تبليغاتX
3شهرساز


3شهرساز

بهترین مقالات شهر و شهرسازی و برنامه ریزی و طراحی و مدیریت شهری و غیره
سلیمانیه ، بهشت زمینی ما

بخشی از خاطرات خوب كودكی و نوجوانی من در سلیمانیه، این باغ دلگشای گمشده در حاشیه شرقی تهران جا مانده است. نمی دانم امروز از آن همه سبزی و خرمی چه باقی مانده. می دانم اما از بهار ۴۷ كه برای امتحان ششم دبیرستان میهمان خرمی سلیمانیه بودم، دیگر پای من به آنجا نرسیده است.

سلیمانیه باغی قلعه مانند با دروازه و دیوارهای بلند خشت و گلی و چینه ای بود. این قلعه از خود آسیاب، قنات پرآب و ساكنان ثابت داشت. غیر از آب قناتی كه با پمپ آب زلال بی دریغ را در نهرها جاری می كرد سلیمانیه به دو چیز معروف بود: توت سفید و خیارسبز.

از خانه ما تا سلیمانیه حدود نیم ساعتی راه بود. باید از كنار كرت های سیفی، خانه های توسری خورده، دیوار یخچالی ها، میدانچه موتورآب، باغ های پرورش گل، گورستان ارامنه و... می گذشتیم تا به سلیمانیه برسیم. تا نیمه دهه ۳۰ در شمال قلعه، آمریكاییان یك زمین گلف درست كرده بودند و شنبه ها و یكشنبه ها این منطقه را روی سرشان می گذاشتند.

تاریخ سلیمانیه را بنویسم؟ تهران شناسان می گویند پیش تر اسم سلیمانیه، اصفهانك بوده است. قنات آن را علیرضا خان عضدالملك قاجار (نایب السلطنه احمدشاه) كشید و قلعه را به نام پسر خود (سلیمان) سلیمانیه نامید. مالك بعدی حسن وثوق الدوله بود؛ همان كسی كه همه ایران را با انگلیسیان معامله كرد و از ترس عقوبت به اروپا گریخت و در سال ۱۳۰۴ و پس از كودتا با حمایت همان انگلیسیان برگشت. او پس از فرار رضاخان سی هزار متر اراضی سلیمانیه را خرید و برای آن ۳۵ هزار متر مربع سند گرفت. آخر اخوی او احمد قوام السلطنه نخست وزیر بود. به همان پشتوانه هم بود كه دستی به سر و گوش قلعه كشید و آن را رونق داد.

همین ملك در دهه ۳۰ و ۴۰ قیمت پیدا كرد و ورثه حسن وثوق از فروش این زمین ها آن قدر پول به دست آوردند كه در اروپا بتوانند كر و فری كنند. این هم از تاریخ .

خیار سلیمانیه (دولاب) كوچك، اندكی خمیده و بسیار معطر بود. غیر از خیار در تمامی آن حوالی زمینهای كشت بادنجان، كدو، ترب سیاه و... بسیار بود. اهالی سلیمانیه گاو و گوسفند هم نگه می داشتند.

تیر و مرداد فصل توت جمع كنی بود: یك چادر برزنتی بزرگ را زیر درخت باز می كردند و كارگران حاشیه آن را نگه می داشتند. یكی دو نفر هم زیر چادر می ایستادند تا چادر شیب پیدا كند. سرپرست گروه پس از سه صلوات اجازه تكان دادن می داد و كسی كه روی شاخه ها بود، می تكاند. می تكاند و بارانی از دانه های درشت توت روی چادر می ریخت.

ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت7:15توسط 3شهرساز |
آغاز شهرنشینی

تپه سیلك

تپه جنوبی " سیلك " با مساحتی بیش از دو هكتار در سه كیلومتری جنوب شرقی شهر كاشان معرف دوره های سوم و چهارم سیلك است. اگر چه از لحاظ فرهنگی دوره سوم سیلك ادامه دوره دوم در تپه شمالی است، اما پیشرفتهای چشمگیری كه در امور فنی نصیبصعنعتگران ساكن آن شد، این دوره را از دوره های پیشین و بعدی، یعنی دوره های دوم و چهارم به گونه ای بر جسته جدا و متمایز می سازد.

دوره سوم از هشت لایه استقرار تشكیل شده است.  اواسط این دوره كه همزمان با دوران شكوفایی صنعت و فن در سراسر فلات مركزی است، پیشرفتهای شگرفی را در صنایعی همچون سفالگری و فلزكاری به نمایش می گذارد. از زمان لایه چهارم از دوره سوم، به علت افزایش تقاضا برای سفال و گسترش مبادلات تجاری كه نیاز به وسایل حمل و نقل كالا را بیشتر می كرد، سفالگران سیلك برای تولید سفال انبوه دست به اختراع چرخ سفالگری زدند. این زمان در حدود 4500 ق.م. بود. اما، بزرگترین رویداد در ایجاد تحولات صنعتی، تجاری، سیاسی و اجتماعی در عصر باستان را كه راهگشای پیدایش تمدنهای بزرگ و ظهور امپراتوریها شد، كشف فلز و ذوب آن بود. این تحول عظیم صنعتی نخستین بار و به طور تقریبا" همزمان در دو منطقه مركزی آناتولی درتپه " چایونو " و در فلات مركزی ایران در تپه " قبرستان " قزوین در حدود اواخر نیمه اول هزاره پنجم ق.م. و یكی دو قرن بعد در " تل ابلیس " در استان كرمان به وقوع پیوست. در " سیلك " صنعتگران با ذوب مس و ریختن آن در قالبهای باز، ابزارها و ادوات متعدد و گوناگون مانندتبر، چكش، كلنگ یك سر، كلنگ دو سر، تیغ خنجر، سوزن، سنجاق، اسكنه و قلم تولید كردند و آنها را جایگزین نوع مشابه سنگی یا استخوانی آن نمودند.

 تپه قبرستان

در حفریات تپه " قبرستان " در هشت كیلومتری شمال روستای سگزآباد در دشت قزوین، دو كارگاه ذوب مس همراه با چندین نوع قالب باز، چند نمونه كوره مس و مقدار زیادی سنگ اكسید مس به دست آمد.

ساكنان تپه قبرستان در تمامی طول دوره دوم ( همزمان با لایه های چهارم و پنجم از دوران سوم سیلك ) در خانه های یك، دو و یا سه اتاقی می زیستند. در میان خانه ها چند كارگاه سفالگری و فلزكاری نیز شناسایی شد.اما بزرگترین اثر معماری ساختمانی وسیعی است با دیوارهای ضحیم ویك حیاط مركزی و 9 اتاق كه به احتمال زیاد نشان دهنده نوعی حكومت و یا نظام اداری در اواسط هزاره پنجم ق.م. در فلات مركزی ایران است.

محوطه های شناخته شده دیگر این فرهنگ عبارت اند از : تپه حصار " در سه كیلومتری شرق شهر دامغان، چشمه علی در شهر ری " ، مرتضی گرد" در حدود پنج كیلومتری جنوب چشمه علی و در سمت راست جاده ری به عباس آباد در فاصله 9 كیلومتری از تهران، " قره تپه " شهریار به فاصله حدود 20 كیلومتری جنوب غربی تهران .

 

منبع: http://www.farhangsara.com

+نوشته شده در پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت7:10توسط 3شهرساز |