، بلکه نیازهای روحی و روانی استفادهکنندگان را نیز باید پاسخگو باشند.
هرگونه نارسایی در طرح و اجرای عناصر، نه تنها نقض غرض در عملکرد آن است، بلکه جانمایی غلط و ترکیب نامناسب عناصر با یکدیگر و با محیط نیز میتواند ناهنجاریهای زیادی را به بار آورد. لذا لازم است اصول زیباییشناسی در طراحی و جانمایی رعایت شود.
در حالی که به زحمت میتوان زیبایی را تعریف کرد ولی قطعاً ترکیب هنرمندانه عناصر طراحی چون خط، فرم، بافت و رنگ برای ایجاد یک زیبایی در منظره نقش غیرقابل انکاری دارد.
تناسب رابطه نسبی و قیاس بین اجزاء برای ایجاد ارتباط و هماهنگی در کل فضا و عنصری مشترک و فعال است. هر شیئی دارای تناسبات خاص است. این تناسب موزون با ترکیب و ارتباط با اشیاء مجاور، زیبایی را به وجود میآورد، بنابراین در طراحی شهری برای ایجاد زیبایی، عناصر به کار گرفته شده باید با فضای پیرامون متناسب باشد.
رویکردی دوگانه
تناسب بر دو نوع است؛ شهودی و هندسی.
تناسب شهودی تناسبی است که در آثار هنرمندان طراحی شهری برای ایجاد آرامش در انسان است که با ایجاد تعمیق و قدرت در دید بصری انسان میسر میشود.
یک اثر هنری در این مقوله با توجه به شرایط محیطی و قوام آن با شرایط فنی و تکنیکی خلق میشود و نخستین شرط طراحی، تناسبات انسانی در ابعاد مختلف است و اما در تناسب هندسی کیفیت نسبتها مورد نظر است، به طوری که هر جزیی از یک عنصر با خود و مجموعهای که در آن قرار گرفته باید تناسب داشته باشد. در اینجا نسبت طلایی را میتوان مطرح کرد.
با تلفیق تناسب هندسی و شهودی، بهترین آثار هنری خلق شدهاند، بنابراین با سنجش تناسب اجزا با خود و محیط اطراف و عناصر مجاورشان و ملحوظ کردن تناسب و کاربرد انسانی، اصول زیبایی شناسی شکل میگیرد.


